دور از جان همه ۷۰ و اندی ( یا خدا…) خبرنگاران و روزنامهنگاران عزیز و کاربلد و کاردرست و کارکشته و همیشه در صحنه ( ها…) جزیره کیش ، خدمتتون عرض کنم که خبرنگاری یک زمانی واسه خودش عزت و احترام عجیبی داشت. هر کسی جرات نمی کرد پاشو در این وادی بزاره… جونم براتون بگه آقاجان یه زمانی می گفتن طرف از مادرش قهر کرده و رفته خواننده شده، اما این روزها چون ضبط آلبوم گرون تموم میشه، طرف قهر که می کنه میاد تحریریه و میگه من از مامانم قهر کردم و آماده به کارم. یک زمانی هم بود که خبرنگار جماعت ، صاحبان زر و زور و تزویر را سکه یک پول میکرد و دستشان را رو میکرد. اما الان بعضی از آنها با یک سکه یه گرمی و یا یه کارت هدیه دست بعضی از به اصطلاح خبرنگارها را میگذارند توی حنا.
جونم براتون بگه آقاجان، این روزها خبرنگار شدن خیلی ساده است، کافیه منشی دفتر مدیر مسئول جان باشی، یا ذیحسابش ، یا حسابدار و یا همسر منشی و …. اسمت میره واسه خبرنگاری… به همین راحتی و مثل آب خوردن… و البته بالاخره شما هم یه جا می تونی جبران مافات این محبت مدیر مسئول جان را بکنی….بگذریم آقاجان…
قدیم اینطوری بود که میگفتند خبرنگاری اعتبار و احترامی داره و آدم واسه هرکسی و هرجایی نباید خبر ببره و بیاره و بگه دارم خبر کار میکنم، اما الان میگن خبرنگاری مثل مردهشوری هست و فرقی نمیکنه آدم مرده کی را بشوره. ولی باید خوب بشوره. منتها حواسشون نیست که توی عرف و دین هم هر مردهای شستن نداره و آدم باید چشمش را روی یکچیزهایی ببنده.
قدیم سیاستمدارها و مسئولان گیر این بودند که خبرنگارها را ببینند و نمکگیرشان کنند، الان اینطوری شده که خبرنگارها گیر سهپیچ میدهند که ما فلان مسئول را ببینیم و عکس یادگاری بگیریم. . به ما که حرجی نیست آقاجان ( قبلا هم گفتیم که خبرنگار نیستیم )، ولی روز شما خبرنگار عزیز مبارک، بیمنظور.
- نسرین فائق
- کد خبر 13615
- اخبارکیش , طنز
- بدون نظر
- پرینت




