در جهان امروز، رقابت کشورها تنها با سلاح و قدرت نظامی تعریف نمیشود؛ بلکه شاخص واقعی قدرت، میزان توسعه اقتصادی و جذب سرمایه است. ایران با برخورداری از موقعیت استراتژیک، منابع طبیعی و فسیلی غنی و ظرفیت های گردشگری شامل طبیعی ( دریا – کویر – جنگل – کوهستان)، آثار باستانی بی نظیر، تنوع فرهنگی اقوام ( غذا، پوشش، موسیقی، رقص و…)، صنایع دستی متنوع و کم نظیر و … میتوانست در جایگاهی متفاوت از وضعیت فعلی باشد. اما واقعیت تلخ این است که در سالهای اخیر، کشورمان از بسیاری از رقبای منطقهای عقب مانده است.
ایران بهعنوان کشوری با موقعیت ژئوپلیتیکی ممتاز، تاریخ و تمدن کهن و دسترسی به آبهای آزاد، ظرفیت آن را داشت که در زمره قدرتهای اقتصادی برتر دنیا قرار گیرد. با این حال، سالهاست که درگیر روزمرگی مدیریتی و تصمیمات کوتاهمدت ماندهایم؛ همانند مثال مشهور قورباغه در آب جوش که گرمای تدریجی را درک نمیکند و در نهایت نابود میشود، ما نیز در حال از دست دادن فرصتهای تاریخی خود هستیم، بیآنکه عمق عقبماندگی را بهدرستی احساس کنیم.
کیش که زمانی قرار بود به «سنگاپور ایران» تبدیل شود، امروز با وجود زیرساخت های گردشگری و اقامتی، با رقبای منطقه قابل مقایسه نیست. قوانین محدودکننده، تحریم ها و عدم مشوقهای اقتصادی، باعث شده است که توان جذب سرمایهگذار و گردشگر خارجی را نداشته باشیم.
در حالی که دبی در دو دهه گذشته به قطب تجارت جهانی بدل شد، کیش همچنان میان مقررات متناقض و مدیریت ناپایدار گرفتار مانده است. کیش میتوانست با جذب سرمایهگذاران بینالمللی، توسعه گردشگری و تبدیل شدن به مرکز تجارت منطقه، به «ویترین اقتصادی ایران» بدل شود. اما کمتوجهی به زیرساختها، قوانین پیچیده و نبود سیاستهای پایدار باعث شد در رقابت با دبی و دوحه عقب بمانیم. هنوز هم فرصت جبران وجود دارد، اما نیازمند تصمیمهای جسورانه و بازنگری در رویکردهای مدیریتی و قانونگذاری هستیم.
قشم نیز با ظرفیتهای بیبدیل در حوزه صنایع دریایی، انرژی و ترانزیت، میتوانست نقش تعیینکنندهای در اقتصاد منطقهای ایفا کند. اما سالهاست اسیر پروژههای نیمهتمام و سیاستهای بیثبات است؛ بهگونهای که موقعیت استراتژیک آن در تنگه هرمز و خلیج فارس، به جای آنکه سکوی پرتاب اقتصاد ملی باشد، به فرصتی سوخته بدل شده است.
توسعه اقتصادی نه با شعار، بلکه با برنامهریزی بلندمدت، جذب سرمایه و و ثبات در سیاستگذاری محقق میشود. اما متأسفانه کیش و قشم نمونهای روشن از بیتوجهی به همین اصولاند. اگر همین روند ادامه یابد، این دو جزیره به جای سکوی پرتاب اقتصاد ملی، تنها به یادگارهای حسرتبار تبدیل خواهند شد. جزایری چون کیش و قشم میتوانند سکوی پرتاب ایران در اقتصاد منطقه باشند؛ به شرط آنکه به جای روزمرگی و تصمیمهای کوتاهمدت، استراتژی بلندمدت و برنامهریزی ملی در دستور کار قرار گیرد.
امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بیداری هستیم؛ چرا که تهدیدها جدیاند و غفلت ما نیز میتواند به همان سرنوشتی ختم شود که مثال قورباغه در آب جوش بهروشنی نشان میدهد: نابودی تدریجی بدون آنکه متوجه شویم.
اکنون پرسش اساسی این است: آیا کشور همچنان میخواهد آرامآرام فرصتهای خود را از دست بدهد، یا شجاعت آغاز یک جراحی اساسی در ساختار توسعهای و اجتماعی را خواهد داشت؟




