🔹نوروز سال ۱۳۷۴
بعد از نماز صبح با تلویزیون مشغول شدیم؛ براى قبل از لحظه تحویل سال، مراسمى از مرقد امام پخش میکرد. سپس پیام آیتالله خامنهاى و به دنبال آن، پیام من پخش شد. بعد از صبحانه به مطالعه بولتنها پرداختم. به کسانى که مىخواستند به عید دیدنی بیایند، گفته شد، برنامه دیدار نداریم.
عفت هم براى تسلیت اولین عیدشان، به منزل امام رفت. گفت از برنامههاى شاد دیشب تلویزیون شکایت داشتهاند. عصر به مرقد امام رفتیم. حسنآقا [خمینی] و [محمدعلی] انصارى و [محمود] بروجردی و… منتظرمان بودند. فاتحهاى در داخل ضریح خواندم و مقدارى بر مزار احمدآقا و امام نشستیم. مردم جمع شدند، با ابراز احساسات. از آنجا به گلزار شهدا و سپس به منطقه شهداى هفتتیر رفتیم. آنجا هم با موج احساسات مردم مواجه شدیم. با بعضى از پدران شهدا صحبت کردم.
به فرودگاه [مهرآباد] رفتیم و بلافاصله به سوى کیش پرواز کردیم. عفت و یاسر و بعضى از بستگان و محافظان همراه بودند. غروب رسیدیم. باران خوبى در کیش باریده و هوا بسیار مطبوع است. در تهران و بیشتر نقاط ایران هم، در این دو سه روز باران داشتیم.
بعد از نماز، مقدارى در ساحل دریا قدم زدیم. بچهها جمع شدند و دسته جمعى براى شام رفتیم. آشپزخانه را خوب ساختهاند و براى اداره رستوران، یک آدم وارد از گچسر آوردهاند؛ سابقاً مدیر هتل گچسر بوده و ماست و مرغ بومى آورده بود. با آقاى [محمود] واعظى، [معاون وزیر امور خارجه]، محسن و مهدى و…، درباره وضع دریاى خزر و مخازن نفت و قرارداد کنسرسیوم و وضع داخلى افغانستان مذاکره کردیم. بعد از شام به بچهها عیدى دادم و خاطراتم را نوشتم./انتخاب
- نسرین فائق
- کد خبر 16384
- اجتماعی , اخبارکیش
- بدون نظر
- پرینت




