شما اینجا هستید
پیام مردمی » «کیش؛ مرواریدی که این روزها فقط بوی رفتن می‌دهد»

این روزها برای پیدا کردن یک نوار چسب ساده در جزیره باید کل فاز f و سرو را زیر پا بگذاری، اما نه برای بسته‌بندی کالای فروخته شده، بلکه برای بستن کارتن‌هایی که قرار است خاطراتمان را از این خاک ببرند. وقتی لوازم‌تحریری می‌گوید «در دو روز ۴ کارتن چسب برای اسباب‌کشی فروختم»، یعنی قصه‌ی «مهاجرت معکوس» دیگر یک شایعه نیست؛ یک واقعیت تلخ است که دارد ریشه‌های جزیره را خشک می‌کند.کیش که روزی نبض تپنده‌ی گردشگری ایران بود، حالا در سکوتی غریب فرو رفته. نه صدای موسیقی جُنگ‌های شبانه می‌آید، نه شور و شوق کنسرت‌ها، و نه حتی پروازی که امیدی با خود بیاورد. رستوران‌های بزرگ از ترس ضرر، جرات باز کردن ندارند و تفریحات که روح جزیره بودند، به کما رفته‌اند.من به عنوان یک کاسب که با هزار امید در این جزیره سرمایه‌گذاری کرده‌ام، امروز درگیر یک معادله‌ی غیرممکن شده‌ام. چطور می‌شود با درآمد روزانه ۷ میلیون تومان، از پسِ اجاره مغازه‌ی ۸۰ میلیونی، کرایه خانه‌ی ۳۰ میلیونی، حقوق ۱۲۰ میلیونی پرسنل و قبوض سرسام‌آور آب و برق برآمد؟ این ریاضی نیست، این یک «فاجعه‌ی اقتصادی» است که انگار هیچ‌کس نمی‌خواهد ببیند.در این میان، به جای اینکه دستی برای یاری دراز شود، صدای زنگ تلفن‌ها بلند است؛ اما نه برای حمایت، بلکه برای اولتیماتوم! آقایان اداره مالیات، درست در روزهایی که بازار در سکوت مطلق است، لیست بدهی‌ها را ردیف کرده‌اند و تهدید به بستن حساب‌ها می‌کنند. سهم جامعه بازاریان در این آشفته‌بازار کجاست؟ چرا کسی نمی‌پرسد در جزیره‌ای که نه مسافری دارد و نه رونقی، مالیات بر کدام درآمد بسته می‌شود؟آقای کبیری و مسئولانی که نامتان در صدر تصمیم‌گیری‌هاست؛ حالِ کیش خوب نیست. کیشوندان و کاسبان در میان هجمه‌ی هزینه‌ها و فشارها تنها مانده‌اند. ما برای ماندن جنگیده بودیم، اما وقتی کارتن‌های خالی از نوار چسب‌ها پیشی می‌گیرند، یعنی دیگر رمقی برای این جنگ نابرابر نمانده است.به داد کیش برسید، قبل از آنکه آخرین چراغ‌های بازار هم خاموش شود.

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری تحلیلی اندیشه کیش | نگاه متفاوت و تحلیلی به اخبار کیش