شما اینجا هستید
اخبارکیش » آیا وقت آن نرسیده که این وسائط خطرناک از خیابان‌های کیش جمع شوند؟

ریحانه پر از زندگی بود. نگاهش، پر از امید به آینده، و لبخندش، روشن‌تر از هر روز آفتابی. دریا، اسکله، مراکز خرید، شب‌های پرنور جزیره، همه و همه برای او جذاب بود. اما چیزی که بیش از همه هیجانش را برانگیخته بود، موتورهای شارژی‌ای بود که در خیابان‌های کیش به وفور دیده می‌شدند.

آن روز، وقتی خانواده‌اش در حال قدم زدن بودند، او تصمیم گرفت یکی از این موتورهای شارژی را امتحان کند. هیجان در چشمانش برق می‌زد. سوار شد، دست‌هایش فرمان را گرفت، و بدون آنکه بداند چه خطری در انتظارش است، حرکت کرد. اما چند لحظه بیشتر طول نکشید که تعادلش به هم خورد. چرخ‌ها روی آسفالت لغزیدند، فرمان از کنترلش خارج شد، و ناگهان… سقوط.

زمین سخت بود، اما ضربه‌ای که به سرش وارد شد، سخت‌تر. رهگذران دویدند، صدای جیغ مادرش در هوا پیچید، و مردم وحشت‌زده دورش جمع شدند. اما دیگر خیلی دیر شده بود.

ریحانه را به بیمارستان رساندند. پزشکان تلاش کردند، اما امیدی نبود. مغزش دیگر فرمانی صادر نمی‌کرد. دستگاه‌ها تپش قلبش را حفظ کرده بودند، اما حقیقت تلخ را نمی‌شد انکار کرد: ریحانه دچار مرگ مغزی شده بود.

در آن لحظات پر از درد، در میان اشک‌ها و ناله‌های پدر و مادر، تصمیمی سخت اما بزرگ گرفته شد. خانواده‌ی ریحانه، که می‌دانستند دخترشان همیشه دلش می‌خواست به دیگران کمک کند، رضایت دادند که اعضای بدن او اهدا شود.

و این‌گونه شد که قلب ریحانه، در سینه‌ی کودکی دیگر به تپش افتاد. کلیه‌هایش، زندگی را به بیماری که سال‌ها در انتظار پیوند بود، بازگرداندند. کبدش، امید را به خانواده‌ای دیگر هدیه داد.

ریحانه رفت، اما نوری که در دل‌های دیگران روشن کرد، خاموش نشد.

و در همان خیابان‌ها، موتورهای شارژی همچنان بی‌هیچ نظارتی در رفت‌وآمدند. کودکانی که بی‌خبر از خطر، با لبخند بر آن‌ها سوار می‌شوند، بی‌آنکه بدانند شاید داستان ریحانه، داستانی تکراری شود.

آیا وقت آن نرسیده که این وسائط خطرناک از خیابان‌ها جمع شوند؟

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری تحلیلی اندیشه کیش | نگاه متفاوت و تحلیلی به اخبار کیش