شما اینجا هستید
ویژه خبری » چه کسی در قیامت جواب مظلومیت شهدای غواص را می‌دهد؟

یکی از تلخ‌ترین وقایع ۸ سال دفاع مقدس، عملیات کربلای ۴ بود. جایی که شجاعان مدافع وطن، مظلومانه و غریبانه پر کشیدند.

پس از عملیات موفق والفجر ۸ در زمستان ۱۳۶۴ که منجر به دستیابی و تصرف منطقه فاو از سوی ایران شد، سپاه یک عملیات بزرگ سالیانه خود را برای اجرا در زمستان ۱۳۶۵ طراحی کرد. پیشنهاد سپاه عملیاتی در منطقه شلمچه، ام‌الرصاص و جزیره مینو بود و هدف از آن نیز، تصرف منطقه ابوالخضیب در شرق بصره بود. پس از بررسی‌های صورت‌گرفته در ماه‌های قبل از عملیات، فرماندهان ارشد و تصمیم‌گیران برای اجرای عملیات بزرگ در مناطق مذکور به توافق رسیدند. نام عملیات هم در ادامه کربلاهای اجرا شده، «کربلای ۴» شد.

بعد از گذشت سال ها از این عملیات، همچنان اختلاف در روایت ها مشهود است. چیزی که مشخص و مبرهن است، لو رفتن عملیات بود که که به قیمت جان صدها نیروی خودی و غواصان شجاع میهن تمام شد. اما تلاش برای روایت واژگونه از کربلای ۴، از شیوه های متنوعی صورت گرفته است.

محسن رضایی ۷ دی ۹۷ در  توییتی نوشت: “با عملیات کربلای چهار به دشمن وانمود کردیم که عملیات سالانه ما تنها همین بوده است. ده روز بعد در همان نقطه و در زمانی که نیروهای ارتش بعثی به مرخصی رفته بودند، عملیات کربلای پنج را انجام دادیم.” او در توییتی دیگر نوشت: “عملیات کربلای چهار برای فریب دشمن انجام شد.”

این در حالی است که آیت الله هاشمی رفسنجانی در مصاحبه ای با ایسنا در خرداد ۹۴ در مورد کربلای ۴ گفته بود: “من و آقای رضایی… به گونه‌ای خبر را اعلام کردیم که یک عملیات فریب بود، یعنی این‌گونه آن تبلیغات [دشمن] را خنثی کردیم.”

اما فرماندهان و رزمندگان میدانی، روایت دیگری دارند.

«میرزا محمد سلگی» ‌فرمانده گردان ۱۵۲ حضرت ابوالفضل (ع) در لشکر ۳۲ انصارالحسین (ع) در کتاب خاطراتش آورده «ساعت ۱۰ شب غواص‌ها به میانه اروند رسیدند…از سمت اروند، گاه و بی‌گاه فقط تق‌تق تک‌ تیر می‌آمد که طبیعی می‌نمود اما به یک‌باره زمین و آسمان در صدای وحشتناک غرش چند فروند هواپیما به هم پیچید. بمب‌ها دور و اطراف اسکله و قایق‌های در حال انتظار فرود آمدند و با اینکه تعدادی از آنها داخل کارون منفجر شدند ولی موج انفجار و تلاطم امواج، چند قایق را وارونه کرد و بلافاصله هواپیماهای بعدی به جای بمب، انبوهی از منورهای پرفروغ را بر فراز اروند رها کردند». این منورها باعث شدند تا «غواصانی که فقط سرهای‌شان از آب بیرون بود» در میدان دید نیروهای عراقی و به تبع آن، «در معرض تیر مستقیم نیروهای (حاضر) در خط دشمن قرار بگیرند». به نوشته او «صدای تک‌تیرها به یک‌باره به رگبارهای مهیب، دوشکا و ضدهوایی و شلیک آرپی‌جی بدل شد. منورها بیش از ۱۵ دقیقه می‌سوختند و شب را مثل روز روشن می‌کردند. غواصان که تا صد متری ساحل دشمن شنا کرده بودند، هیچ راهی جز رفتن به سمت ساحل دشمن نداشتند».

این فرمانده گردان می‌گوید «داخل اروند قتلگاه بچه‌ها بود؛ پیکر بسیاری از غواصان و نیروهای پیاده‌روی آب بود و به سمت خلیج‌فارس می‌رفت. از گردان حضرت علی‌اصغر فقط فرمانده گردان- حاج ستار- از میان جهنم آتش رد شده بود».

به گفته سلگی، پس از عملیات «خیبر» این «دومین‌بار بود که هوای جبهه از ماتم و غم پر می‌شد. عملکرد همه لشکرها در عدم استقرار در ساحل دشمن مشابه بود. عراقی‌ها از آن طرف آب به علامت خوشحالی تیر هوایی می‌زدند».

«گردان‌های غواصی از گردونه رزم خارج شده بودند» اما «بیشتر نیروهای پیاده و آبی- خاکی لشکرهای عمل‌کننده سالم و دست‌نخورده باقی مانده بودند».

بنا بر روایت این فرمانده، «تعدادی از بچه‌ها خیلی صریح و جدی می‌گفتند که دشمن دست ما را خوانده بود، چرا مسوولان و فرماندهان تدبیر مناسبی نداشتند؟! و چه کسی در قیامت جواب مظلومیت شهدای غواص را می‌دهد».

«سید نورالدین عافی» در کتاب «نورالدین پسر ایران» نیز روایتی مانند «سلگی» دارد: «هنوز وارد اروند نشده بودیم که ناگهان صدایی از آب بلند شد؛ ‌دشمن از آتش‌بارهایی استفاده کرد که اول روی آب را تا سطح ۶۰-۵۰ متر گاز می‌پوشاند و بعد می‌سوخت و می‌سوزاند. غواصانی که به ستون در آب حرکت می‌کردند در یک لحظه زیر آتش‌بار دشمن لت و پار شدند. ناباورانه شاهد گلوله‌باران بچه‌های غواص درون آب بودیم.صدای ناله مظلومانه غواص‌ها در میان غرش آتش‌بارها خیلی غریب بود. نیروهای گردان‌هایی که از بالا وارد آب شده و از محور ما می‌گذشتند مقابل چشم ما قتل‌عام می‌شدند».

بنا بر روایت این کتاب، «از گردان ولی‌عصر لشکر عاشورا تنها حدود ۴۰ نفر به ساحل رسیدند و بیشتر غواصان گردان ولی‌عصر آن شب شهید و تعدادی مفقود شدند». او در بخش دیگری از لحظاتی نوشته که نیروهای ایرانی زیر آتش سنگین عراق قرار گرفته بودند: «بچه‌ها که در یک ردیف طناب را گرفته و به هم وصل بودند به طرز فجیعی در آب زخمی و شهید می‌شدند. گاه صدای ناله و فریادشان را می‌شنیدم و دلم آتش می‌گرفت. دست و پای قطع شده بچه‌ها روی آب شناور بود». به گفته نورالدین، جریان آب بیشتر شهدای کربلای ۴ را با خود سمت دریا می‌برد.»

«مهدی‌قلی رضایی» از رزمندگان لشکر عاشورا، در کتاب «لشکر خوبان» از لحظاتی نوشته که نیروهای ایرانی در آب زیر آتش سنگین بودند: «می‌دیدم بچه‌هایی در وسط آب، زیر بارش گلوله و خمپاره و آرپی‌جی تکه‌تکه می‌شوند. عراقی‌ها ستون بچه‌ها را در وسط آب با خمپاره و آرپی‌جی می‌زدند و خمپاره توی آب هم منفجر می‌شد! زیر نور منورها زخمی شدن بچه‌ها و حتی رنگ خون آنها را که آب را قرمز کرده بود می‌دیدم».

به راستی کربلای ۴ یک عملیات شناسایی بود و یا یک عملیات فریب؟ و یا یک عملیات لو رفته که منجر به از دست رفتن صدها سرباز رشید وطن شد… و سوال این است که چه کسی در قیامت جواب مظلومیت شهدای غواص را می‌دهد؟

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری تحلیلی اندیشه کیش | نگاه متفاوت و تحلیلی به اخبار کیش