شما اینجا هستید
اخبارکیش » روزی برای فردا، از قصه‌های کهن تا بال‌های نو

*امروز، هجدهم تیرماه*، روزی است که در تقویم فرهنگی ایران، با نام *روز ملی ادبیات کودک و نوجوان* پیوند خورده، روزی که یادآور درگذشت مردی از تبار مهربانی‌ است، مهدی آذریزدی نویسنده‌ای که نه با هیاهو، که با قلمی صمیمی و بی‌پیرایه، داستان‌های کهن این سرزمین را به زبان کودکان و نوجوانان ترجمه کرد. او *قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب* را نوشت تا میراث ادبی ایران، برای نسل‌های تازه، زنده و جاری بماند. اما بیائیم از این روز، فراتر از یک یادبود، به مثابه‌ فرصتی برای تأمل در *چیستی فرهنگ آینده* بنگریم.
اگر بخواهیم جامعه‌ای را بشناسیم، نباید به گذشته‌ آن نگاه کنیم، باید ببینیم برای کودکانش چه کتاب‌هایی می‌نویسد. ادبیات کودک و نوجوان، ساده‌ترین اما عمیق‌ترین ابزار شکل‌دهی به هویت جمعی است. در پس هر قصه، در لابه‌لای هر جمله، و در دل هر شخصیت خیالی، نسلی در حال شکل‌گیری‌ است، نسلی که باورها، آرزوها و نگاهش به جهان، از همان سطرهای نخستین کتاب‌هایش سرچشمه می‌گیرد.

*از میراث پدران تا پنجره‌های نو*
ادبیات کودک در ایران، دیرپاتر از آن است که گمان می‌رود. از *«کلیله و دمنه» و «سندبادنامه»* گرفته تا بازنویسی‌های آذریزدی و پس از او، قصه‌ها همواره پلی بوده‌اند میان جهان پیچیده‌ بزرگ‌سالان و ذهن پرسشگر کودکان. آنچه در این میان اهمیت دارد، حفظ اصالت و در عین حال، گشودن پنجره‌هایی به سوی افق‌های نوین است. قصه‌های کهن، روح جمعی ما را بازتاب می‌دهند و داستان‌های نو، ظرفیت زیستن در جهانی در حال تغییر را به کودکان می‌آموزند.

*نقش ادبیات در ساختن شخصیت و پرورش همدلی*
ادبیات، فراتر از سرگرمی، کارگاهی برای پرورش *خود اصیل* در کودک است. شخصیت‌های داستانی، الگوهایی می‌شوند که کودک با آنها زندگی می‌کند، می‌خندد، می‌ترسد، و می‌آموزد. در این مسیر، آنچه از هر چیزی مهم‌تر است، پرورش «همدلی» و «مسئولیت‌پذیری» است. قصه‌ها، مرزهای تنهایی را کنار می‌زنند و به کودک می‌آموزند که جهان، پهناورتر از خانه و کوچه‌ اوست و انسان‌ها، با همه‌ تفاوت‌هایشان، شایسته‌ درک و همدلی‌اند.

*برابری در مسیر رشد، به رسمیت شناختن هر دو بال پرواز*
در این میان، نگاهِ متوازن به رشد فکری کودکان، صرف‌نظر از پسر یا دختر بودن آنان، نقشی کلیدی دارد. ادبیات خوب، قادر است با ارائه‌ شخصیت‌هایی چندبعدی، از کلیشه‌های جنسیتی فاصله بگیرد و به کودکان بیاموزد که توانمندی، شجاعت، خرد و مهربانی، مرز جنسیت نمی‌شناسد. نسل فردا، وقتی در کتاب‌هایش با قهرمانانی از جنس خود، با هر هویتی، روبه‌رو شود، بهتر می‌آموزد که جهان، برای همگان، با هر رنگ و نگاه، جای زیستن و ساختن است. و این، بنیادی‌ترین نیاز یک جامعه‌ پویا است، جامعه‌ای که کودکانش، نه با نگاه مقایسه‌ای و تبعیض‌آمیز، که با باور به توانمندی‌های برابر خود و دیگری، به استقبال آینده می‌روند.

*روایت‌های کهن، پنجره‌های تازه*
آذریزدی و هم‌نظرانش نشان دادند که قصه‌ها نه تنها سرگرم‌کننده‌اند، که می‌توانند *«داروی تلخ زندگی» را با «شکر تخیل»* شیرین کنند. امروز، نسل تازه‌ای از نویسندگان، با نگاه‌های نو و دغدغه‌های امروزی، این راه را ادامه می‌دهند. اما مسئولیت، تنها بر دوش نویسندگان نیست. ما، به عنوان جامعه، وظیفه داریم که از نویسندگان خلاق حمایت کنیم، به ناشران کودک میدان دهیم و در خانه‌هایمان، گوشه‌ای برای قصه خواندن و رویا بافتن فراهم آوریم.

از منظر یک فعال فرهنگی، هجدهم تیر را نمی‌توان صرفاً یک روز تقویمی دانست، این روز، یادآور ضرورت بازنگری ما در *سرمایه‌گذاری فرهنگی بر روی نسل آینده* است. بیائید از این روز، به عنوان فرصتی برای تجدید عهد با قلم، کتاب و کودکان استفاده کنیم. دست کودکی را بگیریم و او را به تماشای جهانی پر از قصه ببریم. چرا که فردای ایران ما، در دل کتاب‌هایی که امروز در اختیار این نسل می‌گذاریم، شکل خواهد گرفت.
در پناه قصه‌های ماندگار و نگاه امیدوار به فردا.

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری تحلیلی اندیشه کیش | نگاه متفاوت و تحلیلی به اخبار کیش