تورم دیگر یک عدد در گزارشهای رسمی نیست؛ تورم وارد آشپزخانهها شده، سر سفرهها نشسته و به تصمیمهای روزمره مردم فرمان میدهد. وقتی حقوق ماهانه پیش از رسیدن به نیمه ماه تمام میشود، وقتی هزینه های اجارهخانه، درمان و آموزش به سختی تامین می شود و تفریح و سفر و حتی رستوران رفتن برای اقشار زیادی از مردم به رؤیا تبدیل شده است، طبیعی است که جامعه صدای نارضایتی خود را بلندتر کند. این صدا نه لزوماً سیاسی است و نه ساختارشکن؛ این صدا، صدای زندگی روزمره مردم است.
واقعیت این است که اقتصاد ایران سالهاست زیر فشار همزمان تحریم، انزوا، سوءمدیریت و فساد ساختاری نفس میکشد. در چنین شرایطی، سادهترین راه، توصیه به صبر است؛ اما صبری که افق نداشته باشد، به فرسایش اجتماعی منجر میشود. مردم میپرسند: تا کِی باید هزینه تصمیمهایی را بدهیم که در آن نقشی نداشتهایم؟
در این میان، کشور از ظرفیتهایی برخوردار است که میتوانست بخشی از فشار اقتصادی را کاهش دهد، اما در سایه انزوا و باندهای پرنفوذ و مافیایی، یا بلااستفاده مانده یا به نفع گروهی خاص مصادره شده است. نمونه روشن آن، مناطق آزاد بهویژه جزیره کیش است؛ جزیرهای که میتوانست ویترین تعامل اقتصادی، گردشگری بینالمللی و جذب سرمایه باشد، اما امروز بیش از آنکه موتور رشد باشد، گرفتار محدودیت، بیثباتی مقررات، تصمیمهای متناقض و نگاههای بسته عده ای تندرو است.
کیش میتوانست محل تلاقی سرمایه، فناوری، گردشگر و امید باشد؛ اما وقتی تعامل با جهان محدود میشود و فضای رقابتی جای خود را به رانت و انحصار میدهد، حتی بهترین ظرفیتها هم فرسوده میشوند. تحریم فقط از بیرون فشار نمیآورد؛ گاهی از درون، با تصمیمهای غلط و منافع بسته، تشدید میشود.
در این شرایط، نقش رسانهها حیاتی است. رسانه داخلی و محلی اگر نتواند بیواسطه و مسئولانه صدای مردم را منتقل کند، این صدا یا خفه میشود یا به مسیرهای پرهزینه و غیرقابل کنترل میرود که بارها شاهد آن بوده ایم. فشار بر رسانهها، نه آرامش میآورد و نه اعتماد میسازد؛ بلکه فاصله میان مردم و حاکمیت را عمیقتر میکند. رسانه منتقد، دشمن نیست؛ سوپاپ اطمینان جامعه است.
کشور امروز بیش از هر چیز به گفتوگوی واقعی نیاز دارد؛ گفتوگویی که در آن، تورم انکار نشود، ظرفیتها قربانی انزوا نشوند، فساد پشت واژهها پنهان نماند و رسانهها بهجای احتیاطِ فلجکننده، مسئولانه مطالبهگر باشند. شنیدن حرف مردم، هزینه نیست؛ بلکه بیتوجهی به مردم، پرهزینهترین انتخاب ممکن است.
اگر قرار است آرامش به جامعه بازگردد، مسیرش روشن است:
کاهش فشار اقتصادی، تعامل هوشمندانه با جهان، آزادسازی ظرفیتهای داخلی مانند کیش، مبارزه واقعی با فساد و باندهای رانتخوار، و دادن مجال به رسانهها برای نقد و گفتن حرف مردم. غیر از این، هر نسخهای فقط مسکّن است؛ آن هم کوتاهمدت و در نهایت بی نتیجه… و باعث سو، استفاده دشمنان و کشورهایی که چشم دیدن ایران عزیزمان را ندارند ، خواهد شد.




