شما اینجا هستید
اخبارکیش » “درد کیش “

به نام ِ نامی حق

سی سال پیش،خاکپاره ای از مام وطن که فاقد کمترین امکانات شهری بود،منطقه ی آزاد اعلام شد، “منطقه ی آزاد کیش “…
مقررات وقوانین به گونه ای تدوین شدکه باکمترین تشریفات اداری سرمایه گذاری دراین منطقه صورت بگیردوسرمایه ها جذب رونق وپیشرفت این مروارید خلیج فارس شود.و درنگاه عمیق تر اینکه مرزآبی ما مستحکم شود تا بازشاهد ادعاهای بی اساس اطرافیانمان نباشیم.
مصوّب کردند وقانون که :

-تجارت آزاد کالا به جز کالاهای حرام بدون قیدوشرط.
-معافیتهای مالیاتی
-تخصیص زمین باقیمتهای مناسب

و سایرقوانین که تااندازه ای نسبت به قوانین داخلی سهل گیرتر بود وبرای سرمایه گذار جذابیّت نسبی.
آنان که دل درگرو آبادانی میهن داشتند آمدند وماندند وساختند.
اوایل کیش به شهری کارگاهی میمانست وحضورمتأهلانِ مجرّد ، چه نه آب بود ونه آبادی ، نه تاب ماندن بودونه اندیشه ی استقرار .
خلاصه اینکه
کیش درمدت کوتاهی شروع به رشد کرد، بازرگانان و تُجّاراززادگاه اصلی و شهرهای محل اقامتشان به امیدفعالیت آزادتجاری درکیش دل بریدند و ابتدا مال وجان وسرمایه شان را و سپس زن وفرزند را پابست کیش کردند، تمام کمبودهای کیش رابه جان خریدند و شروع به فعالیت نمودند،
یکی تاجروغرفه دارشد،یکی فعال صنعتی،
یکی هتلدارشد و یکی خدمات حمل ونقل ،یکی بازارساخت و دیگری رستوران دار …
خلاصه یکی یکی آمدند و جزیره را رونق بخشیدند و خلق شغل کردند و به امید روزهای بهتروبهتر دلبسته ی این خاک مرجانی شدند.
ورود کالا به داخل کشوربسته بود و به کیش آزاد ، سفرهای خرید و کسب وکارناشی ازکالای همراه مسافرنام کیش را پُرآوازه کرد.
مدیران سازمان عاشق کار(اگرنگویم خدمت)،
سازمان و کیشوند عاشق هم و هردو عاشق کیش.
کم کم روحیه ی تفرعن جا خوش کرد،
مدیران سازمان که برای حضورخانواده ها و افزایش جمعیت کیش امتیازاتی قائل بودند شدند قیّم و آقابالاسر همین مردم .
کم کمک گره ها یکی پس ازدیگری بر کاروکسب همان سرمایه گذاران زده شد….
کم کم عده ای ازهمین ماها شدند کارمند ومدیر سازمان و شدند اربابان حلقه ها…
رانت خوران و سودجویان سودای بهره جویی ازکیش پروراندندو سیاست ورزان ودولتی ها سفره ی چرب وراحت الحلقومی یافتند و هرازچندگاهی عده ای اتوبوسی آمده اند وسهم خودازسفره ی کیش برداشته اند و نوبت به دیگران داده اند و می دهند.
بازی سیاست را به تصمیمات اقتصادی کیش کشاندند ، پشت درهای بسته و سالنهای تشریفات تهران برای خاک خورده های کیش تصمیم گرفتندومی گیرند .
قدرت واستقلال مدیرعامل را روزبه روزکاستند وبه یک دست نشانده تبدیل کردند.
تصمیمات خلق الساعه ، بخشنامه های غیرعلمی، نگاه قشری وبخشی بدون لحاظ مشورت وکارشناسی نه تنها تسهیل کننده ی سرمایه گذاری نبودونیست که فرارسرمایه را رقم زده است.
یک صبح چشم بازکردیم و دیدیم اداره دارایی ومالیات مستقر شد و اخذ مالیات شروع شد، بروکراسی اداری وقت وانرژی سرمایه گذار را گرفت ومیگیرد ،بخشنامه پشت بخشنامه ، هرروزبخشی ازقانون مناطق آزاد نقض شد ، باقی شده یک شیر بی یال و دم .
هرجایی که میشد نفس سرمایه گذار و ساکن کیش راگرفت ، فِشُردند ومیفشارند.
اگرقرارباشد هیچ امتیازی نباشدوهیچ هوای تازه ی کسب وکاروتجارت برجان سرمایه گذار نوزد دراین قفس محصور باآب بیایدچه کند؟

القصه و الغصه ،آخرین برگی که رو کرده اند ممنوعیت ورود کالاهای به قول خودشان گروه ۴ و لوکس به کیش است.
ممنوعیتی که جان کیش را گرفته است.
بیست،سی سال قبل اگر درباغِ سبز نشان نمیدادند و در همان شهر و ده خود میماندیم امروز یک عقبه و سابقه داشتیم ،الان کجا برویم؟
چه کنیم؟
ازصفرشروع کنیم؟
باکدام نیرو وتوان؟
جوانیمان را دراین خاک جزیره گذراندیم( نمیگویم تباه کردیم !!)
حال میانسالیمان راکجا ببریم و اساساً چرا باید نفسمان را ببرید؟
سرمایه های فریز شده مان راچه کنیم؟

……..بگذریم .
امیدوارم هرچه سریعتر این دردهای کیش را چاره کنند که روزی دیر نشده باشد.

(( انتشار فقط با درج نام پایگاه خبری اندیشه کیش مجاز می باشد))

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری تحلیلی اندیشه کیش | نگاه متفاوت و تحلیلی به اخبار کیش