روزهایی بود که ایران ۱۴ درصد سهم صادرات نفت اوپک را در اختیار داشت و امیدوار بود با افزودن بر ظرفیت تولید نفت خام سهم بیشتری از صادرات اوپک را در اختیار بگیرد. اما متاسفانه به دلیل ادامه و تشدید تحریمها حالا به جایی رسیدهایم که با خرسندی میگوییم نفت ایران را به صورت قاچاق صادر میکنیم و پول آن را نیز در اختیار میگیریم. متاسفانه همین یک مورد اثربخشی تحریم دومینویی از دردسر برای کسبوکار و معیشت مردم فراهم کرده است که این روزها شاهد آن هستیم.
متاسفانه ایران با زندگی در تحریم فرصت توسعه بنادر و جزیرههای خود را به سود برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس و نیز کشورهای همسایه از دست داده است. ایران میتوانست با استفاده از سرمایههای بینالمللی بند چابهار و منطقه مکران را بهگونهای توسعه دهد که پیشبرنده توسعه سرزمین باشد. جزیرههای کیش و قشم نیز بدون توسعه، زندگی ساکتی دارند و در برابر جبل علی توسعهیافته شده و میشود. این رخداد غمانگیز در برابر دیدگان میلیونها ایرانی رخ داده و سهم تحریم در آن بالا بوده است.
ایران روزی میتوانست در جاده ابریشم قدیم و جدید سهم و نقش ممتازی داشته باشد اما متاسفانه به دلیل تحریمهای گستردهای که در این چند دهه با آن مواجه شده، ترکیه هاب گازی منطقه شد و ایران که دارای منابع عظیم گاز است، از دایره بیرون مانده است. ایران علاوه بر این دیگر توانایی ندارد همانند گذشته محل عبور میلیونها کالا از مرزهای زمینی و راهآهن باشد و به این ترتیب یکی از مزیتهای ایران به دلیل تحریمهای گسترده در معرض نابودی قرار دارد. تحریمهای گسترده اقتصادی ایران از سوی غرب، دولتها را ناگزیر کرده است که برای بقای خود و دیگر نهادها از کیسه شهروندان خرج کنند و با بهرهبرداری از منابع انسانی به شکل ناکارآمد ایرانیان نخبه را فراری دهد.
تحریمهای ادامهدار و سختگیریهای دولتها موجب شده است که علاوه بر کوچ نخبگان شاهد کوچ متخصصان نفت وگاز و بهداشت و درمان و نیز اساتید دانشگاهی باشیم و ایران از سرمایههای انسانی ورزیده تهی شود.
عادت کردن به زندگی با تحریم شاید برای سیاستمداران و صاحبان قدرت که انگیزه مبارزه با امپریالیسم و استکبار جهانی دارند خوشایند باشد و آنها با توجیههای سیاسی این راه را ادامه دهند، اما واقعیت این است که این عادت برای ایرانیان بسیار زیانآور بوده و از این وضعیت دل خوشی ندارند./جهان صنعت




