شما اینجا هستید
اخبارکیش » وعده آخه روی هوا نمیشه(طنز)

 

یادش بخیر، چه زود گذشت. یکسال پیش بود که آقاجان درباره وعده دادن مسئولین ، مطلب نوشت… خواستیم در این باره مطلبی بنویسیم که دیدیم چیزی تغیر نکرده و اوضاع به همان منوال است… مروری کنیم بر طنز سال گذشته آقاجان تا برسیم سر اصل مطلب…

 

اصولا وعده دادن کار آسانی هست آقاجان… اما عمل کردن است که سخت است. اکثر مسئولان عزیز و گرام در اولین مورد علامه دهرند و در دومین مورد ،دچار آلزایمر مزمن، وعده ها را به راحتی و خوبی می دهند و عمل کردنش با خداست…. کسی هم پیدا نمی شود که بگوید آقای مدیر، آقای معاون، آقای مسئول عزیز، پارسال این قول را دادید… پس کوش؟ چی شد؟ پس اون حرفا کجا رفت؟!!

یه عمریه وعده بی جا میدی

وعده امروز و به فردا میدی

 یه روزی آخرش میشی پشیمون

 از این امیدی که به دلها میدی

از این امیدی که به دلها میدی

میگم بساز میگی نمیشه

 میگم بیار میگی نمیشه

میگم میشه میگه نمیشه

وعده آخه روی هوا نمیشه

 وعده آخه روی هوا نمیشه

در آخر آقاجان از یک کشف علمی خبر می دهد. جدیدا پزشکان یک عضو جدید در اندام انسان کشف کرده اند به نام زبان نوید بخش. این عضو، مواد غذایی را بصورت کاملا بهداشتی روی سر مردم می مالد و روزهای خوشی را بشارت می دهد و با وعده و وعید مردم را از غم می رهاند، البته مدیونید اگر فکر کنید منظور از مواد غذایی فوق، عسل و شیره و این چیزهاست.

 

هی آقاجان… می بینیم که میشه…. آره… وعده رو هوا هم میشه… کی به کیه… از حالا به بعد که در کل کشور شاهد وعده های خوب و زیبا خواهیم بود… چون نزدیک انتخاباتیم و عزیزان کاندیدا ، یاد ما فقیر و فقرا خواهند افتاد… یاد یک حکایت افتادم آقاجان، شاید طنز باشه ولی رگه های واقعیت را در آن می بینیم…
(( هفته پیش یکی از کاندیداهای انتخابات اومد روستای ما گفت چه مشکلاتی دارید؟ بگید تا حل کنم . . .

گفتیم والا دوتا مشکل خیلی مهم داریم؛ اولیش اینه که گاز نداریم دومیش اینه که…

هنوز دومی رو نگفته بودیم که گفت صبر کنید !

به بغل دستیش گفت اون موبایلو بده به من

الو ! سلام آقای ….

بنده الان در روستای … هستم و این مردم گاز ندارن، لطف کنید به دستور من براشون گازکشی انجام بدید…جان؟… خواهش میکنم…کی؟… یک هفته بعد از انتخابات؟…بله بله…پس من قول بدم از جانب شما؟…بسیار خوب.

گوشی رو قطع کرد.گفت این حل شد، حالا مشکل دوم رو بگید !

گفتیم مشکل دوم اینه که اینجا آنتن موبایل کار نمیکنه و آنتن نداریم !😐))

 

حالا حکایت ما شده است و وعده های بعضی از عزیزان مسئول…. هی خودمان را امیدواری می دهیم و می گوییم صبوری کن صبوری، بالاخره وعده ها عملی میشه و زندگانی به کام… ولی چه کنیم که عمرمان به سرعت باد در حال طی شدن است و می ترسیم عمر آقاجانیمان کفاف دیدن ، عملی شدن قول ها را ندهد…

مگه تموم عمر چند تا بهاره

باقی مونده جز مختصری نیست

اینجور که گواهی میده قلبم

این وعده هارا هم ، عملی نیست

ببین چند تا بهار رفته و

از پول خبری نیست

ببین چه کرده تورم با من و

از تو اثری نیست

یه وقت میای میبینی

از این آقاجان هم اثری نیست

مگه تموم عمر چند تا بهاره

باقی مونده جز مختصری نیست

تا چشم به هم خورد شد چهارسال تو طی

گفتی که میاری پس کی پس کی پس کی

عمر من خسته با یاد ارزونی شد طی

گفتی که میاری پس کی پس کی پس کی

نذار که سر بره جام صبوری

طولانی تر از این بشه دوری

میگه صبر کنم چقدر و تا کی

میگه شاد باشم

بی پول چه جوری آخه چه جوری

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری تحلیلی اندیشه کیش | نگاه متفاوت و تحلیلی به اخبار کیش