شما اینجا هستید
اخبارکیش » ارتباط فیلم های کوتاه و هنر تئاتر

در یادداشت قبلی مطالبی  را گفتم که خلاصه ایی باشد بر اینکه اصولا فیلم کوتاه چیست، به چه شکل است و برچه پایه هایی استوار است .

اما در پاسخ به پرسش شما که فرمودید چه ارتباطی بین فیلم کوتاه و هنر تئاتر است و اینکه فیلمسازان کوتاه و بازیگران تئاتر و اصولا اهالی تئاتر چه ارتباطی با هم دارند  باید کمی در مورد هر دو موضوع خصوصا فیلم { به شکل کلی آن } صحبت کرد .

خوب این دو مشترکاتی دارند

در وهله اول هر دو بر اساس یک متن شکل می گیرند، در هر دوی اینها نویسنده ایی است که به طور مستقیم صحبت نمی کند و کار را برای او کارگردان، بازیگران و عوامل صحنه پیش می برند ، هر دو شخصیت هایی رانمایش می دهند، ما را با اتفاقاتی رو به رو می کنند و گاها ما شاهد درگیری هایی در این میانه هستیم که توسط بازیگران وکارگردان و عوامل دیگر ابراز می شوند ….خوب اما بیایید از متن ها شروع کنیم و به تفاوت ها بپردازیم

همانطور که می دانیم متنی که تئاتر بر اساس آن نوشته میشود را نمایشنامه می گویند و متنی که فیلم کوتاه و بلند بر اساس آن ساخته می شود را فیلمنامه ….حال مقداری به اوصاف نمایشنامه می پردازیم و تفاوت هایش با فیلمنامه

نمایشنامه یک متن ادبی کامل است و می شود آن را به عنوان یک کتاب ارزشمند بارها و بارها خواند و اگر نمایشنامه ایی بارها و بارها اجرا شود باز هم آن نمایشنامه قابل مطالعه است و می توان از آن استفاده کرد و باز هم آن نمایشنامه را روی صحنه برد …در حقیقت نمایشنامه پایانی ندارد.

اما فیلمنامه یک دستور العمل است و فاقد چنین ویژگی می باشد. فیلمنامه ها هرچند هم که خوب نوشته شده باشند ، یکبار که به فیلم تبدیل می شوند دیگر رسالت خود را انجام داده اند.

و کارگردان باید درست آنچه را که نوشته شده است را پیاده کند، مثلا اگر صحبت بر سر یک آتش سوزی بزرگ و مهیب است و یا اگر در مورد یک خودرو آلمانی در جنگ جهانی دوم صحبت شده، همه اینها باید عینا تهیه شده و استفاده شوند.

و در یک جمله میشود به این موضوع استناد کرد که فیلمنامه با تولید شدن فیلم است که دیده می شود { چه کوتاه و چه بلند } و نمایشنامه به خودی خود دارای اهمیت است.

در اینجا لازم می دانم اشاره کنم به جمله ایی از ادوارد آلبی نمایشنامه نویس مشهور که می گوید: یک نمایش چیزی جز یک نظر درباره ی یک نمایشنامه نمی باشد، آن ممکن است حقیقت داشته باشد، ممکن است بخشی از حقیقت باشد، یا ممکن است به تمامی دروغ باشد ….اما

اما تولید یک فیلم نمی تواند نظری در مورد یک فیلمنامه باشد و باید جز به جز متن را به تصویر در آورد، نمایشنامه را می توان  به این هدف نوشت که خوانده شود ولی فیلمنامه اگر تولید نشود بودش نابود است، فیلمنامه جانی از خود ندارد و تولید است که به فیلمنامه حیات می بخشد، این در حالی است که نمایشنامه به خودی خود زنده و پویاست .

حال به نکته جالب دیگری در میان تفاوت ها می پردازیم

سینما و فیلم بر اساس تصویر است در حالی که تئاتر بر اساس کلام

شما فکر کنید که در سالن تئاتر نشسته اید و دارید یک تئاتر را با لذت و دقت می بینید، حال عوامل اجرایی به شما اینگونه می گویند که نیمکت موجود در صحنه یک اتوبوس است که در حال حرکت است و ما بدون درنگ می پذیریم، در حالی که در سینما هرگز چنین نیست، چه کوتاه و چه بلند

مضمون و شخصیت دو عنصری هستند که نویسنده نمایشنامه نویس بر آنها تاکید دارد و سعی در کنکاش در مورد آنها و داستان را در خدمت این دو عنصر قرار می دهد

و در فیلمنامه ما خلاف این را داریم یا تقریبا و معمولا اینگونه است . یعنی مساله مهم در فیلمنامه { عموما } بر داستان است و شخصیت و مضمون برای بیان داستان ایجاد و خلق می گردند ، حتی فیلمنامه های شخصیت محور هم این گونه اند.

نمایش سه بعدی است و بیننده معمولا متوجه صدای نفس های بازیگر یا بازیگران می شود و التهابات و گرمای درونی اورا بخوبی احساس می کند، اما فیلم دو بعدی است، در انحصار یک قاب است و با یک سری ابزار است که می شود آن را دید

ودر حقیقت با یک سری ابزار است که می شود یک ماجرارا که حتی اگر کاملا خیال پردازانه باشد را عینا دید و فقط در صورت موفقیت در این عینیت است که موفق می شود، مثلا اگر موضوع در مورد سفر به ماه است باید همه چیز شامل موشک ها و سفینه های فضایی و یا حتی خود ماه در حد بینهایت زیادی به واقعیت آنها نزدیک باشند.

فیلم وقتی تولید میشود دیگر امکان تغییر ندارد و در هر بار نمایش با نمایش در بار قبل کوچکترین تغییری ندارد، حال ممکن است این اتفاق در بازه زمانی دو دهه اتفاق بیفتد و دیگر آن عوامل د قید حیات نباشند و از طرفی عکس العمل بیننده ها هیچ تاثیر بر عوامل ندارد، چه از هنرمندی عوامل خشنود شوند و هورا بکشند و چه توهین کنند و اصطلاحا بازیگر یا کارگردان را هو کنند ولی نمایش عکس این ماجراست، سخن آخر اینکه در نمایش بین بازیگر و تماشاگر ارتباطی موثر وجود دارد .

فیلم از تدوین، تصویر برداری، تکنیک های کارگردانی، جلوه هایی ویژه استفاده می کند، اقتصادی بسیار بسیار قوی تر از تئاتر دارد و اصولا فیلمسازی یک صنعت است .

حال که به نحوی  شباهت ها و تفاوت ها را برسی کردیم  باید به این موضوع مهم هم بپردازیم که در سینمای داستانی و حتی در خیلی از فیلم های مستند داستانی سینما به تئاتر وابسته است و اینگونه فیلمسازان در کنار بازیگران تئاتر است که می توانند آثار خوبی از خود به جا بگزارند و هر چه فیلمسازان و کارگردانان خوب بکوشند ، بدون در معرض یک سری بازیگر تئاتر خوب هرگز به مقصد و تولید فیلم داستانی خوب نخواهند رسید و بازیگران تئاتر نیز با یک کارگردان سینمایی خوب است که به سرعت هنرشان در اقصا نقاط جهان به نحو احسن و به بهترین شکل ممکن دیده می شود و جاودان می ماند .

این هنر تئاتر است که بازیگران بزرگی را به پرده نقره ایی سینما و صفحه شیشه ایی تلوزیون بخشیده و عرضه داشته است و بدون این بازیگران خیلی از خاطرات زیبای مردم زمان ما شکل نمی گرفت و به وجود نمی آمد

چنانچه کسی بخواهد وارد عرصه بازیگری در سینما شود بی گمان باید در نزد اساتید تئاتر برود و رموز و اصول فن بیان، تربیت حس، بدن، خلاقیت در بازی، بداهه پردازی و… را بیاموزد که البته این چند سطر بالا به شکل اجتناب ناپذیری در بیش از ۷۰ درصد موارد در کشور ما ایران هم صدق کرده و قابل مشاهده است ….البته در همه حال استثنائاتی نیز وجود دارد .

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  1. مهرداد ایاز

    جناب مسعود خان پاریاب عزیز
    ابتدا اجازه میخواهم سال نو را به شما تبریک عرض کنم و آرزو کنم سالی سرشار از صحت و برکت و شادیهای بیپایان در پیش رو داشته باشید.
    در ارتباط با مقالهی ارتباط تئاتر با فیلم کوتاه، متن نوشته ی شما را خواندم ولی متاسفانه در هیچ کجای متن اثری از ارتباط این دو هنر نمایشی نیافتم. توضیح کاملی از مشخصات و مختصات فیلم و فیلمنامه، تئاتر و نمایشنامه داده بودید که بسیار مفید و برای کم سوادانی چون من بسیار کاربردی بود بهرحال هنر، هنر نمایش است و طبیعتا مشترکاتی دارند و مفترقاتی اما در مورد ارتباط تئاتر با فیلم و مشخصا فیلم کوتاه در انتظار میمانم تا در جلسات سال ۹۸ ار محضرتان بیش از پیش استفاده کنم.البته در انتهای نوشتهی شما در جایی که فرمودهاید سینمای داستانی خوب و موفق به تئاتر و بازیگران تئاتر وابسته است و بدون آنها شاهکاری بر پردهی نقرهای و صفحهی شیشهای شکل نمیگرفت با تمام ارادت که به تئاتر دارم و قداستی که برای صحنه قائل هستم اما با این نظر نیز بسیار مشکل دارم.
    بهرحال خود بر کم سوادی خودم واقفم و چون از بزرگواری شما آگاهم یقین دارم جسارت بنده را خواهید بخشید.
    خوب باشید و بمانید برایمان
    مهرداد ایاز

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری تحلیلی اندیشه کیش | نگاه متفاوت و تحلیلی به اخبار کیش