سفر محمد ابراهیم انصاری لاری به جزیره کیش انگیزه ای شد که این نوشتار شکل گیرد و مروری کنیم بر آخرین سخنرانی وی در کسوت مدیرعاملی سازمان منطقه آزاد کیش که شاید کلاس درسی باشد برای مدیران و مسئولان آتی این سازمان و اصلاح نگاهشان به این لولو و مروارید درخشان خلیج همیشگی فارس…
انصاری لاری در مراسم تودیع خود در روز سه شنبه سیزدهم آذر ماه ۹۷ در مرکز همایش های کیش گفت:
من به ارائه گزارش کار و شرح عملکرد به شیوه مرسوم اعتقادی ندارم. اگر کاری انجام شده و مردم دیده اند و شنیده اند نیازی به گفتن ندارد. اگر کاری انجام شده و مردم ندیده اند، شاید کاری در خور و مهم نبوده است و باز هم ارزش بازگفت ندارد. اگر کاری انجام نشده است که گفتن آن موضوعیتی ندارد و دروغ و فریب است و گفتن آن نه زیبنده و شایسته ماست و نه شما . لذا اجازه دهید از ارائه گزارش عملکرد بگذریم. یکی از متفکران نامدار جهان می گوید که نمی توان دانست که فردی کیست، شخصیتش چگونه است، میزان کامیابی و شکستش در زندگی چقدر بوده است، تاثیر او بر مردم و محیط پیرامونش چگونه بوده است، مگر اینکه او به پایان راه رسیده باشد و بتوان معدل عملکرد او را اندازه گرفت و سنجش کرد. همان چیزی که در آموزه های دینی ما هم هست، هم به نسبت مسئولیت هایی که افراد قبول می کنند و در مقاطعی از زندگی، از دل و جان از خدا می خواهند که آنها را به وادی خطیر مسئولیت با صداقت وارد کنند و باز آنها را با صداقت و اخلاص از آن وادی خارج کند. و هم به نسبت تمامی حیات انسان، به حسن عاقبت یا سو عاقبت تعبیر می کند. وقتی که در عاقبت حیات هر کسی در لحظه مرگ دو فرشته بر بالین انسان حاضر می شوند، یکی شیطان که ایمان را بستاند و یکی ملک الموت که جان را بستاند که معلوم می شود مومن کیست و غیر مومن کدام است. امروز که من در پایان راه به نسبت مسئولیتی که در این جزیره داشته ام رسیده ام ، اولا خداوند بزرگ را شاکرم که مسئولیتی را که بعد از سه بار مشورت با حضرت دوست قبول کرده ام به این ترتیب امروز آن را به یک برادر عزیز دیگر می سپارم. خوشحالم و افتخار می کنم که در طول مدت مسئولیتم هرگز ظرافت کاری و بازی ندیمان را نه لحظه ای آموخته ام و نه لحظه ای آزموده ام. امروز در وهله اول امید آن دارم که در پیشگاه دادار داور خجلت زده نباشم و بعد از آن امید من اینست که در نگاه بلند و عیب پوش مردمان پر مهر جزیره کیش سری بلند داشته باشم و قامتی افراشته. هر چند هرگز نه من و نه هیچ کدام از همکارانم مدعی نیستیم که حق هر کسی را و شرط هر چیزی را به کمال ادا کرده باشیم و شرط وظیفه و مقتضی خدمت را به درستی انجام داده باشیم. حتما انتقادات زیادی هست، کاستی ها و کمبودهایی وجود داشته و خطاها و ضعف هایی هم، همه ما داشته ایم. اما می توانم بگویم هر چه از دانایی و توانایی داشته ایم برای تعالی و ترقی جزیره کیش به کار بسته ایم و اجازه ندادیم ترس از خطا و اشتباه ما را در حلقه سکون و رکود محدود و گرفتارکند. با این وجود جزیره زیبای کیش نمایشگاهی از غلبه کیفیت بر کمیت است. هنوز راه های نرفته، کارهای نکرده و آرزوهای ناتمام بسیاری دارد که انشالله با حضور برادر عزیزم جناب دکتر مظفری و تکیه بر تجربه و توان شما و فضل خدا این راه ها رفته شود، این آرزوها بر آورده شود و این کارها به سر انجام برسد. دوران مسئولیت من اما بسیار کوتاه بود، سالی و ماهی چند. به نظرم درازای مسئولیت ها و طول مدت هرچند مهم هستند اما همه چیز نیستند، درست مثل عمر آدم ها. ما معمولا عادت کرده ایم که همه چیز را طولانی، بلند مدت و زیاد بخواهیم، عادت نکرده ایم همه چیز را خوب و با کیفیت بخواهیم. آرزوی عمر طولانی تقریبا آرزوی همه مردم است اما زندگی با کیفیت وخوب، آرزوی معدودی از مردمان است. می شود عمر زیادی داشت ولی هر روز نو به نو شد، هر ماه نو به نو شد و هر سال نو به نو شد و می شود نود ساله شد اما یکسال را نود بارتکرار کرد. عمر مسئولیت ها هم چنین است، مسئولیت ها را هم علی القاعده باید به محتوا و کیفیت آن بیشتر نگاه کرد تا به طول این مسئولیت ها و چقدر کسالت بار است مسئولیتی که زیان بار باشد و سود و سرمایه را به باد بدهد. اگر قرار است یک مدیریتی خسارت بار باشد یک ساعتش هم اضافه است. اگر قرار باشد که زندگی توام با خسارت و زیان باشد، یک نفسش هم زیان بار است. به گفته یکی از بزرگان رگ و ریشه انسان ها بزرگتر از شاخ و برگ آن ها است، امروز این افتخار و شادمانی برای من هست که ما یعنی من و مردم خوب و پر مهر جزیره کیش از رگ و ریشه با هم پیوند خورده ایم.رگ و ریشه ها مهم هستند، روابط خشک و رسمی اداری آن هم که خیلی جاها توام است با تشریفات، حفاظت، مزاحمت های غیر ضرور حتی پیوند شاخ و برگ را هم نمی تواند محقق کند چه برسد به پیوند رگ ها و ریشه ها. ما در کیش این توفیق را داشته ایم که با مردم گره خورده ایم و امروز افتخار من اینست که خودم را یکی از مردمان خوب جزیره کیش می دانم. من همین جا صادقانه اعتراف می کنم که در کیش عاشق شده ام، عاشق این خاک پاره دردانه، عاشق دریای آبی پیرامونش که مرا تا افق های دور می برد، عاشق پریان دریایی کیش و عاشق مردمان خوش کیش، پر مهر و پر لطف و خوش مرامش. عشق به ژرفای خود پی نمی برد تا ساعت خداحافظی فرا رسد و امروز این ساعت خداحافظی برای من پی بردن به ژرفای عشقی است که به شما مردم جزیره کیش و به این دردانه خلیج همیشه فارس دارم. اما امروز که به پایان این راه رسیده ایم، حدیث این بخت یاری و توفیقی اگر بوده است بعد از لطف حضرت باریتعالی، مرهون بزرگانی هستم که فرصت دوباره خدمت و مودت را در این جزیره و در پیشگاه این مردم برای من فراهم کردند. در این چهارده ماه اگر کاری کردیم، ما همه با هم کردیم و امیدوارم امروز اگر من با خاطراتی به طراوت باران و ماندگاری دریا این جزیره را ترک می کنم، مردمان پر مهر جزیره کیش هم مرا در قاب خوش خاطرات خویش ثبت و ضبط بکنند.




