عزیزان به آقاجان پیام میدن که چرا نمی نویسی آقاجان… دلمان برای نوشته هایت تنگ شده… جانم برایتان بگوید که دل و دماغی برای نوشتن نیست وگرنه سوژه که الی ماشالله در کشور عزیزمان و در کیش رویایی زیاد است… به قول تبلیغ تلویزیونی معروف این روزا کدومو بگم ؟
از کشور بگم؟ کدومو بگم؟
بنزین ۳۰۰۰ تومنی رو بگم؟
اینترنت رو بگم ؟
فرهاد کولبر رو بگم…؟
آلودگی هوای تهرانو بگم؟
تصمیم های یهویی رو بگم ؟
از کیش بگم؟ کدومو بگم ؟
بلیط میلیونی رو بگم ؟
اجاره خونه رو بگم ؟
هفته ای سه چهارتا انتصاب رو بگم؟
تفاهم نامه های رو کاغذ رو بگم….؟
وعده بگم ؟ وعید بدم ؟
قیمت ماشین رو بگم ؟
از مالیات تو کیش بگم ؟
کاغذ بازی ها رو بگم ؟
کدومو بگم ؟
از گرونی بگم ؟ کدومو بگم ؟
میوه رو بگم ؟
گوشتو بگم ؟
مرغو بگم ؟
لبنیات بگم ؟
اجناس تو غرفه بگم ؟
رستوران بگم ؟
کدومو بگم ؟
از حمل و نقل کیش بگم ؟ کدومو بگم ؟
کرایه دلبخواهی تاکسی رو بگم ؟
تریپو بگم ؟
اخلاق راننده بگم ؟
قیمت فزاینده بگم ؟
تاکسی اینترنتی رو بگم ؟
کدومو بگم؟
مینی بوس بگم ؟ از کجاش بگم ؟
صندلیه وسط بگم ؟
صندلی پاره بگم ؟ کثیف بگم ؟
ظهرا که نیستن تو خط رو بگم ؟
کدومو بگم ؟
گردشگری رو بگم ؟ کجاشو بگم ؟
گردشگر خارجی کیمیا شده رو بگم ؟
درصد پورسانتو بگم ؟
خرید شماره تلفن مسافر رو بگم ؟
بازاریاب آویزون جلو بازارو بگم ؟
مافیارو بگم ؟ کدومو بگم ؟
آره آقاجون…. اگه بخوام بگم ، خیلی چیزها هست که بگم … سوژه کم نیست… اما… اما… سکوتم از رضایت نیست…
- نسرین فائق
- کد خبر 15656
- اخبارکیش , طنز
- بدون نظر
- پرینت




