هزاران نوجوان و جوان، جمعه دوم مرداد در ایرانمال جمع شدند؛ نه برای کنسرت یک خواننده مشهور، نه برای دیدار یک بازیگر سینما و نه برای حضور یک ستاره ورزشی. آنها آمده بودند تا نیما تکیدو، یک یوتیوبر و تولیدکننده محتوای فضای مجازی را از نزدیک ببینند.
استقبال از این رویداد به حدی فراتر از پیشبینی برگزارکنندگان بود که ازدحام گسترده جمعیت، برنامه را از کنترل خارج کرد؛ گزارشها از حضور دهها هزار نفر حکایت داشت، در حالی که ظرفیت پیشبینیشده بسیار کمتر بود. این ازدحام حتی به مصدوم شدن نیما تکیدو و انتقال او به بیمارستان انجامید و تصاویر آن به سرعت در شبکههای اجتماعی منتشر شد.
اما اصل ماجرا، ازدحام ایرانمال نبود.
اصل ماجرا این بود که بسیاری از مدیران دولتی، رسانههای رسمی و حتی خانوادهها تا پیش از این اتفاق، شاید هرگز نام «نیما تکیدو» را نشنیده بودند؛ در حالی که او نزدیک به یک میلیون مشترک در یوتیوب و میلیونها دنبالکننده در شبکههای اجتماعی دارد و برای بخش بزرگی از نسل Z و آلفا یک چهره کاملاً شناختهشده است.
این اتفاق، بیش از هر چیز، شکاف نسلی را به نمایش گذاشت؛ شکافی که در آن دو نسل، در یک کشور زندگی میکنند اما جهانهای کاملاً متفاوتی را تجربه میکنند.
نسلهای قبل با تلویزیون، سینما، روزنامه و مجلات رشد کردند و قهرمانانشان را رسانههای رسمی معرفی میکردند. اما نسل Z و آلفا در یوتیوب، اینستاگرام، دیسکورد، توییچ، بازیهای آنلاین و هوش مصنوعی زندگی میکنند. قهرمانان آنها نه الزاماً بازیگران سینما، بلکه یوتیوبرها، استریمرها، گیمرها و تولیدکنندگان محتوا هستند.
اگر مدیران گردشگری هنوز تصور میکنند که میتوان با همان فرمولهای دهه ۸۰ و ۹۰ برای نسل جدید برنامهریزی کرد، ایرانمال پاسخ روشنی به آنها داد؛ نه، دیگر آن جهان تمام شده است.
کیش؛ مقصد نسل آینده یا مقصد نسل گذشته؟
کیش سالها مقصد خرید، هتل، سواحل و تفریحات دریایی بوده است؛ اما نسل جدید تنها برای خرید یا اقامت سفر نمیکند. آنها به دنبال تجربهای هستند که ارزش روایت کردن داشته باشد.
اگر امروز محبوبترین یوتیوبرهای فارسی، گیمرها، تولیدکنندگان محتوای فناوری، هوش مصنوعی و بلاکچین، مسابقات ورزشهای الکترونیک، جشنوارههای تولید محتوا، مسابقات پهپادی، نمایشهای نور و فستیوالهای دیجیتال در کیش برگزار شود، احتمالاً هزاران نوجوان و جوان، کیش را نه بهعنوان یک مقصد تفریحی، بلکه بهعنوان مقصد رؤیاهای خود انتخاب خواهند کرد.
کیش همه زیرساختهای لازم را دارد؛ فرودگاه، هتل، مراکز نمایشگاهی، سواحل، امنیت و فضای بینالمللی. آنچه هنوز به اندازه کافی وجود ندارد، درک زیستبوم فرهنگی نسل جدید است.
گردشگری آینده، رقابت بر سر ساخت هتلهای بیشتر نیست؛ رقابت بر سر ساخت «تجربه» است.
ایرانمال به ما نشان داد که نسل Z و آلفا کجا ایستادهاند.
اکنون این پرسش پیش روی مدیران کیش قرار دارد: آیا میخواهیم همچنان برای گردشگران دیروز برنامهریزی کنیم، یا از امروز برای گردشگران فردا؟
البته شاید در میانه جنگ، سخن گفتن از آینده زیاد صحیح نباشد. ولی ما طبق معمول زودتر تلنگرها را می زنیم. هر چند که سالها عادت کرده ایم که گوش شنوایی نباشد.




