شما اینجا هستید
اخبارکیش » آن مرد در باران آمد، با باد و بوران رفت

ایوان بونین در بخشی از خاطراتش که به واپسین روزهای زندگی چخوف پرداخته، می‌گوید:

درشکه را نگه داشتیم و آرام زیر درختان سرو قدم زدیم و از ویرانه‌های کوشکی که در پرتوِ مهتاب به رنگ آبی می‌درخشید گذشتیم. چخوف ناگاه روی به من کرد و گفت: «می‌دانی مردم آثار مرا تا کی خواهند خواند؟ هفت سال، فقط همین.»

بونین که از نظر ناگهانی نویسندۀ روبه‌‌مرگی که آثارش را سخت بزرگ می‌داشت متحیر شده بود می‌پرسد: «چرا هفت سال؟»

چخوف شیطنت‌آمیز پاسخ می‌دهد: «پس هفت و نیم سال.»

صد سال و اندی سال گذشته و چخوف و آثارش روز به روز مهم‌تر هم بشوند.

راسل در جمله‌‎ای با این مضمون گفته بود:

یکی از نشانه‌های فروپاشی ذهنی آدم این است که فکر کند کاری که می‌کند مهم‌ترین کار دنیاست.

خواستم پیش مقدمه را به گونه ای انتخاب کنم که اشاره بارز و عینی از چگونه زیستن انسانهای تاریخ ساز بر دایره آثار فاخر هنری و ادبی در جهان هستی باشد.ا

اگر بر گستره ایران بزرگ بنگیرم از امیر کبیر که دارالفنون را تأسیس کرد و بر اعتلای ایران قجری جنگید الی احمد محمودها و ابراهیم گلستانها و دولت آبادی ها و کدکنی و ایرج افشارها میتواند مثال های محکم در حوزه فرهنگ و ادب کشورمان باشد چه مفاخری در کشور داشته و داریم که اگر بر آثار بجای مانده آنها اشاره ای مختصر شود شاید روزها و ماها صفحات مجازی را درگیر خود نماید.

پس چه خبر گشته در این شهر ، القاب مردان بارانی عین نقل و نبات خرج میشود.!؟

بله آن مرد در باران آمد و آمد و چه از خود برای جامعه فرهنگی و اجتماعی کیش گذاشت و رفت.؟؟

این مهم است، مرد بارانی چه اثری از خود بجای گذاشت و رفت.

هدف از نگارش این متن بجهت اهمیت موضوعاتی است که شاید از دید عموم مردم پنهان باشد و ندانند بزرگ نمایی پیش از حد افرادی در جامعه را که آثار بجای مانده آنان باد بوده و بوران ، تنها گرمای کُرسی کوچک است که خاطر خوش ساخته و دلدادگی برای حداقل آحادی از مردم ، البته فی نفسه عمل فوق تقدس دارد بجهت ابعاد انسانی

🚩 اما آن مرد در باران آمد و زمینی سبز نشد را بگویم آن مرد در باران آمد و امروز محصولی آماده دِرو نیست را چه بگویم.

فقط گفتیم و خندیدیم و اندکی شاد بودیم زمانی بر مدار هنر و فرهنگ و ادب آن هم با هزینه های سنگین بیشمار برای پروژه های متوسط و کوچک…!؟

البته این هم هنری است سرگرم کردن مردم با انواع و اقسام نشست های کوچک هنری از بررسی و نقد کتاب و فیلم و عکس الی برپایی پروژه های که در اکثر موارد استقبال افراد جامعه ۵۰ هزار نفری کیش از ۵۰ نفر بیشتر تجاوز نمی‌کرد همه و همه حول محور هنر و بستر های هنری و انگشت شمار ادبی و مناسبتی.!؟

هنر نزد شما بود و بس …

و اما مسئولیت بی شمار مرد بارانی در معیت معاونت فرهنگی و اجتماعی و هنری سازمان منطقه آزاد کیش به شرح ذیل :

– سیاست‌گذاری و نظارت عالیه بر انجام امور مربوط به توسعه آموزش کیش شامل: اجرای طرحها و برنامه‌های آموزشی از سطوح پیش دبستانی تا پیش دانشگاهی.

– برقراری ارتباط با نهادها، دستگاهها و مراکز و مؤسسات آموزشی، به منظور بهره‌مندی از قابلیتها و تجربیات آنها در کیش.

– سیاست‌گذاری و نظارت عالیه برانجام امور مربوط به تامین نظم اجتماعی، امنیت شهروندان، سرمایه گذاران و گردشگران.

– انجام هماهنگی های لازم با نهادها و دستگاههای ذیربط جهت برگزاری انتخابات عمومی در کیش.

– سیاست گذاری و نظارت عالیه بر ایجاد و توسعه نهادهای مدنی مانند تشکلها و سازمانهای غیر دولتی، اتحادیه ها و انجمن ها با توجه به ضوابط و مقررات مربوطه.

– سیاست گذاری و نظارت عالیه بر انجام امور توسط نهادها و دستگاههای اداری و انتظامی با توجه به مسئولیتها و اختیارات آنها و قوانین و مقررات ویژه مناطق آزاد.

– سیاست گذاری و نظارت عالیه بر تشکیل شوراهای اداری و ایجاد هماهنگی بین نهادها و دستگاههای دولتی در انجام وظایف محوله در راستای اهداف کلان منطقه.

– سیاستگذاری و نظارت درخصوص تهیه و تدوین شاخص‌های لازم برای ارزیابی وضعیت اجتماعی منطقه.

– سیاست گذاری و نظارت عالیه بر انجام امور مرتبط با توسعه وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بانوان کیش و حل مسائل و مشکلات خاص آنان.

– سیاست‌گذاری و نظارت عالیه بر انجام امور مرتبط با ارتقاء وضعیت اقتصادی و اجتماعی بومیان، اقشار آسیب‌پذیر کیش و اجرای برنامه‌های حمایتی و توانمندسازی آنان.

– سیاست‌گذاری و نظارت عالیه بر انجام امور مرتبط با تامین بهداشت عمومی منطقه.

– سیاست‌گذاری و نظارت عالیه بر درخواست صدور پروانه اقامت و پروانه اشتغال جهت اتباع خارجی از مراجع ذیصلاح با توجه به قوانین و مقررات مربوطه.

– ارتباط با مقامات سیاسی و مذهبی منطقه به عنوان نماینده مدیریت عالی سازمان منطقه آزاد کیش.

– نظارت بر تشکل‌های صنفی مرتبط با وظایف و مسئولیتهای حوزه معاونت.

– ارزیابی عملکرد مدیران دستگاههای اجرایی مستقر در منطقه و اعلام به ریاست سازمان جهت اخذ تصمیم.

– سیاستگذاری و نظارت بر انجام کلیه فعالیتهای فرهنگی و تفریحی برای گردشگران و ساکنین.

– برنامه‌ریزی جهت ارتقاء فعالیتهای اطلاع‌رسانی، تبلیغی، فرهنگی ازطریق شرکتهای‌تابعه و بخش‌خصوصی.

– اتخاذ تمهیدات لازم جهت برگزاری مراسم و سخنرانیها ، جشنها و فعالیت های ملی ، مذهبی  .

– همایشهای عمومی و مرتبط با امور فرهنگی و هنری .

– مطالعه و طراحی جشنواره های فصلی و موضوعی.

– توسعه و راهبری فرهنگسراها، کتابخانه‌ها، مراکز نمایشی و دارالقرآن .

– توسعه فعالیتهای صنفی بخش خصوصی در زمینه امور فرهنگی و هنری.

– برقراری ارتباط با نهادها و مراکز فرهنگی منطقه به منظور اخذ نظرات و پیشنهادات آنها.

مسئولیت های عنوان شده تنها بخشی نسبتا مهم از وظایف مرد بارانی در جزیره کیش بود.

امروز وضعیت اجتماعی شهر را نظاره کنید، آیا ترافیک ما بارانی است.!؟

معیشت و رفاه اجتماعی مردم ما بارانی است .!؟

چه شد موزه نماد کیش که مایملک حوزه فرهنگی و هنری کیش و کشور بود ، چه بر سر فرهنگ سرای مرکزی یا همان سعدی آمد.!؟

از گرایش روزافزون نوجوانان و جوانان شهر به استفاده مواد مخدر بگویم یا کشف بی شمار مواد مخدر که خبر از بحران و هشداری ناگوار از سوداگری سازمان یافته مواد مخدر در جزیره را دارد .

مسئول افزایش این حجم از بزهکاری‌های اجتماعی در جزیره کیش که بوده.!؟

از ورود بی رویه و ( نامریی ) چندین هزار موتور شارژی بی هویت به شهر بگویم که هر روز فاجعه ای بر جان انسانها تحمیل می‌کند .!؟

با خانه رسانه کیش چه کردید.!؟ خانه های ساختید روی آب.!؟

متاسفانه کسی دلیل واردات تحمیل شده آرد کم کیفیت استان هرمزگان به جزیره کیش را نمیپرسد.!؟
اکنون درد بزرگ حوزه آموزش و پرورش کیش را کسی جویا نیست .؟؟

کمبود سرانه فضای آموزشی مدارس کیش خجالت آور است که متاسفانه در ایران پهناور جزو متراکم ترین کلاس ها ی درس را داریم، جناب ، آقای بزرگ برای این حوزه چه کردید که نامتان را بر سر درب یکی مدارس حک نمایم .!؟
کلا بفرمایید حداقل یک کلاس درسی در زمان مدیریت ۴ ساله شما به مدارس کیش افزود شد یا خیر.؟
از عدم شکستن انحصار مدارس غیر انتفاعی کیش بگوییم یا عدم تحقق اهداف عالیه آموزش و پرورش کیش که قرار بود به مدارس خارج از کشور ملحق شود .؟
از آمار روز افزون طلاق در جزیره بنویسیم یا خروج ۶۰ نفره معلمان از جزیره بعلت عدم تامین نیازهای مالی و معیشتی .!؟
از ورود بیشمار افراد بیکار و بی خانمان بنویسیم یا از مهاجرت معکوس مردمی که موی سفید کردند به بهای جوانی و بعلت گرانی های مسکن و نداشتن توان تامین مایحتاج زندگی عطای کیش را به لقایش بخشیدند…

این را بگویم که هنوز بر رفتنش و جان دادنش غمگینم ، دل علی قائمی دم‌رفتن از بی توجهی ها و تبعیض ها شکسته بود.

از وضعیت نابسامان خدمات بیمه های تامین اجتماعی در جزیره کیش میگویم، چرا کسی نمپرسد که طی حضور ۱۵۰۰ روزه خود نتوانستید تاسیس درمانگاه تامین اجتماعی برای اقشار ضعیف و کارگری جامعه را محقق کنید .؟؟

در دوره مدیریت شما معضلات و بزهکاری‌های مختلفی اجتماعی را کیش به خود دید ، از قتل خیابانی الی دعواها و زد و خوردهای خونین و کارتن خوابی و دست فروشی و تکدگری آیا شما مسئولیتی در این حوزه نداشتید.!؟

چه کسی مسئول رصد ورود و خروج و اشتغال افراد در کیش بود.!؟
شما دبیر بیش از ۱۵ شورای مهم فرهنگی و اجتماعی و امنیتی و معیشتی و اقتصادی و سیاسی و مذهبی و هنری و پدافند عامل و غیر عامل و ترافیک و … بودید .

بماند که ایشان در مدیریت و تامین نیازهای حوزهای زیر مجموعه اداره خود نیز در بسیاری موارد درمانده و مغلوب بودند.

اگر قرار است اینچنین باران را القاب افراد بشماریم ، پس همه بارانی هستیم همه به نحوی به خود و اطرافیان خود میباریم،  منتها افراد در امور تخصصی و مدیریتی در جای خود قرار نمیگیرند و متاسفانه جذابیت کسب میز های قدرت به حدی چشم نواز مدهوش کننده است که هر مسئولیتی را با جسارت میپذیریم بدون تخصص بدون دانش و این از عجایب دوران حاکمیتی ماست.

[ قبول سرپرستی معاونت گردشگری]

اگر مسئولیت شما منحصر بر حوزه هنری بود باران که سهل است شما ستاره رخشانی بودید در کهکشان هنری کیش.

لطفا عملکرد موفق و قطعی خود در حوزه آموزشی و تربیتی و فرهنگی و اجتماعی را که منجر به تعالی امور و آثاری ماندگار در جزیره کیش شده را به استحضار عموم برسانید.

به هر طریق امروز مردم مظلوم و پاک نیت و ساده دل کیش به یمن اقدامات هنری شما پا در میدان تقدیر نهاده اند جای تامل دارد و سپاس،  البته در بسیاری موارد دیدن و تجربه درب های بسته و تفکرات خاکستری و بعضا سیاه دوره قبل تر  بهانه ای است موثر جهت اقدامات فوق در وصف بی حد و اندازه شما.

سخن کوتاه کنیم.

یادی کنیم از معماران تاریخ و فرهنگ و ادب و هنر کشورمان و ایستادگان همیشه بر صفحه تاریخ وطن که از خونشان لاله ها دمیده

دریغ از خاموشی لاله ها کجایند مردان بی ادعا

{پس بهتر است بیابیم ستارهای رخشان را در کواکب گوهر بار  آسمان ایران}

 مدرسه‌ هنر، مزرعه‌ بلال نیست آقا، که هر سال محصول بهتری داشته باشد. در کواکب آسمان هم یکی می ‌شود ستاره‌ رخشان، الباقی همه سوسو می‌ زنند.

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  1. مهرداد ایاز

    مدیر مسئول محترم پایگاه خبری اندیشه کیش
    با سلام،
    پیرو درج مطلبی در نقد فعالیت‌های معاون اسبق فرهنگی اجتماعی جناب آقای دکتر پورعلی بر خود لازم می‌دانم مطالبی را جهت تنویر افکار عمومی خدمتتان معروض بدارم .
    از آنجایی که نگارنده‌ی منتقد از دوستان بسیار نزدیک بنده می‌باشند و پیش‌تر نیز در صفحه‌ی خودشان جوابیه‌ای حضورشان تقدیم کردم اما از آنجایی که مبادرت به پخش نقدشان کردند گفتن برخی نکات اجتناب ناپذیر است خاصه اینکه از متن پوستر برای شاه‌بیت نقدها استفاده شده.
    ” آن مرد در باران آمد ” عنوان پوستری بود که توسط بنده جهت دعوت از فعالان فرهنگی و هنری جزیره برای تکریم و بدرقه‌ی دکتر پورعلی که طی مراسمی بسیار ساده و بی تکلف در خانه‌ی بومیان کیش برنامه‌ریزی شده بود نشر و پخش گردید و در ذیل پوستر ” جمعی از فعالان فرهنگی هنری ” درج گشته بود و جالب آنکه مدیرعامل محترم سازمان و معاون محترم فرهنگی اجتماعی سازمان هم حضور داشتند.
    بدون شک خدمات ایشان در عرصه فرهنگ و هنر بر هیچ انسان منصفی پوشیده نیست. اینکه با ترفندها و بازیگوشی‌های ژورنالیستی بخواهیم پنبه‌ی همین تعداد اندک فعالان هنر و فرهنگ را بزنیم و برای خود کلاه بدوزیم واقعا دور از انصاف است. من واقعا حیرانم اگر ایشان تا این حد ناکارآمد بودند چگونه سه مدیرعامل دیدند و کسی دم نزد. چگونه است که این همه ناکارآمدی به یکباره هویدا شده.
    دکتر پورعلی از مراسم تا نشر پوستر هیچ اطلاعی نداشتند اینکه ایشان را خود بزرگ‌بین بپنداریم که دیگر اوج نالوطی‌گری است هرچند که در بزرگ منشی و بزرگ‌بودن ایشان نمی‌توان تردید کرد کافی است سری به بومیان جزیره بزنید و از ایشان در مورد دکتر پورعلی سوال بفرمایید ببینید چه پاسخی خواهید شنید. از فعالین فرهنگی و هنری سوال بفرمایید . حتی از فعالین اجتماعی. اصلا همین که نگارنده محترم از بونین و چخوف نشانه می‌آورد یعنی اینکه اینها را خوانده و به تازگی هم خوانده و این نشان از فرهنگ ترویج کتابخوانی است که زیر نظر همین دکتر پورعلی رشد کرده.
    باری، بنده هم معتقدم که کمبودها و کاستی‌ها بسیارند. کارهای زمین مانده نیز بسیار . درخواست‌های بی‌جواب نیز بر همین منوال ولی چیزی در وجودم زبانه می‌کشد و آن وجدان بیدار و انصاف است . لااقل در حوزه فرهنگ و هنر اینچنین است.
    و ایکاش در آن مراسم بودید و می دید که با باد و بوران نرفت بلکه با عزت و احترام و اشک هنرمندان و نویسندگان بدرقه شد.
    روزگاری به زیبایی کیش برایتان آرزومندم
    مهرداد ایاز

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری تحلیلی اندیشه کیش | نگاه متفاوت و تحلیلی به اخبار کیش