ماراتن پنجهزارنفری کیش با حضور گسترده ورزشکاران از سراسر کشور، بار دیگر ثابت کرد که این جزیره توان و ظرفیت میزبانی رویدادهای بزرگ ورزشی ملی و بین المللی را دارد؛ رویدادی که با نظم بالا، امنیت کامل و شور اجتماعی کمنظیر برگزار شد و چهرهای واقعی از «کیشِ توانمند و آماده» را به کشور نشان داد. اما در همین روزهای موفقیت، یادآوری رفتارهایی که بوی ناسپاسی میدهد، تلخ است. سالها پیش، وقتی احسان حدادی در دوران اوج حضورش در تیم ملی بارها و بارها اردوهایش را در کیش برگزار کرد و از امکانات کمنظیر جزیره بهره برد، هیچکس تصور نمیکرد روزی او علیه همین ظرفیتها زبان به بیمهری باز کند. این همان مصداق کهنه و آشنای «نمک خوردن و نمکدان شکستن» است؛ رفتاری که در ورزش حرفهای، نه اخلاقی است و نه قابل توجیه.
تندروهایی که سالهاست هر حرکت مثبت در ورزش کشور و به خصوص ورزش بانوان را با بیانیه و حاشیه و قضاوتهای سیاسی آلوده میکنند نیز در این مسیر کم نقش نداشتهاند. آنان که یا از پیشرفت دیگران میترسند یا از دیده شدن ظرفیتهای بی تظیر کیش عصبانی میشوند، چنان فضای ملتهبی ساختهاند که کوچکترین اقدام موفق در کیش یا سایر مناطق آزاد کشور باید هزینه هجمه و تخریب را بدهد. همین سنگاندازیها باعث شده فدراسیونها با احتیاط، ترس یا بیتفاوتی به ظرفیتهای ملی در کیش نگاه کنند. نتیجه این شده که فدراسیون دوومیدانی، با وجود تمام تجربههای موفق گذشته، هنوز نتوانسته تصمیم بگیرد از ظرفیت طلایی کیش برای اردوها و رویدادهای ملی بهصورت پایدار استفاده کند.
واقعیت این است که کیش نه نیازمند تعریفهای اغراقآمیز است و نه به دنبال بدهکاری کسی؛ عملکردش روشن است. امروز هزاران دونده از شهرهای مختلف در جزیرهای امن، تمیز و مهیا دویدهاند و هیچ حادثهای گزارش نشده؛ رقابت هایی مانند کیش ران نیز قبلا به بهترین نحو برگزار شده اند. این یعنی بستر آماده است. اما اگر بخشی از بدنه ورزش کشور و نهادهای حاکمیتی، همچنان درگیر دلخوریهای شخصی، نگاههای سیاسی، یا بیمهری چهرههایی باشد که خود سالها از همین زمین و امکانات سود بردهاند، پیشرفت دوومیدانی ایران قربانی همین تنگنظریها خواهد شد.
کیش امروز ثابت کرد که میتواند پایگاه بزرگ ورزش همگانی و حرفهای باشد. فرصتی که اگر فدراسیون همچنان با تأثیرپذیری از تندروها و بیلطفی برخی چهرهها آن را نادیده بگیرد، نه فقط حق کیش، بلکه حق ورزش ایران ضایع خواهد شد.




