جمعه ۱۴ آذر بود. در منزل پای رسانه ملی به تماشای یک فیلم قدیمی نوستالژیک دهه ۷۰ بودم که همزمان در فضای مجازی و شبکه خبر، بمب خبری ماراتن کیش بنده را روی صندلی میخکوب کرد.
حدود ۵۲۰۰ نفر در یک رویداد ورزشی شرکت کردند. بانوان و آقایان به طور مجزا و غیر مختلط، قدرتمند و پرتوان در این ماراتن، یک تصویر مثبت را به جهان مخابره کردند. خلاصه حرف این بود: ما مردمی شاد و زنده هستیم؛ ما بهرغم همه تحریمها، بهرغم همه رنجها و مشقتها و بهرغم تمامی نقشهها و توطئهها و با وجود جنگ و سایه جنگ، پنجه در پنجه قدرتمندترین کشور همه تاریخ، همچنان شادیم.
شنبه، روز بعد از ماراتن، نیویورکتایمز با تیتر و عکسی در صفحه یک خود، روند تحولات جامعه ایران را چنین تفسیر کرد: «شادی، ایران را در بر میگیرد»
با خود اندیشیدم که براستی چرا باید در این کشور افرادی در سطوح مختلف حضور داشته باشند که با این تعبیر پُر طمطراق از ایران، آن هم در یکی از معروفترین نشریات جهان، مشکلی داشته باشند و آنرا برنتابند ؟؟؟
به نظر نگارنده این شادی جز “مشتی بر دهان استکبار جهانی به ویژه اسرائیل و آمریکا” چیز دیگری نیست.
در جنگ ۱۲ روزه، بزرگمردان ایرانی و شهیدان شاهد این روزها چون شهید محمد باقری، شهید سلامی، شهید حاجی زاده، شهید محمد کاظمی و نیز شهدای دانشمند کشور مانند شهیدان طهرانچی، ذوالفقاری، مینوچهر و فقهی جز اینکه مشتی بر دهان استکبار جهانی بزنند هدفی نداشتند.
در روایتی از امیرالمومنین علی علیه السلام آمده است که :
شادی مؤمن به نعمت الهی ، غم و حسرت دشمنش را افزون می کند
به تعبیر دیگر خداوند گاهی نشاط و آسایش جامعه مؤمن را وسیلهای میسازد برای شکستن دشمنان و در عین حال رحمتی برای نزدیکان آنان.
و مگر نه این است که در صحیفه سجادیه، امام سجاد در قسمتی که با موضوع دعای برای فرزندانش داشته فرموده است: و جعلهُم لی مُحبّین و علیّ حدود بَین مُقبِلین ، مُستقیمین لی ، مُطیعین غیرَعاصینَ
بار پروردگارا، آنان را عاشق من گردان و مهربانانی که متوجه من و پیوسته فرمانبر من باشند و از من اطاعت کنند و روی در نافرمانی من ننهند.
پس این فرزندانی که برای ورزش، شادی، نشاط و زیبایی ایران به میدان آمده اند را چون فرزندان خود بدانیم و از اقدامات نیکو دفاع کنیم.
معتقدم محمد کبیری مدیرعامل سازمان منطقه کیش که البته او را تا به حال ندیده ام در این فقره، مغبون و مظلوم واقع شد و از این جهت دعای خویش را بدرقه راهش کردم.
فرزاد رادبوی معاون ورزش شرکت عمران کیش که برگزارکننده دو ماراتن بود را یک مرتبه در کیش ملاقات کردم و او را مرد بزرگی یافتم.
پیام دیباج و مسئولین بلو بانک که به عنوان شرکت خصوصی این شادی را برای مردم رغم زدند را اصلا ندیده ام ولی صفای قلبم را به آنها هدیه می دهم که گل از شکوفه های دل مردم شکُفتند ، دست مریزاد به این مردانگی و پشتیبانی ایشان
در ماراتن آنچه برای مردم ایران قابل توجه بود جنبه مثبت این رویداد بود. تقدیم کردن مدال توسط نفر برتر مسابقه به امام هشتم، امام رضا علیه السلام و مسابقات جانبازان و معلولین در کنار هم، برای رسیدن به برترین ها از جلوه های منحصر به فرد این برنامه بود.
قطعه” ای ایران” که در مراسم خوانده شد و همبستگی در دویدن و همزیستی در کنار هم نیز کُنش اجتماعی ویژه ای بود که به جهانیان این مهم را مخابره کرد: ایران جایی است برای سرمایه گذاری، برای خوب زیستن و اخلاص و ایمان
ذکر یک نکته در پایان خالی از لطف نیست که در ورزش و مراسمات عمومی زیبنده است ظرافت هایی دیده و همگام شود و شئون جامعه اسلامی نیز در دستور کار قرار گیرد و اگر در این باب، دقت بیشتری شده بود حاشیه های کمتری به این اقدام ارزشمند زده میشد.
کلام رهبری انقلاب که می فرماید:
“به ورزش اهمیت دهید. من بخصوص روى ورزش تأکید مىکنم. من ورزش را به عنوان یک کار بینالمللى، نمایشى و هیجانى، در درجه دوم مىدانم؛ در درجه اوّل، ورزش براى تقویت و سلامت جسم است، که این را براى همه جوانان کشورمان – از زن و مرد – لازم مىدانم. خود را براى رساندن این بار به منزل آماده کنید. این بار مربوط به شماست؛ این کشور و این نظام متعلّق به شماست. بخشى از راه را نسل قبل از شما طى کرده است. کسى که باید بخشِ بیشتر این راه را انشاءاللَّه با آگاهى وسیعتر طى کند، شما هستید.
و در آخر یکی دو بیت از نصرالله معین برایم تداعی شد؛
بگم این حق هیچکس نیست که با ثروت فقیر باشه
کسی که فرش میبافه نباید رو حصیر باشه
اگر چه سختی از انسان یه کوه درد میسازه
ولی از مردم ما درد داره یک مرد میسازه




