علیرضا مقدسی، مجری، بازیگر، گوینده و در یک کلام، هنرمند مردمی که همه ما کیشوندان و بسیاری از گردشگران اورا با لبخند شیرین و بداهه های جذابش به خاطر داریم، در ناباوری از میان ما را رفت. آن هم پس از یک اجرای پر انرژی در شب آخر زندگی… او ۲۲ مهر ۱۳۵۳ در مشهد مقدس متولد شد و در بامداد دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲ آسمانی شد. خاطرات بسیاری از جشن ها و مراسم های جزیره کیش با حضور علیرضا مقدسی در هم آمیخته است و همانند امیر مشکی، چهره خندان آنها همیشه به یاد ساکنین کیش می ماند.
امروز همه ما با شنیدن این خبر در شوک فرو رفتیم ولی چه می شود کرد که دنیا همین است. در عین زیبایی، بی رحم و غیر قابل باور… و هیچکدام از ما، خبری از فردای خود نداریم و هیچ ضمانتی برای ادامه حیات نیست. امروز قرعه به نام علیرضا مقدسی عزیز ما افتاد و فردا و فرداها یکی یکی از قطار زندگی پیاده خواهیم شد.
گویا ما فراموش کرده ایم در این مسیر مسافریم. تا زود، دیر نشده باید کاری کرد .شاعر گفته است: زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید.
بی خبر از هم خوابیدن چه سود ؟
برمزار مردگان خویش نالیدن چه سود ؟
زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید
ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود ؟
گرنرفتی خانه اش تا زنده بود
خانه صاحب عزا تا صبح خوابیدن چه سود ؟
گر نپرسی حال من تا زنده ام
بعد مرگم اشک و نالیدن چه سود ؟
زنده را در زندگی قدرش بدان
ورنه مشکی از برای مرده پوشیدن چه سود ؟
گر نکردی یاد من تا زنده ام
سنگ مرمر روی قبرم وانهادن چه سود؟
و به قول مولانا
بیا تا قدر یکدیگر بدانیم
که تا ناگه ز یک دیگر نمانیم




