اعتراضات اخیر در کشور نسبت به اعتراضات گذشته متفاوت بود. به نظر شما مهمترین دلایل و ریشههای اعتراضات اخیر در کشور چه بود؟
دلیل این مساله چیست؟
اگر رفتار نسل جدید سیاسی نیست پس از چه جنسی است؟ ماهیت رفتار نسل جدید مبتنی بر چه آرمانها و اهدافی است؟
نسل جدید در دنیای دیگری زندگی میکند. نسل جدید در جهان پسامدرن متولد شده و در این فضا رشد پیدا کردهاند. تحولات انقلاب صنعتی دوم پس از مدتی به نسل ما ملحق شد. این در حالی است که انقلاب صنعتی اول تنها انقلاب در صنعت نبود. این انقلاب به معنای این نبود که تنها دیگهای بخار را روی آتش گذاشتند وآب بخار شد و بخار چرخ دندهها را به حرکت واداشت. در انقلاب صنعتی همه شئونات زندگی تغییر کرد. براساس این تغییرات روستاها از بین رفتند، دهقانان به شهر مهاجرت کردند و به کارگر تبدیل شدند، کارخانهها و حاشیهنشینها شکل گرفتند، زن و مرد در کارخانهها کار کردند، روابط جنسی دگرگون شد و فضای خانوادهها تغییر کرد. به یک معنا عالمیت عالم دگرگون شد. امروز جهان مدرن به بخشی از دنیای کهن تبدیل شده و دنیای جدیدی به نام دنیای پسامدرن به وجود آمده است. به تعبیر مارکس هر آنچه متصلب بود دود شد و به هوا رفت. این جهان از نظر مولفههای متافیزیکی، معرفت شناسی، مبانی اخلاقی یک جهان دیگر و انسان عصر جدید یک انسان جدید است. تفاوت این نسل با نسلهای گذشته تنها یک تفاوت روانشناختی نیست، بلکه از نظر اپیستمولوژیک و آنتولوژیک متفاوت است. این موضوعی است که این گفتمان به آن نگاه عمیقی ندارد.
به چه دلایلی این گفتمان درک درستی از دغدغههای نسل جدید ندارد؟
این مهمترین موضوعی است که امروز در بحران کنونی جامعه نقش داشته است. از سوی دیگر مطالبات انباشته شده که بیپاسخ گذاشته شده، نادیده گرفته شدن و دخالت نیروهای معاند و خارجی در به وجود آوردن شرایط پیچیده امروز جامعه ایران نقش داشته است. با این وجود اصل ماجرا این است که برخی در گفتمان انقلاب دیگری را نمیبیند. اگر به وضعیت ریاست جمهوری چند دهه اخیر نگاه کنیم به این نتیجه میرسیم که هر کدام از روسای جمهور کشور به دلایلی مطرود شدهاند. نهادهای نظارتی که مسئولیت تأیید صلاحیتها را برعهده داشتند باید رویکردی در پیش میگرفتند که امروز اعتراضات دارای «سر» میبود که با آنها گفتوگو صورت بگیرد. با این وجود چنین اتفاقی رخ نداد و برخی به شکلهای مختلف رد صلاحیت شدند. در شرایط کنونی اغلب نخبگان سیاسی و فکری سکوت کردهاند. نکته مهم در سکوت نخبگان این است که برخی که در گفتمان انقلاب قرار داشتند با سکوتی که امروز کردهاند اعتراضات اخیر را تأیید میکنند. به نظر میرسد این افراد قصد دارند کینه خود را نسبت به گفتمان انقلاب جبران کنند.
در چنین شرایطی همواره این سوال تاریخی مطرح میشود که «چه باید کرد»؟
ما میتوانیم این شرایط را به شرایط مثبتی تبدیل کنیم. ما باید جوانانی که کف خیابان حضور دارند را به منزله فرشتههای نجات قلمداد کنیم. حضور جوانان در خیابانها آسیبها را در بدنه گفتمان انقلاب نشان میدهد. نشان دادن بیماری و عفونت میتواند ما را به خودآگاهی برساند. ما میتوانستیم از این اعتراضات در راستای گام دوم انقلاب استفاده کنیم. متأسفانه به دلیل نگاه امنیتی و سیاسی به مسائل ما با یک بحران مواجه شدهایم. خشونت نمیتواند در جامعه برای مدت زیادی وجود داشته باشد و اگر داشته باشد پیامدهای منفی دیگری بههمراه خواهد آورد. نباید اجازه داد با ادامه خشونتها همه ارزشها از بین برود. در چنین شرایطی ما با تحریمها، فشارهای نظام سلطه و اختلافات داخلی مواجه میشویم که وضعیت زندگی مردم را تحت تأثیر قرار خواهد داد. اگر اتفاق ناگواری در کشور رخ بدهد تا چند دهه زندگی در ایران نابود خواهد شد. به همین دلیل من معتقدم گفتمان انقلاب و جمهوری اسلامی باید نوع نگاه خود را به برخی مسائل مختلف تغییر بدهد. نباید صورت مسأله را پاک کرد و به جای حل مسائل آنها را رها کرد. اگر نگاه به مسائل مختلف توسط این گفتمان تغییر نکند با بحران اجتماعی مواجه میشود. این وضعیت مانند خانوادهای است که شاید والدین آن از همدیگر طلاق نگیرند اما طلاق عاطفی شکل خواهد گرفت. در چنین خانوادهای آرامش وجود نخواهد داشت و ما همواره با شرایط آتش زیر خاکستر مواجه خواهیم بود و با هر اتفاقی این احتمال وجود دارد که این آتش سر باز کند. امروز با رویکرد متناقضی مواجه شدهایم. به عنوان مثال نه میتواند فضای مجازی را ببیند و نه میتواند فضای مجازی را باز بگذارد. از سوی دیگر نه میتواند بخشهایی از آزادیهای سیاسی را بپذیرد و نه میتواند در مقابل گفتمانهای دیگر واکنش مناسبی از خود نشان بدهد. این تعارفات در نهایت این گفتمان را ضعیف خواهد کرد. تنها یک راهحل وجود دارد و آن نیز این است که نگاه خود را تغییر بدهد. تغییر نگاه در زمینه سیاست خارجی نیست، بلکه به معنای این است که باید در داخل کشور این تغییر ایجاد شود. این تغییر نگاه به معنای کوتاه آمدن در مقابل نظام سلطه نیست. اگر قرار است در مقابل نظام سلطه دستاوردهای خود را از دست ندهیم باید مردم را با خود همراه کنیم. این افراد گمان میکنند در حدود۲۰ درصد جامعه مخالف هستند و ۲۰ درصد دیگر نیز با آنها همراه هستند و بقیه نیز جمعیت خاکستری را تشکیل میدهند. این تحلیل واقعبینانه نیست. شرایط جامعه امروز ایران به شکلی است که این احتمال که جمعیت خاکستری به معترضان بپیوندند وجود دارد. به همین دلیل نیز نباید تحلیلهایی از شرایط کنونی ارائه داد که واقعی نیست.
- نسرین فائق
- کد خبر 29277
- اجتماعی , اخبارکیش
- بدون نظر
- پرینت




