شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید
کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -
کیش را سالهاست با تجارت، سرمایهگذاری، هتلها، مراکز تجاری و گردشگری میشناسیم؛ اما در میان این تصویر پررنگ اقتصادی، سرمایهای وجود دارد که کمتر در محاسبات توسعه دیده شده است: میراث سبز و درختان کهنسال جزیره.
درخت لور (انجیر معابد) و دیگر درختان کهنسال کیش را نمیتوان صرفاً بخشی از فضای سبز شهری تلقی کرد. در اقلیم خشک و شکننده جزیره، درختی که طی دههها و بر اساس برخی منابع تاریخی و محلی، در مواردی قدمتی چندصدساله یافته، صرفاً یک عنصر طبیعی نیست؛ بخشی از حافظه زیستمحیطی، منظر تاریخی و هویت مکانی کیش است.
در کتاب «جزیرهٔ کیش و دریای پارس»، اثر ایرج افشار سیستانی (تابستان ۱۳۷۰)، برای درخت لور یا انجیر معابد جزیره قدمتی در حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ سال ذکر شده، و در همین منبع، عمر برخی درختان کهور کهنسال جزیره نیز تا ۵۰۰ تا ۶۰۰ سال برآورد شده است. این سابقه مکتوب، در کنار مطالعات میدانی و مستندسازی علمی امروز، میتواند مبنایی برای یک پرسش جدی باشد: چرا چنین میراث زندهای هنوز بهصورت نظاممند شناسایی، مستند و برای حفاظت حقوقی و ثبت ملی موارد واجد شرایط ساماندهی نشده است؟
این پرسش صرفاً یک دغدغه محیطزیستی نیست؛ مسئلهای حقوقی، اقتصادی، مدیریتی و در نهایت مربوط به نحوه مواجهه ما با میراث طبیعی کشور است.
* * *
مسئله فقط خشکشدن یک درخت نیست؛ مسئله نوع نگاه به توسعه است
تصاویر «قبل و بعد» برخی از درختان شاخص کیش، از جمله درخت لور (انجیر معابد) و دیگر درختان کهنسال محدوده درخت سبز، خود میتواند گویاتر از بسیاری از گزارشها باشد؛ اما همین تصاویر باید ما را به یک پرسش علمیتر برساند: علت این تغییر وضعیت چه بوده است؟
خشکیدگی یک درخت کهنسال را نمیتوان بدون بررسی کارشناسی صرفاً به یک عامل نسبت داد. شوری آب و خاک، تنش آبی، تغییر الگوی آبیاری، بیماریها و آفات، تغییرات اقلیمی، عملیات عمرانی، آسیبهای فیزیکی و نحوه مدیریت فضای سبز میتوانند در کنار یکدیگر مؤثر باشند.
بنابراین، بهجای نسبت دادن شتابزده مسئولیت به یک عامل مشخص، ضرورت دارد یک بررسی مستقل و علمی برای شناسایی علل خشکیدگی و نابودی درختان کهنسال کیش انجام شود.
اما یک نکته روشن است: اگر سرمایه طبیعی یک جزیره در برابر چشم ما کاهش یابد و علت آن بهصورت علمی بررسی و از تکرار آن جلوگیری نشود، مسئله دیگر صرفاً یک مسئله باغبانی نیست؛ مسئله، حکمرانی سرمایه طبیعی است.
* * *
اگر درخت را فقط «فضای سبز» ببینیم، بخشی از ارزش واقعی آن را حذف کردهایم
اگر درخت کهنسال را تنها «فضای سبز» بدانیم، ممکن است تصور کنیم با خشکشدن آن میتوان نهالی جدید کاشت و مسئله را حل کرد. اما اقتصاد سبز چنین نگاهی را نمیپذیرد.
درخت کهنسال دارای مجموعهای از ارزشهای مستقیم و غیرمستقیم است: خدمات اکوسیستمی، ایجاد سایه و تعدیل خرداقلیم، ارزش منظر، جذابیت گردشگری، هویت مکانی، ارزش فرهنگی و حتی ارزش انتقال به نسلهای آینده. هیچیک از این ارزشها الزاماً در قیمت بازار یک زمین یا پروژه گردشگری منعکس نمیشود.
اینجاست که مفهوم شکست بازار اهمیت پیدا میکند. نبود قیمت بازاری برای یک دارایی طبیعی به معنای بیارزش بودن آن نیست؛ بلکه گاهی نشان میدهد که نظام بازار بهتنهایی قادر به درونیکردن تمام منافع و هزینههای اجتماعی و محیطزیستی آن دارایی نیست.
بنابراین، از بین رفتن یک درخت کهنسال را میتوان نوعی کاهش موجودی سرمایه طبیعی دانست؛ سرمایهای که برخلاف ساختمان و بسیاری از زیرساختهای فیزیکی، در صورت نابودی، در افق زمانی کوتاه قابل بازتولید نیست.
* * *
نقدی بر الگوی توسعه؛ آیا ساختن همیشه به معنای خلق ثروت است؟
کیش برای خلق ارزش اقتصادی، سالها بر توسعه زیرساخت، ساختوساز، هتل، مراکز تجاری و جاذبههای جدید تمرکز داشته است. این سرمایهگذاریها در جای خود میتوانند برای اقتصاد جزیره ضروری باشند؛ اما یک پرسش مهم همچنان پابرجاست: چه سرمایههایی از پیش در اختیار کیش قرار دارند که میتوان بدون مصرف و تخریب آنها، از ارزش اقتصادیشان استفاده کرد؟ این پرسش، نقطه ورود اقتصاد سبز به سیاستگذاری گردشگری است.
توسعه پایدار را نمیتوان صرفاً با میزان سرمایهگذاری، تعداد پروژهها، افزایش زیربنا یا رشد درآمد سنجید. اگر یک پروژه اقتصادی درآمد ایجاد کند، اما همزمان موجب کاهش قابل توجه سرمایه طبیعی مقصد شود، ارزیابی اقتصادی آن پروژه بدون محاسبه هزینههای محیطزیستی و بیننسلی، تصویری ناقص از سود واقعی آن ارائه میدهد.
به بیان ساده: نمیتوان ثروتمندتر شدن یک جزیره را فقط با آنچه به آن اضافه کردهایم سنجید؛ باید آنچه را از سرمایه طبیعی آن کم کردهایم نیز دید.
از رویکرد جهانی گردشگری پایدار تا مسئله کیش
این نگاه با جهتگیریهای بینالمللی در مدیریت گردشگری پایدار نیز همخوان است. برنامه گردشگری پایدار میراث جهانی یونسکو بر این اصل تأکید دارد که برنامهریزی گردشگری و مدیریت میراث باید در سطح مقصد به یکدیگر متصل شوند و داراییهای طبیعی و فرهنگی مقصد شناسایی، ارزشگذاری و حفاظت شوند. همچنین مشارکت متوازن ذینفعان و توانمندسازی جامعه محلی از محورهای مهم این رویکرد است.
از این منظر، گردشگری پایدار صرفاً افزایش تعداد گردشگران یا ساخت زیرساخت بیشتر نیست. پیش از توسعه باید پرسید: سرمایه طبیعی مقصد چیست؟ ظرفیت اکولوژیک آن چقدر است؟ چه چیزی در معرض تخریب قرار دارد؟ چه کسانی از گردشگری سود میبرند؟ هزینه حفاظت را چه کسی میپردازد؟ و جامعه محلی چه سهمی از ارزش ایجادشده دریافت میکند؟
یونسکو نیز تأکید میکند که گردشگری در صورت مدیریت مسئولانه میتواند محرک حفاظت و توسعه پایدار باشد؛ اما توسعه برنامهریزینشده یا نامناسب میتواند برای محیطهای شکننده و جوامع محلی آثار مخرب داشته باشد. این دقیقاً همان نقطهای است که سیاست گردشگری کیش باید مورد ارزیابی قرار گیرد.
* * *
باغو؛ یک آزمایشگاه واقعی برای اقتصاد سبز
روستای تاریخی باغو شاید یکی از بهترین نمونههای این ظرفیت در کیش باشد. در باغو، درختان کهنسال، معماری بومی، تاریخ سکونت، دانش محلی، فرهنگ و منظر طبیعی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. بنابراین ارزش باغو را نمیتوان صرفاً در یک ساختمان تاریخی یا یک جاذبه گردشگری خلاصه کرد. آنچه در اینجا وجود دارد، یک دارایی مرکب فرهنگی-طبیعی است.
اگر این مجموعه در یک برنامه جامع حفاظت و گردشگری پایدار قرار گیرد، باغو میتواند از یک نقطه بازدید به یک محصول واقعی گردشگری روستایی تبدیل شود؛ محصولی مبتنی بر بومگردی کماثر، گردشگری میراث، مسیرهای میراث سبز، روایت تاریخ بومی، گردشگری طبیعت، صنایع دستی و مشارکت اقتصادی جامعه محلی.
در این مدل، ارزش اقتصادی از تخریب میراث حاصل نمیشود؛ از حفاظت و تجربه آن حاصل میشود. این همان نقطهای است که سرمایهگذاری پایدار میتواند معنای واقعی خود را پیدا کند.
* * *
سرمایهگذاری پایدار یعنی ساختن کمتر، ارزشآفرینی بیشتر؟
پروژه گردشگری پایدار الزاماً پروژهای نیست که بیشترین زیربنا را ایجاد کند. گاهی یک مسیر گردشگری میراث سبز، مرکز آموزش محیطزیست، اقامتگاه سازگار با بافت تاریخی، تور تخصصی درختان کهنسال یا تجربه گردشگری مبتنی بر دانش بومی میتواند با فشار کمتر بر زمین و منابع طبیعی، ظرفیت ایجاد ارزش اقتصادی و اشتغال محلی داشته باشد.
در این مدل، سرمایهگذار بهجای آنکه برای ایجاد ارزش، سرمایه طبیعی را مصرف کند، از خدمات اکوسیستمی، ارزش فرهنگی و اصالت مکانی برای ایجاد یک محصول گردشگری استفاده میکند. اما این مدل یک پیششرط دارد: میراثی که حفاظت نشده باشد، نمیتواند مبنای پایدار اقتصاد گردشگری قرار گیرد.
* * *
حکمرانی مشارکتی؛ حلقه مفقوده میان میراث و سرمایهگذاری
یکی از نکات مهم در رویکرد یونسکو، توجه به جامعه محلی بهعنوان بخشی از نظام حکمرانی مقصد است. در این رویکرد، جامعه محلی نباید صرفاً پس از اتخاذ تصمیمها برای اجرای پروژه یا جلب رضایت عمومی وارد فرایند شود؛ بلکه باید از مراحل برنامهریزی و تصمیمسازی در فرایند گردشگری حضور داشته باشد.
این اصل برای کیش اهمیت مضاعف دارد. اگر قرار است باغو و سایر بافتهای بومی به مقاصد گردشگری پایدار تبدیل شوند، جامعه بومی نباید صرفاً تماشاگر پروژههای سرمایهگذاری باشد؛ باید در زنجیره ارزش گردشگری، از مالکیت و مدیریت گرفته تا اشتغال، ارائه خدمات، روایت میراث و دریافت منافع اقتصادی، جایگاهی واقعی داشته باشد.
سرمایهگذاری پایدار زمانی معنا پیدا میکند که سرمایه مالی وارد مقصد شود، اما سرمایه طبیعی و اجتماعی مقصد را تضعیف نکند.
* * *
ثبت ملی؛ یک مطالبه حقوقی برای حفاظت از سرمایه طبیعی
در چنین شرایطی، شناسایی و ثبت ملی درختان کهنسال واجد ارزش کیش نباید به یک اقدام نمادین تقلیل یابد. پیشنهاد مشخص آن است که یک طرح جامع شناسایی و مستندسازی میراث سبز کیش تدوین شود؛ طرحی شامل:
در اینجا باید میان «واجد ارزش میراثی بودن» و «ثبت قانونی» تفکیک قائل شد. هر درختی الزاماً واجد شرایط ثبت ملی نیست؛ اما این امر نیز نمیتواند توجیهی برای فقدان شناسایی، مستندسازی و حفاظت پیشگیرانه باشد.
از این منظر، ثبت ملی را باید یکی از ابزارهای حکمرانی و حفاظت حقوقی سرمایه طبیعی دانست، نه پایان فرایند.
* * *
پیشنهاد یک نظام جدید برای ارزیابی سرمایهگذاری گردشگری در کیش
اگر قرار است اقتصاد سبز از سطح شعار به سیاستگذاری برسد، معیار ارزیابی پروژههای گردشگری نیز باید تغییر کند. پروژهها نباید فقط با میزان سرمایهگذاری، تعداد تخت، زیربنا یا نرخ بازده مالی سنجیده شوند. در کنار این شاخصها باید پرسید:
این نگاه با جهتگیری یونسکو درباره مدیریت مسئولانه گردشگری، مشارکت جامعه محلی و ایجاد منافع اقتصادی پایدار برای جوامع میزبان نیز همخوانی دارد.
* * *
از «شهر گردشگری» به «شهر حامی میراث و محیطزیست»
کیش میتواند فراتر از مفهوم متعارف «شهر گردشگری» حرکت کند و به الگویی برای حکمرانی سرمایه طبیعی در یک منطقه آزاد تبدیل شود. در این مدل، سرمایهگذار ارزش اقتصادی ایجاد میکند؛ جامعه محلی از آن منتفع میشود؛ گردشگر تجربهای اصیل و کماثر دریافت میکند؛ و بخشی از درآمد گردشگری برای حفاظت از همان سرمایه طبیعی و فرهنگی بازمیگردد.
در نتیجه چرخهای شکل میگیرد:
میراث طبیعی → حفاظت → محصول گردشگری پایدار → درآمد → اشتغال محلی → تأمین مالی حفاظت → تقویت سرمایه طبیعی
این دقیقاً همان نقطهای است که گردشگری از یک فعالیت مصرفکننده منابع، به ابزاری برای بازتولید سرمایه طبیعی تبدیل میشود.
* * *
میراث سبز کیش؛ بخشی از حافظه تاریخی ایران در خلیج فارس
در نهایت، نباید مسئله را به چند درخت تقلیل داد. درخت کهنسال در جغرافیایی مانند کیش، تنها یک موجود زنده نیست؛ بخشی از حافظه زیستفرهنگی مکان است. درختی که نسلهای مختلف انسان را دیده و خود بخشی از منظر تاریخی سکونت و زندگی در جزیره بوده است، ارزشهایی دارد که نمیتوان آنها را صرفاً با قیمت چوب، زمین یا هزینه کاشت یک نهال جایگزین کرد.
از این منظر، میراث سبز کیش را باید بخشی از حافظه طبیعی و تاریخی ایران در خلیج فارس دانست. به همین دلیل، نگاه سطحی به چنین درختانی بهعنوان «فضای سبز» میتواند موجب حذف بخشی از ثروت طبیعی و میراثی جزیره از معادلات توسعه شود.
* * *
مسئله کیش کمبود سرمایه نیست؛ تعریف ما از سرمایه است
کیش سرمایه مالی دارد، سرمایه انسانی دارد، سرمایه گردشگری دارد و سرمایه زیرساختی دارد؛ اما اگر سرمایه طبیعی در محاسبات توسعه دیده نشود، بخشی از ثروت واقعی جزیره عملاً از فرایند تصمیمگیری اقتصادی حذف شده است.
درخت کهنسال ممکن است قیمت بازار مشخصی نداشته باشد؛ اما بیقیمت بودن، به معنای بیارزش بودن نیست. اتفاقاً وظیفه سیاستگذار در جایی آغاز میشود که سازوکار بازار بهتنهایی قادر به شناسایی تمام ارزشهای یک دارایی نیست.
بنابراین، مطالبه شناسایی و ثبت ملی درختان کهنسال واجد ارزش کیش، صرفاً یک مطالبه محیطزیستی یا میراثی نیست؛ مطالبهای اقتصادی برای شناسایی و حفظ بخشی از ثروت ملی و سرمایه طبیعی جزیره است.
کیش اگر واقعاً میخواهد در مسیر توسعه پایدار حرکت کند، باید از خود بپرسد: آیا میخواهیم صرفاً منطقهای باشیم که در آن سرمایهگذاری انجام میشود، یا میخواهیم الگویی باشیم که نشان دهد چگونه میتوان سرمایهگذاری را در خدمت حفاظت از میراث، محیطزیست و ثروت طبیعی قرار داد؟ پاسخ به این پرسش میتواند مسیر آینده کیش را تغییر دهد.
میراث سبز کیش نباید قربانی نگاه کوتاهمدت به توسعه شود؛ باید به یکی از پایههای توسعه بلندمدت تبدیل شود.
و شاید امروز مهمترین اقدام این باشد که پیش از آنکه آخرین شاهدان زنده تاریخ طبیعی کیش را از دست بدهیم، آنها را ببینیم، بشناسیم، مستند کنیم، ارزیابی کنیم، ثبت کنیم و برای نسلهای آینده حفظ کنیم؛ زیرا توسعهای که میراث خود را از دست بدهد، ممکن است بزرگتر شده باشد، اما لزوماً ثروتمندتر، پایدارتر و ماندگارتر نشده است.
کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -
تمامی حقوق مطالب برای "پایگاه خبری تحلیلی اندیشه کیش"محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.
نقل و نشر مطالب و اخبار صرفا با ذکر نام پایگاه خبری خبر کیش مجاز مي باشد .
طراحی و اجرا : طراحی آنلاین کیش
به در حالی که باز ماهیگیری و لنج داری بر دوش نیروهای بلوچ و هندی است متاسفامه در تصمیم گیری ها فقط صاحب لنج دخیل است به شرایط ملوانان توجه نمی شود . اقتصاد دریایی سبز کجای این داستان است. درختان باغو متاسفانه با چرام دام ها نابود شدن و اب شور که آنها دادن.
مقالهای بسیار دقیق و قابل تأمل بود. بهویژه نگاه به میراث طبیعی نه صرفاً بهعنوان «فضای سبز»، بلکه بهعنوان بخشی از سرمایه طبیعی، حافظه تاریخی و ثروت واقعی یک منطقه، نکته بسیار مهمی است.
به گمانم چنین رویکردی قابلیت تعمیم به بسیاری از مناطق جنوب ایران، از جمله بوشهر و دشتی را نیز دارد؛ مناطقی که در آنها معماری بومی، نخلستانها، درختان کهنسال، خورها و سواحل، شیوههای سنتی مدیریت آب و حتی دانش زیستی و اقلیمی مردم محلی، بخشی از سرمایهای هستند که معمولاً در محاسبات توسعه دیده نمیشوند.
توسعه زمانی واقعاً پایدار است که فقط آنچه ساختهایم را محاسبه نکنیم، بلکه بدانیم در مقابل چه چیزی را حفظ کرده یا از دست دادهایم.
سپاس از نویسنده محترم برای این نگاه دقیق و متفاوت.