سه چهار روزی هست که فیبر نوری دچار مشکل شده و ما طفلکی ها، تو کیش داریم فکر می کنیم پیاممان را به چه وسیله ای به همدیگه برسونیم… آقاجان پیشنهاد می کنه مثل سرخپوست ها با دود برای همدیگه پیام بفرستیم یا اینکه با کبوتر نامه بر پیغام ها را رد و بدل کنیم…آخه چند روزی است که در خلاق ترین شهر ایران، یعنی جزیره هوشمند و الکترونیک کیش ، اینترنت تعطیل است، تاکسی ها فقط پول نقد می گیرن… پوزهای بانکی داغان… ای تی ام ها داغانتر… خطوط موبایل هم که ماشالله از هر ۱۰تا پیام ۹ تاش نمی ره… خلاصه سه چهار روزی مثل رابینسون کروزوئه در یک جزیره متروک ، جدا از تمدن بشری بودیم و با دیگر شهرها ارتباطی نداشتیم… حالا ما که هیچ … طفلک اون مسافرها که به خیالشون اومدن تفریح ولی نمی تونستند داغ داغ عکس هاشونو بزارن اینستاگرام و گروه های خانوادگی… خلاصه جونم واستون بگه این چند روز هر عیب و ایرادی که داشت، خوبیش این بود که چشممون از این گوشی ها جدا شد… اتفاقا من بعد از مدت ها خانوادمو هم دیدم… پسرجانم ماشالله چقدر بزرگ شده بود… خونه را هم فرصت کردیم با عیال جان یه تغیر دکوراسیون بدیم… راستی دریا را هم به اتفاق دیدیم… چندماهی بود که فرصت نمی شد بریم لب دریا… خلاصه این چند روز تو ترک دنیای مجازی بودیم و حسابی بدن درد… راستی یه حسن بزرگ دیگه این اتفاقات را یادم رفت که بگم و اون هم اینکه دیگه دقیقه ای قیمت دلار را چک نمیکردیم و با خیال راحت زندگیمون را می گذراندیم… بی استرس دلار ۱۹۰۰۰ تومنی و سکه ۵ و نیم میلیون تومانی… بی خیالی و بی خبری را عشق است آقاجان، باز بگویید مسئولین عزیزبه فکر آسایش و رفاه ما نیستن…
- نسرین فائق
- کد خبر 11827
- اخبارکیش , طنز
- بدون نظر
- پرینت




