گاهی خدا میخواهد با دست تو دست دیگر بندگانش را بگیرد، وقتی دستی را به یاری میگیری، بدان که دست دیگرت در دست خداست…
فردا که دستهایمان از جهان کوتاه میشود، حسرت روزگارانی را میخوریم که می توانستیم شادی هایمان را هدیه کنیم که نکردیم یا کم گذاشتیم.
اما حالا امروز که فرصت داریم، درنگ نکنیم، دریغ نکنیم و خط فاصله بین دارا و ندار را برداریم و بگذاریم بهار بیشتر شکوفه بدهد، بگذاریم اینبار از روی دستان منو تو، از روی قلبهای پاک و مهربان ما شکوفههایش را بتکاند بر نگاه منتظر بچه یتیمی کوچک و یا شکوفه ای بروید بر کنج لبان مادر و پدری خجالت زده از روی کودک که اگر ندارند سفره رنگین برای عید پهن کنند، حداقل بتوانند رختی نو بر تن فرزندشان بپوشانند.
مهربانی سخت نیست، کمک کردن دشوار نیست، فاصله ها هم آنقدرها هم که فکر میکنیم دور نیستند، فقط کافیست کمی پنجره اتاقت را باز کنی و به اندازه یک نفس کشیدن از حال همسایهات باخبر شوی. بگذار باران مهربانیات همواره ببارد بر گوشه گوشه شهر.
گاهی از بقال محل بپرسی و گاهی از نانوا… خیلیها هستند که نشانی یک همسایه مستحق را میدانند ولی گمان میکنند یک سکه، دو سکه ما به چه کارش میآید، اما بخدا که شک نکنید، مگر نه آنکه قطره قطره جمع گردد، دریا شود.
این روزها که حال اقتصاد کشور خوب نیست، حال حقوق و جیب مردم خوب نیست، حداقل حال همدیگر را در کنار هم بودن و در کنار هم ماندن خوب کنیم.
شاید با یک جفت جوراب، با یک روسری، شاید با یک لباس و شاید با یک مقدار پول نقد حال خیلی ها که مدت هاست لبخند نزده اند، خوب شود.
شاید منو تو بتوانیم به شکرانه سلامتی خود، به شکرانه سلامتی خانواده خود و رزق حلالی که داریم حال کسی را در این سال پیش رو خوب کنیم
اصلا شاید منوتو بهانه حال خوب کسی باشیم، پس بیا دست خیرمان را برای دستگیری نیازمندان بلند کنیم، همانگونه که گفته اند« دستی که کمک می کند، از دستانی که برای دعا بالا می روند مقدس تر هستند»




