شبی گذشت آمیخته با اوج استرس؛ شبی که سرنوشت شهر در میان بارشی سیلآسا و زیرساختهایی ناتوان، معلق مانده بود. شبی که اگرچه کاستیها و ضعفهای مزمن شهری را بیپرده عیان کرد، اما همزمان جلوهای روشن از تعهد، مسئولیتپذیری و ازخودگذشتگی نیروهای خدمترسان را نیز به نمایش گذاشت.
از یکسو دریا قرار داشت و از سوی دیگر، آسمانی که بیوقفه میبارید. خانههایی که بهدلیل قدمت ساخت، کیفیت نامناسب مصالح، نبود نظارت مؤثر و بیتوجهی به استانداردهای شناختهشده شهرهای ساحلی، تاب این حجم از آب را نداشتند، یکی پس از دیگری دچار آبگرفتگی شدند. این واقعیت تلخ، نه حاصل یک بارش استثنایی، بلکه نتیجه سالها کمتوجهی به اصول فنی، نظارت ضعیف و نگاه حداقلی به ایمنی شهر بود.
در میان این آشفتگی، فرشهایی که بر سطح آب شناور بودند و دستهکلیدهایی که در کشوی میزم جا خوش کرده بودند؛ کلید واحدهایی که دوستانم از سر اعتماد، در نبود خود، به من سپرده بودند. حجم مسئولیم را به رخ میکشید، شدت بحران و محدودیت امکانات، پرسشی جدی پیش رو میگذاشت: در شهری با این سطح از آمادگی، از یک شهروند چه انتظاری میتوان داشت؟
با این حال، پاسخ این پرسش را نه در سازهها، بلکه در انسانها یافتم. رفتوآمد مداوم میان واحدها و کوچهها، صحنههایی را پیش چشم میآورد که شایسته قدردانی است؛ پرسنل عمران و خدمات شهری که بیوقفه و بیادعا در دل آب ایستاده بودند و شهروندانی که نه به حکم وظیفه اداری، بلکه از سر حس مسئولیت اجتماعی، دوشادوش نیروهای رسمی تلاش میکردند.
در کنار این تصاویر انسانی، رفتارهایی نیز دیده میشد که نشان میداد بحران، تنها آزمون زیرساختها نیست؛ آزمون فرهنگ و همدلی نیز هست. عبور شتابزده برخی خودروهای شخصی و پاشیدن آب به سر و روی نیروهای در حال خدمت، تصویری تأسفبار از بیتفاوتی بود؛ تضادی آشکار که ارزش فداکاری نیروهای پرتلاش را بیش از پیش برجسته میکرد.
بیتردید باید با صراحت گفت: زیرساختهای شهری ضعیفاند و در برخی موارد، حتی غیرقابل دفاع. آبگرفتگی فرودگاه تازهتأسیس، بیش از آنکه به مدیریت بحران مربوط باشد، نتیجه مستقیم ضعف در اجرا، فقدان نظارت حرفهای و نادیدهگرفتن الزامات فنی در زمان ساخت است؛ مسائلی که اگر امروز درباره آنها سخن گفته نشود، فردا با هزینهای بهمراتب سنگینتر بازخواهند گشت.
اما در کنار این نقدهای ضروری، انصاف حکم میکند که از مدیریت بحران و تمامی مدیران، پرسنل و نیروهایی که در این شب های دشوار در کنار مردم ایستادند، صمیمانه قدردانی شود. واکنش سریع، حضور میدانی و تلاش شبانهروزی آنان، مانع از بروز خسارتهای گستردهتر شد و نشان داد که حتی در بستر زیرساختهای ناکارآمد نیز میتوان با مدیریت درست، از شدت بحران کاست.
دیدن کاستیها وظیفه ماست، اما نادیدهگرفتن تلاش صادقانه انسانهایی که بیهیاهو برای حفظ آرامش شهر ایستادگی کردند، بیانصافی است. امروز بیش از هر زمان، هم نقد صریح لازم است و هم تشکر بلند؛ چرا که اصلاح، از دل صداقت و قدردانی همزمان میجوشد.




