در روزگاری که تلاطمها، ثبات ملتها را به چالش میکشند و تهاجم روایتها، هویتها را هدف گرفتهاند، سرزمینی در قلب تاریخ ایستاده است که نه تنها از خاورمیانه، بلکه از ژرفای تمدن انسانی برخاسته است؛ سرزمینی به نام ایران.
ایران، تنها یک جغرافیا نیست؛ یک مفهوم است. مفهومی از ماندگاری، از صبر، از سربلندی در برابر سختیها، و از پیوند ناگسستنی مردم با خاک، زبان، فرهنگ و آینده.
تمدنی استوار که از هزاران سال پیش تا به امروز، صحنهی ظهور و افول قدرتهای بسیار بوده، اما خود، چون کوه، پابرجا مانده است.
نه تهاجم اسکندر و مغول از عظمتش کاسته، نه استعمار قرنها توانسته عزتش را به زانو درآورد.
امروز، اگر صدای تهدید و آتش و دود در اطراف این سرزمین پیچیده، ایران را واهمهای نیست؛ چرا که ایران جنگ را دیده، صلح را آفریده، و دوباره ایستادن را بلد است.
در دل تاریخ، بارها و بارها، از زیر خاکستر جنگ و تحریم، خود را از نو ساخته؛ نه با اتکای صرف به منابع، بلکه با تکیه بر مردم.
مردمی که با وجود همهی رنجها، هنوز به فردا ایمان دارند.
همین ایمان است که ایران را نگاه داشته، و همین ایمان است که آینده را خواهد ساخت.
زیرا ایران، در حافظهی تاریخی خود، فقط زخم ندارد؛ رویا هم دارد.
و روزی، نهچندان دور، جهان شاهد خواهد بود که این ملت، از دل طوفانها عبور خواهد کرد و به افقی نو خواهد رسید.
در زمانهای که بسیاری، پایان ایران را آرزو میکنند، یادآوری یک حقیقت ضروری است:
ایران خواهد ماند.
نه به اتکای قدرت صرف، بلکه به دلیل ریشههایی که در خاک این سرزمین دوانده شدهاند؛ ریشههایی به قدمت تمدن، و به صلابت ایمان و اراده.




