سرباز که بودم این واژه را شنیدم: “حمیّت قسمتی”. یعنی هرشخص نظامی باید از یگان خود حمایت کند و نسبت به آن تعصب داشته باشد. امروز هم در همه حوزه های اجتماعی و فرهنگی و سیاسی این حمیت قسمتی وجود دارد. عضو هر حزب و جناحی به حزبش تعصب دارد. ساکنان هر شهری نسبت به شهرشان بی تعصب نیستند. هر هموطنی هموطنش را دوست دارد ودرصورت لزوم در خارج از کشوراز او حمایت و پشتیبانی می کند. ما نیز در جزیره کیش نسبت به شهرمان و همشهریان مان، حمیت قسمتی داریم. البته کمی بیشتر از سایر شهرها.
شاید یکی از تفاوت های کیش با سایر شهرها همین حمیت قسمتی مردمانش باشد. در کیش بیش از هر شهر دیگری “شهر من خانه من است” به چشم می آید. مردم در کیش یک تن واحدند و “چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضو را نماند قرار” مصداق پیدا می کند.
با این مقدمه می خواهم بگویم من هم در کیش حمیّت قسمتی دارم ومی خواهم بانداژ یک زخم مزمن را باز کنم. ما سالهاست که برای فرهنگ و هنر کیش کار می کنیم و کاری هم می کنیم که این فعالیت ها بیرون از مرزهای کیش هم نمود و تاثیر داشته باشد. اما گاهی کسی یا کسانی چون ویروس وارد حوزه فرهنگی کیش می شوند و پست و مقام تاثیر گذاری را قبضه می کنند که بوی مشمئزکننده سوء استفاده و منفعت طلبی شخصی اش آزاردهنده است.
یکی از پست های مهم و تاثیرگذاردر کیش، پست مشاورت فرهنگی و هنری مدیرعامل منطقه آزاد کیش است. پست مشاورت یک پست تشریفاتی و بی اهمیت نیست. اهمیتش در این است که مشاور به دلیل نزدیکی اش به مدیر عامل، می تواند طرح ها و برنامه های فرهنگی و هنری را به خوبی پیش ببرد. می تواند فعالیت های معاونت فرهنگی را تسریع کند و موانع را از پیش پای معاون فرهنگی بردارد. مشاور به دلیل فرصت بیشتری که نسبت به معاون فرهنگی دارد، می تواند با هنرمندان جزیره تعامل کند و در دیدارهایش با آنها به ایده ها و طرح های موثری برسد و این طرح ها را از طریق مشاوره دادن به مدیر عامل و معاون فرهنگی اش عملی کند و پای هنرمندان را به عرصه عمل باز کرده و طیف زیادی ازآنها را به مشارکت با سازمان وادار کند و تنور فعالیت های فرهنگی و هنری را داغ ودرخشش کارهای فرهنگی و هنری را افزایش دهد.
باید گفت مشاوردر حوزه مدیریت عامل، کم آدمی نیست و بسیار کارها می تواند انجام دهد. اما از حدود شش سال پیش جوان شاعری با توصیه نامه از فلان شخص شخیص و فلان بیت پرنفوذ و بسیار تلاش و پیگیری های شخصی و چند ماه دوندگی، توانست مشاور فرهنگی مدیرعامل وقت کیش درسال ۹۸ شود. به نظرم با تحت فشار قراردادن مدیر عامل و توصیه نامه های بسیار.
مشاور فرهنگی در سازمان کیش یک کار اجرایی نفس گیر نیست. مشاور یعنی کسی که باید در تعامل با اهالی فرهنگ کیش و غیر کیشوند، ایده و طرح بدهد و حامی برنامه هایی باشد که اهالی فرهنگی کیش داده اند والبته خودش نیز در تصویب آن طرح ها موثربوده. با تک تک هنرمندان دوستی کند. هفته ای دوسه بارمدیرعامل را ببیند و یا با او تماس داشته باشد. به دلیل نزدیکی اش به مدیرعامل، موانع موجود در فعالیت های فرهنگی را هموار سازد. لذا مدیر عامل هم طبق چارت سازمانی مجبور است به مشاورش منزلی ۲۲۰ متری با همه امکاناتش بدهد. اتومبیل مدل بالای خارجی را در اختیارش قرار دهد با ماهی چهل پنجاه میلیون تومان حقوق و بلیت رایگان هواپیما برای ایاب و ذهاب کاری به تهران و بالعکس و بسیار خرده ریز امکاناتی دیگر.
به نظر می رسد این امکانات بسیار بیشترازحقوق سازمانی یک پرسنل است. اما قانون گذارخواسته به کار فرهنگی اهمیت بدهد و از مدیرعامل و مشاور فرهنگی اش حمایتی جانانه کند تا خروجی تاثیرگزارش را صاحبان اصلی جزیره یعنی مردم کیش ببینند.
این دوست شاعر، که روزی شاعر بدی هم نبود و با شاعران بزرگی مانند قیصر امین پور و حسن حسینی هم همنشین بوده، با استفاده از رانت و سفارش، به سمت مشاورت مدیرعامل رسید واین سمت علیرغم تعویض چهار مدیرعامل تا کنون پابرجا بوده و هست. از آنجایی که می گویند خدا جای حقی نشسته است، این شاعر سابق دیگر آن شاعر خلاق گذشته نیست. خداوندی که روزی به او استعداد شاعری داده بود، امروز ازاوشاعری ساخته منظوم گو. او امروز می تواند فقط مدح و مرثیه بسراید. نوعی از شعر که صله های خوبی نصیبش می کند.
برای منی که پنج سال پیش از او با هزینه شخصی به جزیره کیش مهاجرت کرده بودم، فکر می کردم کسی مشاورشده که احتمالا کارهای فرهنگی را می فهمد و برای پیشبرد اهداف ما اهالی فرهنگ کیش و برای بهبود فعالیت های ادبی و هنری تا حدود زیاد موثر خواهد بود. اما دریغ. دریغ از حتی چند روز حضور کاری موثر در کیش. دریغ از حتی یک جلسه اختصاصی با همه اهالی فرهنگ و هنر. دریغ ازیک تماس تلفنی که فلانی. تویی که از با تجربه های ادبی و فرهنگی کشور هستی و در کیش هم بسیار فعالی. من مشاور شده ام. بیا ببینمت تا به کمک هم کارها را به خوبی پیش ببریم.
در دوره پنج ساله ای که ایشان مشاور مدیرعامل بودند و بابت آن میلیارد تومان هزینه را به بیت المال و مردم کیش تحمیل کردند، در هیچ نشست فرهنگی دیده نشدند؛ الا در نشست هایی که مدیرعامل جدید در بدو مدیریتش، با اهالی فرهنگ و هنر داشتند. یعنی حضوری کاملا تشریفاتی. به ندرت هنرمندان کیش می دانستند که نام مشاورفرهنگی مدیرعامل چیست و چه شکلی است و چرا دیده نمی شود و بسیاری هم گمان می کردند مشاور الزاما ساکن کیش نیست و فقط برای دادن مشاوره ماهی یکی دوبار به جزیره می آید که ای کاش چنین بود و بودنش هزینه هنگفتی را به کیشوندان تحمیل نمی کرد.
نمی دانم شاید این شاعر سابق فکر می کنند این پست صله ای است که به شاعران می دهند. در قدیم صله شاعران کیسه های زر بود و لابد الان خانه و ماشین و حقوق های نجومی. لذا احساس نیازی برای کارکردن نمی بینند.
متاسفانه اوضاع در برخی مدیریت های غیر فرهنگی هم چنین است و این را همه می دانیم که قدرت بهره وری از رانت قدرت مخربی است برای جامعه. در همه سطوح مدیریتی. اما در سطح فرهنگی مخرب تر است. چرا که ساحت فرهنگ همیشه مظلوم بوده. همیشه کمترین بودجه ها را داشته و همیشه اهالی فرهنگ دست تنها بوده وبا جان کندن، کارها را پیش برده اند. لذا انتظار می رود صاحبان قدرت در حاکمیت به یاد بیاورند که امام چگونه هرگونه توصیه و توصیه پذیری را منع کرده و فرموده اند: اگر از من توصیه ای به دستتان رسید آن را بچسبایند به دیوار.
از مدیر عامل جوان و خوب و دوست داشتنی جزیره کیش که با آمدنش بارقه های امید بسیاری در دل سرمایه گذاران و اهالی فرهنگ در کیش جوانه زده، انتظار داریم در این خصوص خاص، تعارف و مماشات را کنار بگذارند و به توصیه های برخی اهمیت ندهند. تجربه نشان داده است که اغلب مشاوران فرهنگی کارسازی چندانی نداشته اند و تنها حیاط خلوت کسانی چون مشاور فرهنگی کنونی بوده. مشاوران حی و حاضر مدیرعامل، بدون صرف دیناری حقوق و منزل مسکونی و اتومبیل سازمانی، همین هنرمندان ساکن کیش هستند. کافی است ماهی و حتی فصلی یک بار با آنها دیداری داشته باشید و مشاوره بگیرید و با حمایت از معاون فرهنگی تان کارها را به خوبی پیش ببرید.




