شما اینجا هستید
اجتماعی » جزایر سه‌گانه ایران، چین و تلاش‌های مذبوحانه امارات

چین در این بیانیه از موضع امارات درباره به رسمیت شناختن موضوع جزایر به عنوان یک مسئله و اختلاف میان ایران و امارات حمایت کرده است. حتی پس از احضار سفیر چین، سخنگوی وزارت خارجه چین بار دیگر ادعای خود را تکرار کرد و اعلام کرد موضع چین در این خصوص ثابت است.

در این بیانیه گفته شده دولت چین از تلاش های امارات برای حل مسالمت آمیز مسئله جزایر سه گانه حمایت می کند.

در بند ۲۶ بیانیه مشترک دولت های چین و امارات آمده است: «جمهوری خلق چین حمایت خود را از تلاش های دولت امارات متحده عربی برای دست یابی به راه حل مسالمت آمیز در مسئله جزایر سه گانه ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک از طریق مذاکرات دوجانبه براساس حقوق بین الملل و برپایه مشروعیت بین المللی اعلام می کند.»
علیرغم اعتراض ایران و احضار سفیر چین به وزارت خارجه ایران، سخنگوی وزارت خارجه چین مواضع چین را در خصوص جزایر سه گانه تنب بزرگ و کوچک و بوموسی ثابت اعلام کرد و بار دیگر مدعی حل و فصل این موضوع از طریق مذاکره شد و از ادعای امارات در خصوص این جزایر حمایت کرد.

در خصوص این موضوع، خبرنگار تابناک گفت‌وگویی با پروفسور نادر انتصار، رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه آلاباما آمریکا انجام داده که در ادامه می آید.

کتاب «سیاست کردها در خاورمیانه» از جمله آثار شناخته شده انتصار است که ابعاد سیاسی و اجتماعی ادغام کردها در جریان اصلی زندگی سیاسی-اجتماعی در ایران، عراق و ترکیه را تحلیل می کند.

*در نشست اخیر چین و کشورهای عربی، چین بار دیگر از ادعاهای امارات متحده عربی در خصوص جزایر سه گانه ایرانی حمایت کرد و در بیانیه مشترک بر این ادعا تاکید کرد: «جمهوری خلق چین حمایت خود را از تلاش های دولت امارات متحده عربی برای دستیابی به راه حل مسالمت آمیز در مسئله جزایر سه گانه ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک از طریق مذاکرات دوجانبه براساس حقوق بین الملل و برپایه مشروعیت بین المللی اعلام می کند.» دلایل حمایت چین از ادعاهای امارات چیست؟

رفتار چین در سطح بین المللی را میتوان از دو زاویه بررسی کرد.  در بسیاری از موارد, بخصوص در مواردی که منافع و امنیت ملی این کشور مطرح است، چین قاطعانه به عنوان کشوری قدرتمند عمل میکند. در مواردی که منافع ژئو اقتصادی برای چین اهمیت بیشتری دارند، این کشور مثل یک شرکت بزرگ تجاری عمل میکند. امروز حجم تجاری چین با کشورهای عرب خلیج فارس بسیار بیشتر از حجم تجاری چین با ایران است. دلایل حمایت چین از ادعاهای امارات را باید از زاویه اقتصادی نگاه کنیم. همچنین، چین بخوبی میداند که به عنوان بزرگترین خریدار نفت ایران، محدوده مانور سیاسی ایران در مقابل چین نسبتا محدود است. گرچه جمهوری اسلامی ایران بارها رابطه خود با چین را راهبردی تعبیر کرده است، چین چنین برداشتی از  رابطه اش با ایران ندارد.

*حمایت از ادعاهای امارات در این زمینه در بیانیه های مشترک چین و روسیه با اعراب در حال تکرار است. این موضوع چه تبعات حقوقی دارد؟

این بیانه ها به خودی خود تبعات حقوقی ندارند. ولی اگر اینگونه بیانیه ها دائما تکرار شوند، ادعاهای امارات و دیگر کشورهای طرفدار آن میتوانند به مطرح کردن این موضوع در سطح جهانی کمک کند و به امیدواری امارات به آب گل آلود کردن و ایجاد یک بحران حقوقی کمک کند. به نظر من عملکرد جمهوری اسلامی در مقابل ادعاهای مکرر و پرطمطراق امارات ضعیف بوده است.

*چین و روسیه دو عضو شورای امنیت هستند و در حال حاضر تمام ۵ عضو دائم این شورا از ادعای امارات حمایت می کنند. آیا شورا می تواند در این زمینه دخالت کند؟ به عبارتی آیا در این زمینه، شورا که نهادی شبه حقوقی نیز به شمار می رود می تواند پرونده ای در این زمینه بگشاید یا از دیوان بین المللی دادگستری بخواهد موضوع را مورد بررسی قرار دهد؟

شورای امنیت سازمان ملل میتواند در هر موضوع که از نظر این شورا امنیت جهانی را تهدید میکند مداخله کرده و قطعنامه صادر کند.  اگر روزی  موضوع ادعاهای امارات در شورای امنیت سازمان ملل مطرح شود, به احتمال زیاد آمریکا، انگلستان و فرانسه از امارات پشتیبانی خواهند کرد.  اگر امارات بتواند روسیه و چین را حداقل به رای دادن ممتنع وادار کند، پرونده ای در این زمینه در شورای امنیت گشایش خواهد یافت و از دیوان بین المللی دادگستری تقاضا خواهد شد که به ادعاهای امارات رسیدگی حقوقی بکند. البته ایران مجبور نیست که رای احتمالی در مورد ادعای امارات در دیوان بین المللی دادگستری را به رسمیت بشناسد.

ولی اگر روزی برسد که شورای امنیت و دیوان بین المللی دادگستری بخواهند این موضوع را مورد بررسی قرار دهند، ایران با شکست سنگینی در دیپلماسی خود مواجه خواهد بود.  لذا، کوتاه آمدن در این چالشی که امارات مدتها در مقابل ایران قرار داده است جایز نیست. بسنده کردن به احضار سفیر به وزارت خارجه و ابلاغ یادداشت اعتراض به وی دردی را دوا نخواهد کرد.

*ایران مقابل این روند چه اقدامات سیاسی و حقوقی مقابل امارات از یک سو و کشورهایی مثل چین و روسیه از سوی دیگر می تواند انجام دهد؟

آنچه مهم است این است که ایران باید مالکیت خود بر جزایر  خلیج فارس را در میدان تقویت کند و طرف مقابل را در یک عمل انجام شده قرار دهد. ایران باید آن سه جزایر را آباد کند.  به شهروندان ایرانی باید امتیازاتی داد که آنها ساکن این جزایر شوند. زیرساختهای اقتصادی این جزایر باید از نو ساخته شوند. یعنی ایران باید حضور دائمی خود (حضور سیاسی، اقتصادی و نظامی) را در این جزایر به حدی برساند که این جزایر به جزء لاینفک ایران تبدیل شوند و در عمل مانند جزایری مانند کیش و قشم بشوند. اگر ایران این کار را نکند به بازنده بازی حقوقی امارات تبدیل میشود و یا  مجبور میشود در زمین بازی امارات تا مدتها گیر بیفتد.

شین هوا چین، اولین رسانه‌ای بود که در سال ۱۳۵۶ عنوان جعلی خلیج عربی را به جای خلیج فارس در رسانه‌های جهان به کار برد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، ظهور کشورهای نوپدید در خلیج فارس سبب شده تا هرازگاهی این کشورها که به دنبال ساختن هویت تاریخی، سیاسی و فرهنگی برای خود هستند، ادعاهایی را مطرح کنند که خلاف واقع و تاریخ بوده و هست. از جمله این موارد ادعای امارات متحده عربی بر مالکیت سه جزیره تنب کوچک، تنب بزرگ و ابوموسی است که بارها طی سال‌های متمادی تکرار و از جانب برخی از کشورها از جمله آمریکا و چین مورد حمایت قرار گرفته است.

وجود معادن ارزشمند دریایی و زمینی در کنار کشف میدان‌های جدید نفتی موجب تکرار این اعاها علی‌رغم وجود اسناد تاریخی شده است. ابوموسی جنوبی‌ترین جزیره ایرانی در خلیج فارس است و از این لحاظ از اهمیت سیاسی و استراتژیک ویژه‌ای برخوردار است. اما امارات از چه زمانی مدعی مالکیت بر این خاک است و چرا ادعای او از سوی برخی از کشورهای غربی و حتی کشوری چون چین مورد اقبال قرار می‌گیرد؟ بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد که در ایجاد این ادعا، مطابق دیگر اختلافاتی که عموماً در کشورهای منطقه وجود دارد، رد پای انگلیسی‌ها به خوبی دیده می‌شود.

از نظر تاریخی ابوموسی پیوستگی نزدیکی با تاریخ جزیرۀ کیش دارد و دنباله‌رو و تابع تمدن و آبادانی جزیرۀ کیش است؛ ولی تمام جزایر خلیج ‌فارس از زمان‌های بسیار قدیم تحت حکومت فرمانروایان ساحلی و جنوبی ایران قرار داشتند، چنانکه ابوموسی تا انقراض حکومت جواسم تابع بندر لنگه بوده است.

در مدخل دایره‌المعارف بزرگ اسلامی ریشه اختلاف و ادعای امارات اینطور توضیح داده شده است: در ۱۳۰۴ هجری قمری محمدمهدی ملک‌التجار بوشهری که به حکومت بندر لنگه منصوب شد، با کمک احمدخان کبابی حکمران بندرعباس و شیخ زاید بن خلیفه، شیخ بندر ابوظبی حکومت جواسم را از بندر لنگه و جزایر تابع آن برانداخت و دست آنان را از آن نواحی کوتاه ساخت. پس از این واقعه، حاجی محمدمهدی پرچم ایران را بر فراز بنادر لنگه و چارک و جزایر ابوموسی و سیری برافراشت؛ ولی شیخ شارجه در این جزیرۀ متعلق به ایران اقدام به استخراج خاک سرخ و فروش آن به انگلیسی‌ها کرد و چون با مخالفتی روبرو نشد، به تدریج بر آن جزیره ادعای ارضی کرد و با استفاده از غفلت مسئولان گذشتۀ ایران آن جزیره را اشغال کرد.

ماجرای یک اشغال تدریجی

جریان این اشغال تدریجی به این صورت بود که در ۲۴ ربیع‌الاول ۱۳۲۲ از وزارت گمرکات و پست به عین‌الدوله (وزیر اعظم وقت) اطلاع داده شد که به گزارش مسیو دامبرن رئیس گمرکات بنادر خلیج‌فارس، شیخ رأس‌الخیمه مدعی مالکیت جزیرۀ تامب (تنب) شده و شیخ شرقا (شارجه) نیز ادعای مالکیت جزیرۀ ابوموسی را کرده و بیرق خودشان را در آنجاها نصب کرده‌اند، حدود یک ماه بعد، در ۲۶ ربیع‌الآخر ۱۳۲۲ در پاسخ اعتراض دولت ایران نامه‌ای از سفارت انگلیس به عنوان وزارت امور خارجه رسید که در آن اظهار شده بود که دولت ایران دلیل‌های خود را مبنی بر اینکه ادعای آن دولت در مالکیت این دو جزیره بر ادعای شیخ شرقا (شارجه) تفوق دارد، اقامه نماید تا (از طرف سفارت انگلیس) برای دولت هندوستان ارسال شود.

یک سال بعد در ۲۸ ربیع‌الاول ۱۳۲۳ نامۀ دیگری از سفارت انگلیس به وزارت امور خارجه رسید که طی آن اطلاع داده شده بود که بنابر تحقیقات و گزارش شخصی میجر کاکس، خبری که دربارۀ ساختن عماراتی به وسیلۀ شیخ شارجه در جزیرۀ تنب، به دولت ایران رسیده، ابداً حقیقت ندارد. در همین نامه اظهار تأسف شده است از اینکه «اشخاصی به رتبۀ جناب دربابیگی بدون اینکه قبل از وقت متحمل زحمت شده، معلوم نمایند که آیا هیچ حقیقتی در اینگونه شهرت‌ها هست یا خیر، تلگرافاً به حکومت مرکزی اطلاع دهند که اسباب زحمت و مورث اشتباهات فی ما بین دو دولت دوست گردد». مفاد این نامه به خوبی از این حکایت می‌کند که سفارت انگلیس مالکیت ایران را بر جزیرۀ تنب (و بالتبع بر ابوموسی) پذیرفته است.

پیشنهاد موذیانه انگلیس برای ملک طلق ایران

در خلال این مدت از طرف مقامات انگلیس چندبار پیشنهاد می‌شود که موقتاً دولت ایران پرچم خود را از جزیرۀ سیری و شیخ شارجه از تنب و ابوموسی بردارند، تا زمانی‌ که موضوع مالکیت این جزایر محرز شود؛ ولی شاه ایران این پیشنهاد را شدیداً رد کرده، به صدر اعظم خود متذکر می‌شود: که این دو جزیره، ملک مسلم دولت ایران است، در این صورت حالا چطور دولت انگلیس در عالم دوستی راضی می‌شود که ما ملک طلق خودمان را به شیخ واگذار کنیم و او بیرق در آنجا بیفرازد. شما باز هم گفت‌وگو کنید و ما به هیچ‌وجه از حق خود نخوایم گذشت.

اسناد تاریخی چه می‌گویند؟

دانشنامه جهان اسلام با بررسی اسناد تاریخی در رابطه با نقش انگلیس در این میان آورده است: اسناد دولتی‌ بریتانیا نشان‌ می‌دهد که‌ نگرانی‌ آن‌ دولت‌ در باره احتمال‌ دست‌اندازی‌ روسیه‌ به‌ خلیج‌فارس‌ از آغاز قرن‌ چهاردهم‌ / بیستم‌ افزایش‌ یافته‌ است‌. وزارت‌ خارجه‌ بریتانیا در جلسه‌ای‌ محرمانه‌ در اوایل‌ تابستان‌ ۱۳۲۰ تصمیم‌ گرفت‌ برای‌ جلوگیری‌ از تجاوز روسیه‌ به‌ خلیج‌ فارس‌، جزایر تنگه‌هرمز را اشغال‌ کند. این‌ تصمیم‌ در ۲۶ صفر ۱۳۲۰/ ۱۴ ژوئیه‌ ۱۹۰۲ در یادداشتی‌ محرمانه‌ به‌ فرماندهان‌ استعماری‌ بریتانیا در هند و خلیج‌فارس‌ ابلاغ‌ شد. سند دیگری‌ از دولت‌ بریتانیا در همان‌ سال‌، اشغال‌ مواضع‌ استراتژیک‌ خلیج‌ فارس‌ را در مقابل‌ تهدید روسیه‌ تأکید می‌کند. در نتیجه‌ این‌ تصمیمات‌، حکومت‌ هند بریتانیا در اواخر بهار ۱۳۲۱، تصویب‌ کرد که‌ شیخ‌ قاسمی‌ شارجه‌، جزایر تنب‌ و ابوموسی‌ را اشغال‌ کند.

اسناد وزارت‌ خارجه‌ بریتانیا نشان‌ می‌دهد که‌ در اواخر ربیع‌الاول‌ و اوایل‌ جمادی‌الاول‌ ۱۳۲۱ / اواخر ژوئن‌ و اوایل‌ ژوئیه‌ ۱۹۰۳، شیخ‌ قاسمی‌ شارجه‌، پرچم‌ خود را در تنب‌ بزرگ‌ و ابوموسی‌  و در ۱۳۲۶/۱۹۰۸ نیز پرچم‌ خود را در تنب‌ کوچک‌ برافراشت‌.

در ۱۳۲۲/ آوریل‌ ۱۹۰۴، دامبرن‌ بلژیکی‌، رئیس‌ گمرکات‌ جنوب‌ ایران‌، دستور داد، پرچم‌ ایران‌ را در جزایر تنب‌ و ابوموسی‌ بر افرازند. این‌ کار سبب‌ اعتراض‌ بریتانیا شد و از آن‌ تاریخ‌، مکاتبات‌ رسمی‌ بسیاری‌ میان‌ دو دولت‌ ایران‌ و بریتانیا بر سر حاکمیت‌ بر این‌ جزایر و مالکیت‌ آنها آغاز گردید. طبق‌ این‌ مکاتبات‌، بریتانیا و پس‌ از آن‌ امارات‌ مدعی‌ بود که‌ حاکمیت‌ قواسم‌ بندرلنگه‌ بر جزایر تنب‌ و ابوموسی‌ مستقل‌ از دولت‌ ایران‌ بوده‌ است‌؛ در حالی‌ که‌ اسناد ایرانی‌ و بسیاری‌ از اسناد دولتی‌ هند و بریتانیا نادرست‌ بودن‌ این‌ ادعا را نشان‌ می‌دهند و حاکم‌ قاسمی‌لنگه‌، ضابط‌ ایران‌ در آنجا بوده‌ است‌ که‌ بر جزایر نیز حکم‌ می‌رانده‌ است‌ و حتی‌ در جنگ‌ با خوارج‌ عمان‌ به‌ فرمان‌ کریم‌خان‌ زند، با محمدخان‌ بستکی‌ مشارکت‌ داشته‌ است‌. دولت‌ بریتانیا در ۱۳۱۱ ش‌/ ۱۹۳۲، از مشاور حقوقی‌ وزارت‌ خارجه‌ خود، ادوارد بکت‌ ، خواست‌ تا به‌ این‌ وضع‌ اصالت‌ حقوقی‌ دهد، اما وی‌ این‌ ادعا را وارد ندانست و حاکمیت‌ ایران‌ را بر تنب‌ و ابوموسی‌ تأیید کرد.

این‌ در حالی‌ است‌ که‌ در نقشه‌ها و اطلس‌های‌ رسمی‌ و غیررسمی‌ بسیاری‌ از جمله‌ نقشه‌های‌ بریتانیایی‌ قرن‌ نوزدهم‌ و اوایل‌ قرن‌ بیستم‌ این‌ جزایر جزئی‌ از خاک‌ ایران‌ قلمداد شده‌ بودند.

سند امارات برای طرح ادعای خود چیست؟

امروزه‌ امارات‌ متحده‌ عربی‌ در تأیید ادعای‌ حاکمیت‌ اعراب‌ بر جزایر تنب‌ به‌ مکاتباتی‌ استناد می‌کند که‌ میان‌ دو شاخه قاسمی‌ بندر لنگه‌ در شمال‌ و بندر رأس‌الخیمه‌ در جنوب‌ رد و بدل‌ شده‌ است‌. از میان‌ این‌ اسناد، سندی‌ که‌ بیش‌ از دیگر اسناد خواست‌ بریتانیا و امارات‌ متحده‌ عربی‌ را بر آورده‌ می‌سازد، نامه‌ای‌ است‌ به‌ تاریخ‌ اول‌ جمادی‌الا´خره‌ ۱۳۰۱ / ۲۹ مارس‌ ۱۸۸۴ از شیخ‌ یوسف‌ قاسمی‌ از بندر لنگه‌ به‌ شیخ‌ حمید قاسمی‌ در رأس‌الخیمه‌ که‌ در آن‌ نوشته‌ شده‌ است‌ «جزیره‌ تنب‌ به‌ حقیقت‌ جزیره‌ای‌ متعلق‌ به‌ شماست‌ ای‌ قواسم‌ عمان‌» این‌ جمله‌ تعارفی‌ بیش‌ نیست‌ چنانکه‌ چند سطر پایینتر در همان‌ نامه‌ آمده‌ است‌ که‌ شهر لنگه‌ شهر شماست‌.

در گذشته‌ بریتانیا و هم‌ اکنون‌ امارات‌ متحده‌ عربی‌، جملهه مربوط‌ به‌ بندر لنگه‌ را دست‌آویز ادعای‌ خود نکرده‌اند، اما جمله‌ای‌ مشابه‌ را درباره‌ جزایر تنب‌، سند تعلق‌ آنها به‌ امارت‌ رأس‌الخیمه‌ دانسته‌اند. گفتنی‌ است‌ که‌ این‌ نامه‌ هنگامی‌ نوشته‌ شده‌ که‌ نمایندگان‌ و کارگزاران‌ بریتانیا در ۱۲۹۰ / ۱۸۷۳، در کشمکش‌ میان‌ شیوخ‌ قاسمی‌ بندر لنگه‌ و بندر رأس‌الخیمه‌ بر سر چرای‌ دام‌های‌ آنها در تنب‌ بزرگ‌، آن‌ جزیره‌ را رسماً از آن‌ ایران‌ دانستند و از شیخ‌ قاسمی‌ بندرلنگه‌ خواستند که‌ دوستی‌اش‌ را با شیخ‌ رأس‌الخیمه‌ تجدید کند.

همیشه پای روباه پیر در میان است

بریتانیا در ۱۳۲۳ ایران‌ را واداشت‌ تا پرچم‌ خود را از جزایر تنب‌ و ابوموسی‌ پایین‌ بکشد، مشروط‌ بر اینکه‌ «وضع‌ موجود» در این‌ جزایر حفظ‌ شود تا سرنوشت‌ حاکمیت‌ بر این‌ جزیره‌ها از راه‌ گفتگو میان‌ ایران‌ و شیوخ‌ قاسمی‌ مشخص‌ گردد. بریتانیا به‌ قول‌ خود عمل‌ نکرد و گفت‌وگو با ایران‌ را ۶۸ سال‌ (تا سال‌ ۱۳۵۰ ش‌/ ۱۹۷۱) به‌ تأخیر انداخت‌. از۱۳۰۰ ش‌/ ۱۹۲۱ که‌ سرزمین‌ رأس‌الخیمه‌ از شیخ‌نشین‌ شارجه‌ جدا گردید و امارتی‌ مستقل‌ شد، بریتانیا تنب‌ بزرگ‌ و کوچک‌ را متعلق‌ به‌ آن‌ دانست‌. در طول‌ ۶۸ سال‌، دولت‌ ایران‌ برای‌ پس‌ گرفتن‌ این‌ جزایر تلاش‌های‌ فراوانی‌ کرد، از جمله‌ مداخله‌ در اداره امور این‌ جزیره‌ها، جلوگیری‌ از رفت‌ و آمد اتباع‌ بیگانه‌ به‌ آنجا، اعلام‌ تصمیم‌ به‌ اقامه‌ شکایت‌ در مراجع‌ بین‌المللی‌، اعزام‌ مأمور برای‌ بازدید از این‌ جزایر، توقیف‌ قایقهای‌ بیگانه‌ در آبهای‌ این‌ جزایر، و حتی‌ پس‌گرفتن‌ جزیره‌ تنب‌ بزرگ‌ در دی‌ ۱۳۱۳/ ژانویه‌ ۱۹۳۵٫

بر اساس‌ اسناد دولتی‌ بریتانیا، شیخ‌ رأس‌الخیمه‌ پس‌ از تماس‌های‌ محرمانه‌ با ایران‌ در ۱۳۱۳ ش‌/اواخر ۱۹۳۴ پرچم‌ خود را از جزیره‌ تنب‌ بزرگ‌ پایین‌ کشید و جزیره‌ را به‌ ایران‌ تحویل‌ داد. در این‌ زمان‌ نماینده بریتانیا به‌ شیخ‌ رأس‌الخیمه‌ اعتراض‌ کرد و به‌ او یک‌ ماه‌ فرصت‌ داد تا پرچم‌ خود را در تنب‌ برافرازد و تهدید کرد اگر اقدامی‌ صورت‌ نگیرد آنها پرچم‌ یکی‌ دیگر از شیوخ‌ خلیج‌فارس‌ را در آنجا برخواهند افراشت‌. در ۱۳۴۶ ش‌/ ۱۹۶۸، دولت‌ بریتانیا تصمیم‌ گرفت‌ تا۱۳۵۰ ش‌/ پایان‌ ۱۹۷۱ از خلیج‌ فارس‌ خارج‌ شود و فدراسیونی‌ از امارات‌ تحت‌الحمایه‌ خود در منطقه‌ تشکیل‌ دهد. سه‌ قدرت‌ منطقه‌، یعنی‌ ایران‌ و عراق‌ و عربستان‌ سعودی‌، هریک‌ با دلیل‌ ویژه خود، اعلام‌ کردند که‌ این‌ فدراسیون‌ را به‌ رسمیت‌ نخواهد شناخت‌. بریتانیا برای‌ حفظ‌ بقای‌ این‌ فدراسیون‌ کوشید تا حمایت‌ ایران‌، بزرگترین‌ قدرت‌ منطقه‌، را جلب‌ کند و ناچار شد وعده‌ خود را عملی‌ سازد و با ایران‌ مذاکره‌ کند. در نتیجه‌ این‌ مذاکرات‌ ــ که‌ حدود یک‌ سال‌ به‌ طول‌ انجامید ــ در ۹ آذر ۱۳۵۰/۳۰ نوامبر ۱۹۷۱، تنب‌ بزرگ‌ و کوچک‌، بدون‌ قید و شرط‌، به‌ ایران‌ بازگردانده‌ شد و حاکمیت‌ ایران‌ بر اساس‌ «تفاهمنامه‌» ۱۳۵۰ ش‌/ ۱۹۷۱، در نیمه‌ شمالی‌ جزیره‌ ابوموسی‌ تجدید شد.

 باز گرداندن‌ این‌ دو جزیره‌ بر اساس‌ توافق‌ با بریتانیا بود که‌ همچنان‌ مسئولیت‌ هرگونه‌ دفاع‌ از سرزمین‌های‌ امارات‌ عربی‌ خلیج‌ فارس‌ را بر عهده‌ داشت‌. با اعتراض‌ نکردن‌ بریتانیا و تأیید نماینده آن‌، در جلسه ۱۸ آذر۱۳۵۰/ ۹ دسامبر ۱۹۷۱ شورای‌ امنیت‌ سازمان‌ ملل‌ متحد، توافق‌ قانونی‌ ایران‌ و بریتانیا را برای‌ بازگشت‌ جزایر تنب‌ به‌ ایران‌ به‌ رسمیت‌ شناخت‌. دولت‌های‌ میانه‌رو عرب‌ آن زمان، به‌ویژه‌ مصر و عربستان‌ سعودی‌، که‌ از توافق‌های‌ ایران‌ و بریتانیا آگاه‌ بودند، اعتراضی‌ نکردند ولی‌ دولت‌های‌ تندرو عرب‌ آن زمان، از جمله‌ عراق‌ و لیبی‌ و یمن‌ جنوبی‌ و الجزایر، به‌ شورای‌ امنیت‌ سازمان‌ ملل‌ متحد شکایت‌ کردند. شورای‌ امنیت‌ در ۱۸ آذر ۱۳۵۰/ ۹ دسامبر ۱۹۷۱ در جلسه ویژه‌ای‌، پس‌ از شنیدن‌ سخنان‌ نمایندگان‌ شاکیان‌، به‌ پیشنهاد نماینده سومالی‌ (از اعضای‌ اتحادیه عرب‌) پرونده‌ را مختومه‌ اعلام‌ کرد.

چرا جزایر سه‌گانه مهم‌اند؟

 از اواخر ۱۳۷۱ ش‌/اوایل‌ ۱۹۹۲ که‌ حضورنظامی‌ ایالات‌ متحده‌ در خلیج‌ فارس‌ قطعی‌ شد، امارات‌ متحده عربی‌ درصددِ گرفتن‌ جزیره‌های‌ تنب‌ و ابوموسی‌ بر آمد. دولت‌های‌ ذی‌نفع‌ در خلیج‌فارس‌، به‌ سبب‌ اهمیت‌ جزایر تنب‌، مایل‌اند که‌ این‌ جزایر در تملک‌ ایران‌ نباشند؛ این در حالی است که بسیاری‌ از مورخان‌ و جغرافی‌نویسان‌ متقدم‌ اسلامی‌، مانند طبری‌، مسعودی‌، ابن‌حوقل‌، یعقوبی‌، مقدسی‌، همه‌ جزایر خلیج‌فارس‌ را متعلق‌ به‌ ایران‌ دانسته‌اند.

ارتباط ادعاهای امارات با اتفاقات فلسطین

برخی از کارشناسان از جمله جعفر قنادباشی، کارشناس مسائل خاورمیانه، معتقدند دقیقاً هر بار که آمریکا اقدام به مداخله در کشورهای اسلامی کرده، امارات مسئله جزایر ایران را مطرح کرده است و هرگاه مسلمانان در فلسطین و لبنان مورد سرکوب ماشین جنگی رژیم کودک‌کش صهیونیستی بودند، امارات به جای اینکه براساس تعهدات عربی‌اش به حمایت از جهان عرب بپردازد، به کلی مسئله فلسطین و لبنان را فراموش کرده و ادعای مالکیت ابوموسی را کرده است.

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری تحلیلی اندیشه کیش | نگاه متفاوت و تحلیلی به اخبار کیش