کنارهگیری مسعود رهبری از معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان منطقه آزاد کیش، تنها پایان یک دوره کوتاه مدیریتی نیست؛ بلکه نمادی از خسارتی است که نگاههای تنگنظرانه و تصمیمهای سلیقهای بر روند توسعه این جزیره وارد میکنند.
رهبری از نیروهای آشنا با مختصات اجتماعی و فرهنگی کیش بود؛ مدیری که هفت سال تجربه در این حوزه و ارتباطی نزدیک با بدنه اجتماعی جزیره داشت. او طی ۲۶۰ روز مسئولیت خود تلاش کرد تا میان ارگانها و مردم پلی از اعتماد بسازد، فضای هنری و فرهنگی کیش را زنده نگه دارد و خدمات عمومی را به دور از هرگونه مرزبندی قومی و سیاسی گسترش دهد. این ویژگیها همان چیزی است که در مدیریت مناطق آزاد، بهویژه در حوزۀ حساس فرهنگ و اجتماع، ضرورت دارد.
با این حال، آنچه مانع ادامه کار چنین مدیری شد نه ناکارآمدی و نه کمبود تجربه، بلکه حاکم شدن نگاههای محدود، سلایق فردی و ملاحظات غیرتخصصی بود. هنگامی که معیار گزینش و ابقای مدیران، از مدار کارآمدی و رضایت عمومی خارج شود، نتیجه چیزی جز ناامیدی نیروهای توانمند و دلسردی جامعه نخواهد بود.
امروز پرسش اساسی این است: چرا باید سرمایهای انسانی که هم دانش بومی دارد و هم ارتباطی نزدیک با مردم، به جای تکیهگاه بودن، قربانی معادلات کوتاهمدت شود؟ جزیره کیش برای آنکه مسیر توسعه فرهنگی و اجتماعی را طی کند، بیش از هر زمان دیگر به مدیرانی نیاز دارد که هم مردمی باشند و هم جسارت تصمیمگیری برای منافع عمومی داشته باشند. حذف چنین چهرههایی، نه تنها عقبگردی برای سازمان منطقه آزاد است، بلکه پیامی منفی به جامعهای میدهد که در جستجوی شفافیت، عدالت و مدیریت عقلانی است.
تجربه نشان داده است که توسعه پایدار بر بستر مردمگرایی و اعتماد عمومی شکل میگیرد. بیتوجهی به این اصل، هزینههایی دارد که دیر یا زود، همه آن را خواهند پرداخت.




