شما اینجا هستید
اخبارکیش » خبرنگاری زیر سقف محدودیت

شرمنده‌ام از اینکه در جایگاهی ایستاده‌ام که نامش «خبرنگار» است، اما امکانش نه. از اینکه می‌بینم، می‌شنوم، لمس می‌کنم و می‌فهمم، اما اجازه ندارم همه آن‌چه هست را روایت کنم. از اینکه واقعیت، گاه پیش از آنکه به کلمه برسد، پشت دیوارها متوقف می‌شود.

خبرنگاری، شغل نیست؛ تعهد است. تعهد به حقیقت، به مردم، به حافظه‌ی جمعی یک جامعه. و وقتی این تعهد، هر روز با اختلال، قطع، محدودیت و سکوت تحمیلی روبه‌رو می‌شود، وجدان حرفه‌ای زخمی می‌شود؛ زخمی عمیق و مداوم.

شرمنده‌ام از مردمی که حق دارند بدانند، اما دانستن‌شان سهمیه‌بندی می‌شود. از روایت‌هایی که ناقص منتشر می‌شوند، نه به‌خاطر ضعف حرفه‌ای، که به‌دلیل نبود زیرساخت، نبود دسترسی، نبود امکان. وقتی رسانه محدود می شود، شریان اطلاع‌رسانی یک جامعه می‌بُرد. حقیقت به تأخیر می‌افتد و شایعه جلو می‌زند.

در چنین شرایطی، خبرنگار نه سانسورچی است و نه بی‌تعهد؛ او اسیر است. اسیر وضعیتی که در آن، «نبود امکان» جای «نبود اراده» را می‌گیرد. و این تفاوتی است که کمتر دیده می‌شود، اما باید گفته شود.

این شرمندگی، از جنس عقب‌نشینی نیست. از جنس تسلیم هم نیست. این شرمندگی، اعترافی است از سر صداقت؛ اعترافی که می‌گوید: ما هنوز ایستاده‌ایم، حتی اگر همه صداهایمان شنیده نشود. حتی اگر همه واقعیت‌ها مجال انتشار پیدا نکنند.

خبرنگار، وقتی نمی‌تواند همه حقیقت را بگوید، حداقل باید بگوید که نتوانسته. همین گفتنِ «نتوانستم»، خود شکلی از مقاومت است. نشانه‌ای است از اینکه حقیقت هنوز زنده است، هرچند محصور.

شرمنده‌ام،
اما خاموش نه.
محدودم،
اما بی‌مسئولیت نه.

و ایمان دارم روزی خواهد رسید که خبرنگار، برای انجام وظیفه‌اش، نه عذرخواهی کند و نه شرمنده باشد؛ فقط روایت کند. همان‌طور که باید.

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری تحلیلی اندیشه کیش | نگاه متفاوت و تحلیلی به اخبار کیش