شما اینجا هستید
اخبارکیش » فراتر از یک شکاف اجرایی، بازخوانی «حکمرانی نهادمند» در کیش

یادداشت اخیر سرکار خانم ندا اکبری، با نگاهی تیزبینانه، به یکی از زخم‌های کهنهٔ حکمرانی در کیش پرداخته است: *شکاف میان تصمیم و اجرا* ایشان به درستی از سرنوشت شورای گفت‌وگوی سازمان منطقه آزاد و بخش خصوصی سخن گفته‌اند، شورایی که با هدفی روشن و پس از طی تشریفات قانونی متولد شد، اما هرگز به مرحلهٔ حیات عملی نرسید. این پدیده، اگرچه مصداقی از «شکاف اجرایی» است، اما به گمان من ریشه در لایه‌های عمیق‌تری از نظام حکمرانی کیش دارد، لایه‌هایی که نیازمند واکاوی فراتر و راهکارهایی بنیادین‌تر هستند.
*از «تصویب» تا «تحقق»، ریشه‌یابی یک گسست تاریخی*
در بسیاری از نظام‌های مدیریتی، آنچه به عنوان «تصمیم» تصویب می‌شود، اغلب محصول یک برآیند بروکراتیک است، نه نتیجه یک «نیاز نهادمند».
شورای گفت‌وگو، اگرچه ابزاری کارآمد برای تعامل با بخش خصوصی است، اما گویی در بدو تولد، فاقد «حامیان نهادی» و «ذی‌نفعان متعهد» درون ساختار سازمان بوده است. در چنین فضایی، حتی بهترین نظام‌نامه‌ها نیز به بخش‌نامه‌هایی بی‌جان بدل می‌شوند که حیاتشان در دنیای کاغذی بخشنامه‌ها خلاصه می‌شود.
از منظر حکمرانی مشارکتی، ایجاد یک نهاد گفت‌وگو، صرفاً به تصویب یک نظام‌نامه ختم نمی‌شود، بلکه مستلزم *بازتعریف فرهنگ سازمانی و بازتوزیع قدرت تصمیم‌گیری* است. نهادی که نتواند خود را در لایه‌های تصمیم‌سازی سازمان جا کند، محکوم به بایگانی‌شدن در پستوی بخش‌نامه‌هاست.

*نگاه توسعه‌گرایانه دکتر کبیری، فرصتی برای اصلاحات ساختاری*
در این میان، نباید از نگاه تحول‌خواهانهٔ جناب آقای دکتر کبیری، مدیرعامل محترم منطقه آزاد کیش، غافل شد. از بدو ورود ایشان، نشانه‌هایی از عزمی راسخ برای اصلاحات ساختاری و حرکت به سوی حکمرانی شفاف و توسعه‌نگر دیده شده است. تأکید بر سیاست‌های حمایتی دولت چهاردهم، نگاه ویژه به مشارکت بخش خصوصی، و تلاش برای خروج کیش از تک‌بعدی‌گی صرفاً گردشگری، همگی حاکی از آن است که در رأس مدیریت منطقه، درکی عمیق از ضرورت *تغییر نهادین* وجود دارد. اما این نگاه بلند، برای تحقق یافتن، نیازمند *«بسترهای اجرایی» و «ساختارهای پایدار»* است. شورای گفت‌وگو، می‌توانست یکی از همین بسترها باشد که متأسفانه در راه‌اندازی آن کندی رخ داده است. بی‌گمان، اگر این شورا با حمایت مستقیم و پیگیری مستمر ایشان احیا شود، می‌تواند به یکی از ابزارهای اصلی تحقق همان نگاه توسعه‌گرا تبدیل گردد.

*فراتر از شورای گفت‌وگو؛ چالش‌های حکمرانی مشارکتی در کیش*
کیش، به عنوان منطقه‌ای آزاد با ویژگی‌های خاص خود، نیازمند الگویی از حکمرانی است که مشارکت واقعی بخش خصوصی، دانشگاهیان، کیشوندان و سرمایه‌گذاران را ممکن سازد. اما این الگو، در فضای فعلی با موانع ساختاری زیر مواجه است:

۱. نگاه بخشی به توسعه هر نهاد، به دنبال تحقق اهداف سازمانی صرفاً خود است و افق‌های فرابخشی را گم می‌کند. این نگاه، همکاری را به حاشیه می‌راند.

۲. ضعف در تکریم و پاسخگویی شوراها و نهادهای مشورتی، وقتی پاسخگویی خروجی‌هایشان جدی گرفته نشود، به تدریج به مراسمی تشریفاتی بدل می‌شوند.

۳. نبود بسترهای تحقق شفافیت اعتماد بخش خصوصی به فرآیندهای رسمی، زمانی پدیدار می‌شود که جریان تصمیم‌سازی، بودجه‌ها و عملکردها شفاف باشد. در فقدان شفافیت، مشارکت رنگ می‌بازد.

۴. عدم انسجام نهادی در پساجنگ بحران اخیر، اگرچه فرصتی برای همدلی بود، اما ضعف‌های ساختاری را نیز آشکارتر کرد. کیشِ پساجنگ، به مرمتی بیش از جاده‌ها و بازارها نیاز دارد، به ترمیم «شبکه‌های اعتماد» بین سازمان و مردم.

*پیشنهادهایی برای عبور از این گسست*

۱. احیای فوری شورای گفت‌وگو با نگاه راهبردی صرفاً احیای یک نهاد کافی نیست. شورا باید با حضور اعضای فعال و دارای اختیار تصمیم‌گیری در سازمان منطقه آزاد، و با دستور کار مشخص و افق دوساله بازتعریف شود. انتظار می‌رود جناب آقای دکتر کبیری با صدور ابلاغیه‌ای ویژه، بر شکل‌گیری و استقرار این شورا تأکید و بر عملکرد آن نظارت مستمر داشته باشند.

۲. طراحی سازوکار نظارت بر اجرای مصوبات تعیین یک «مرجع ضمانت اجرا» که در صورت توقف تصمیمات، گزارش آن را به هیأت‌مدیره و حتی فراتر از آن، ارائه دهد. این مرجع می‌تواند «دبیرخانه‌ پیگیری‌های راهبردی» نام گیرد.

۳. ایجاد اتاق‌های فکر تخصصی و دوره‌ای به جای شوراهای دائمی با دستورکارهای کلی، اتاق‌های فکر موضوعی با زمان‌بندی مشخص و با حضور دانشگاهیان، فعالان اقتصادی و مدیران اجرایی تشکیل شود.

۴. پیوند حکمرانی مشارکتی با بسته‌های توسعه‌ای هر تفاهم نامه‌ سرمایه‌گذاری یا طرح توسعه‌ای در کیش، باید حاوی یک «سهم مشارکت عمومی» باشد، به گونه‌ای که بخش خصوصی و جامعه محلی، ذی‌نفع اجرای آن محسوب شوند.

۵. انتشار گزارش‌های شفاف و ادواری منطقه آزاد کیش می‌تواند با انتشار گزارش‌های ماهانه از عملکرد نهادهای مشارکتی (مانند شورای گفت‌وگو)، گام بلندی در مسیر بازسازی اعتماد عمومی بردارد.

*سخن پایانی: نهادها، میراثی برای نسل‌های آینده کیش*
آنچه در سرنوشت شورای گفت‌وگو رخ داد، نه یک کاستی کوچک، که هشداری است درباره زوال «حافظه نهادی» در کیش. اگر امروز، این شکاف را به بهانهٔ فشارهای روزمره نادیده بگیریم، فردا با نسل جدیدی از کیشوندان روبه‌رو خواهیم شد که باور کرده‌اند حکمرانی مشارکتی، توهمی بیش نیست.
اما در عین حال، نباید از تلاش‌های صادقانه‌ای که در سطوح مدیریتی منطقه برای اصلاح این روند در جریان است، غافل شد. نگاه توسعه‌نگر دکتر کبیری، اگر با حمایت و پیگیری مستمر همراه شود، می‌تواند این گسست‌ها را به فرصت‌هایی برای تحول نهادی تبدیل کند.
بیائیم از سرنوشت یک شورا عبرت گیریم. نه برای سرزنش، که برای ساختن. کیش فردا، به نهادهای پویا و پاسخگویی نیاز دارد که حرف و عمل در آن‌ها هم‌سو شود. این، میراث ماندگار ما برای نسل‌های آینده این مروارید خلیج همیشه فارس خواهد بود.
در پناه همدلی و عقلانیت

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری تحلیلی اندیشه کیش | نگاه متفاوت و تحلیلی به اخبار کیش