۹ اوت، برابر با ۱۸ مرداد، روز جهانی مردمان بومی است؛ مناسبتی که شاید در نگاه نخست ارتباط چندانی با جزیره کیش نداشته باشد، اما اگر قرار باشد درباره آینده کیش، هویت آن و مفهوم توسعه پایدار سخن بگوییم، این روز میتواند بهانهای جدی برای بازخوانی جایگاه بومیان جزیره باشد.
مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۹۴، روز ۹ اوت را به عنوان «روز جهانی مردمان بومی» تعیین کرد؛ تاریخی که به نخستین نشست کارگروه سازمان ملل درباره جمعیتهای بومی در سال ۱۹۸۲ بازمیگردد. هدف از این نامگذاری، افزایش آگاهی نسبت به حقوق، فرهنگ، شیوه زندگی، دانش سنتی و چالشهای جوامع بومی و تأکید بر ضرورت مشارکت واقعی آنان در تصمیمهایی است که بر زندگی و آیندهشان اثر میگذارد.
اما یک نکته مهم وجود دارد: نباید صرفاً به دلیل استفاده از عنوان «بومیان کیش»، وضعیت بومیان جزیره را عیناً با جوامع Indigenous در ادبیات حقوق بینالملل یکی دانست. اصطلاح «بومیان کیش» در کاربرد محلی، بیشتر به جامعه تاریخی و نسلهایی اشاره دارد که پیش از موج توسعه مدرن جزیره در کیش زندگی میکردند و فرهنگ، معیشت و سبک زندگی آنان با دریا و محیط جزیره پیوند خورده است. وجود پژوهش مستقل درباره «بومیان جزیره کیش» نیز نشان میدهد این جامعه موضوع مطالعات مردمشناختی و فرهنگی قرار گرفته است.
با این حال، روح این مناسبت جهانی، یعنی حفظ هویت فرهنگی، مشارکت جامعه محلی و جلوگیری از به حاشیه رفتن صاحبان فرهنگ، برای کیش کاملاً قابل تأمل است.
کیش فقط هتل و مرکز خرید نیست
کیش امروز با مراکز خرید، هتلها، تفریحات دریایی، رویدادها و تصویر مدرن خود شناخته میشود؛ اما پشت این چهره جدید، جزیرهای با تاریخ و جامعهای قدیمیتر وجود دارد.
معیشت سنتی بومیان کیش با دریا، ماهیگیری، دریانوردی، تجارت و در گذشته صید مروارید گره خورده بود. هنوز هم بخشی از جامعه بومی جزیره با صیادی و فعالیتهای دریایی ارتباط دارد. گزارشهایی از وضعیت صیادان بومی کیش نیز نشان میدهد که این حرفه برای بخشی از جامعه محلی همچنان موضوعی زنده و اقتصادی است.
خانه مردمشناسی بومیان کیش و بومگردی روستای باغو و سایر مجموعه های مرتبط با بومیان کیش نیز دقیقاً با همین هدف شکل گرفته است: حفظ و معرفی تاریخ، فرهنگ، آداب و رسوم، معیشت و صنایع دستی بومیان و پیوند دادن این میراث با گردشگری پایدار.
پس سؤال اصلی این نیست که «بومی کیش چه کسی است؟»؛ سؤال مهمتر این است که:
در کیشِ امروز، بومی کیش چه جایگاهی دارد؟
وقتی توسعه، صاحب خانه را فراموش میکند
کیش نمونه قابل تأملی از یک تحول سریع است. جزیرهای که طی چند دهه از یک جامعه کوچک ساحلی به یکی از مهمترین مقاصد گردشگری و تجاری ایران تبدیل شده است.
طبیعی است که توسعه، جمعیت جدید، سرمایه جدید و مشاغل جدید به همراه بیاورد. مسئله، حضور تازهواردان نیست؛ مسئله زمانی آغاز میشود که توسعه اقتصادی به قیمت کمرنگ شدن جامعهای تمام شود که حافظ حافظه تاریخی آن سرزمین بوده است.
اگر یک روز فرهنگ بومی کیش فقط در یک خانه مردمشناسی، چند لباس محلی، چند غذای سنتی و چند برنامه مناسبتی خلاصه شود، در واقع بخشی از هویت زنده جزیره را به «ویترین گردشگری» تبدیل کردهایم.
فرهنگ زمانی زنده است که صاحب فرهنگ بتواند با آن زندگی کند، از آن درآمد داشته باشد، آن را به نسل بعد منتقل کند و در تصمیمگیری درباره آینده محل زندگی خود سهم داشته باشد.
بومی بودن نباید فقط یک عنوان باشد
یکی از مهمترین درسهای روز جهانی مردمان بومی برای کیش، مسئله مشارکت است.
سازمان ملل در رویکرد خود به جوامع بومی بر حفظ حقوق، فرهنگ و شیوه زندگی و مشارکت آنان تأکید دارد. حتی در موضوعات جدیدی مانند فناوری و هوش مصنوعی نیز تأکید شده که بدون مشارکت معنادار جوامع بومی، فناوری میتواند الگوهای قدیمی حذف و نادیده گرفتن آنان را بازتولید کند.
این اصل را میتوان به زبان کیش ترجمه کرد:
اگر درباره زمین، ساحل، صیادی، گردشگری، بافت تاریخی، میراث فرهنگی، مشاغل محلی، بازارها، توسعه شهری و آینده جزیره تصمیم میگیریم، جامعه بومی نباید فقط مخاطب تصمیم باشد؛ باید یکی از طرفهای گفتوگو باشد.
حتی توسعه گردشگری نیز زمانی پایدارتر خواهد بود که جامعه میزبان از آن سهم واقعی ببرد. تجربههای جهانی حفاظت از میراث فرهنگی ناملموس نشان میدهد که انتقال سنتها زمانی امکانپذیر است که خود جامعه حامل آن میراث در فرآیند حفاظت و انتقال مشارکت داشته باشد. یونسکو نیز در نظام حفاظت از میراث ناملموس ایران، بر نقش جوامع حامل میراث و انتقال بیننسلی تأکید میکند.
کیش به یک «منشور حقوق فرهنگی بومیان» نیاز دارد؟
شاید وقت آن رسیده باشد که این موضوع از سطح پیامهای مناسبتی فراتر برود.
میتوان برای کیش درباره حقوق فرهنگی و اقتصادی جامعه بومی یک گفتوگوی جدی آغاز کرد؛ از حفظ گویشها و روایتهای شفاهی گرفته تا حمایت از صیادان، صنایع دستی، غذاهای محلی، موسیقی، معماری سنتی، مشاغل دریایی و مشارکت بومیان در پروژههای گردشگری.
حتی میتوان پیشنهاد کرد «شورای میراث و فرهنگ بومی کیش» با حضور نمایندگان جامعه بومی، پژوهشگران، فعالان فرهنگی و دستگاههای مسئول تشکیل شود؛ شورایی که صرفاً تشریفاتی نباشد و در سیاستگذاریهای مرتبط با میراث فرهنگی و گردشگری محلی نقش مشورتی واقعی داشته باشد.
چرا که اگر کیش قرار است «برند» باشد، یکی از مهمترین عناصر برند آن هویت است؛ و هویت را نمیتوان با بیلبورد و کمپین تبلیغاتی ساخت.
توسعهای که بومیانش را نبیند، ناقص است
امروز بسیاری از شهرها و جزایر جهان تلاش میکنند فرهنگ جوامع محلی را نه به عنوان مانعی برای توسعه، بلکه به عنوان سرمایه توسعه ببینند.
کیش نیز میتواند از همین زاویه نگاه کند.
بومی کیش رقیب گردشگری مدرن نیست؛
او بخشی از محصول گردشگری کیش است.
داستان صید مروارید، لنج و دریا، غذاهای محلی، معماری، مهماننوازی، آیینها، روایتهای خانوادگی و خاطرات نسلهای قدیمی، چیزهایی نیستند که بتوان آنها را از جایی خرید و به کیش آورد.
اینها داراییهای اصیل و غیرقابل کپی جزیرهاند.
بنابراین روز جهانی مردمان بومی برای کیش میتواند یک یادآوری مهم باشد:
کیش فقط سرزمینی برای سرمایهگذاری نیست؛ سرزمینی با صاحبان یک حافظه تاریخی است.
و شاید مهمترین شاخص توسعه کیش در سالهای آینده این نباشد که چند هتل جدید ساختهایم یا چند گردشگر وارد جزیره شدهاند؛ بلکه این باشد که آیا در مسیر مدرن شدن، توانستهایم بومی کیش را هم با خودمان به آینده ببریم یا نه؟
اگر پاسخ مثبت باشد، توسعه کیش فقط اقتصادی نخواهد بود؛ توسعهای خواهد بود که ریشه دارد.
و هر درختی که ریشه نداشته باشد، حتی اگر بلند هم شود، دیر یا زود با نخستین باد جدی خواهد افتاد.




