شما اینجا هستید
اخبارکیش » دیالکتیک زیستن / تحلیل از جهان پسا کرونا

می گویند مرگ حق است. اما نگفته اند حقی است که به راحتی به همه داده شده است. زیرا از منظر هگلی در مقابل مرگ, این زندگی ست که چسبیده به مرگ و زندگی را ناب نگه می دارد. از این رو حیات روح نیست که مرگ را ناب نگه می دارد. از طرفی بسیار در گزاره های خبری شنیده ایم که می گویند افراد با سابقه بیماری قبلی یا کهنسال جامعه هدف این بیماری هستند. آیا فلسفه مرگ در حد یک ابژه اهمیت پیدا می کند و بر سوژه تقدم دارد؟ پاسخ من مثبت است. زیرا عادی نشان دادن شرایط در گزاره های خبری خود نوعی اپیدمی اخلاقی است. آن هم در جامعه واپس گرا که علاوه بر سیاست های هویتی و جنسیتی به سیاست های سنی و نو داروینی رسیده است که در بلند مدت می تواند از بعد روانی به واپس زنی تبدیل شود زیرا بزرگسالانی که ترومای عظیمی را تجربه کرده‌اند، می‌توانند به یک بی‌حسی روانی دست یابند که حافظه یا احساس در مورد فاجعه را مسدود می‌کند که در نهایت به سرکوبی روانشناختی منتهی می شود.

ویروس تراموا

مارشال برک متخصص اقتصاد منابع محیطی با گفتن ارتباط بین کیفیت هوای آلوده و میزان مرگ‌ومیرهای مرتبط با آن می پرسد آیا زندگی‌هایی که به سبب کاهش آلودگی در پی تبعات اقتصادی کرونا حفظ شده‌اند بیشتر از میزان مرگ‌ومیری نیست که توسط ویروس رخ داده است؟ پاسخ برک این است که تنها در چین طی دو ماه گذشته بر اثر کاهش در میزان آلودگی جان ۴ هزار کودک زیر ۵ سال و ۷۳ هزار بزرگسال بالای ۷۰ سال حفظ شده است. بنابراین مسئله تراموا در ویروس کرونا به نوعی از تضاد منافع بهره می برد. در اینجا نوعی انتخاب بین بد و بدتر وجود دارد که تکنیک سیاستمداران در عادی سازی تئوری انتخاب در بین توده است. اینگونه به ما تلقین می شود که این ویروس است که مرگ ما را انتخاب می کند اما حکومت های ما هستند که انتخاب می کنند چگونه بمیریم.

تاخر فرهنگی

از بین رفتن هزاران فرصت شغلی, از دست دادن شغل هزاران کارگر فصلی, روز مزد یا نیروی کار ماهر به خاطر بسته شدن کارخانه جات و شرکت ها, هزینه های حکومت ها در کنترل بیماری یا خسارت های احتمالی, کاهش تولید ناخالص ملی و … تنها بخش کوچکی از پس رفت های مالی و عواقب معنوی آن در یک جامعه است. چه بسا این عقب نشینی ها باعث سرعت بخشیدن به روند تاخر فرهنگی در یک جامعه شود. این تاخر فرهنگی پس زمینه بهره کشی از اجتماعی است زیرا تسلط بر نقطه ضعف مردم ناآگاه یکی از روش های حکومت ها برای استوار ساختن ابزار کنترل (فاصله گزاری اجتماعی یا قرنطینه بدون پشتیبانی مالی) ایجاد الگوی اولویت ها در صف مردن است که من نام ارزش افزوده مردن را بر آن گذاشته ام چراکه خود نوعی فرآیند تولید مرگ است و در عمل ارزشی برای مرگ قائل نیست و استثمار اجتماعی به حساب می آید.

واپسگرایی اجتماعی

برخی از جامعه شناسان و کارشناسان محیط زیست از گزاره های خبری مانند ترمیم لایه اُزون، کاهش آلودگی آب و هوا و گازهای گلخانه ای و … نتیجه گیری می کنند که رام شدن طبیعت(انقیاد) به کمترین سطح خود رسیده است اما من به گونه دیگری فکر می کنم. زیرا استفاده بی رویه از منابع آبی, حجم عظیم زباله های بیمارستانی, پلاستیکی, لاتکس و مواد ضدعفونی اگر از به اندازه قبل برای زمین زیانبار نباشد خود نماینده انقیاد طبیعت به دست انسان است.

وضعیت اول الزمانی

در وضعیت حال حاضر جهان ما سه لایه سلطه جویی سرمایه داری آدورنویی (انقیاد طبیعت به دست انسان، سرکوبگری روان‌شناختی و استثمار اجتماعی) را شاهد هستیم. بنابراین من دنیای پسا کرونا را دنیای سرمایه داری نو می دانم زیرا با تضعیف بی حد و اندازه مذهب و ایدئولوژی تنها سرمایه داری امکان تسلط هر چه بیشتر بر جوامع مختلف را خواهد داشت. کافی است به آمارها نگاهی بیندازیم تا ببینیم فقر تا چه اندازه در جهان گسترش پیدا می کند. گسترش فقر را در کنار افزایش بازار های پزشکی, اقتصادی و … با رشد مصرف گرایی می تواند گواه وضعیت اول الزمانی سرمایه داری باشد. وضعیتی که حتا برای سرمایه داری دینی کلید خورده است.

علیرضا توکلی
از مجموعه مدرنیته سنتی

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری تحلیلی اندیشه کیش | نگاه متفاوت و تحلیلی به اخبار کیش