*بسم الله الرحمن الرحیم*
*سرکار خانم آذر منصوری، رئیس محترم جبهه اصلاحات*
*جناب آقای جواد امام، سخنگوی محترم جبهه اصلاحات*
*جناب آقای فرج کمیجانی، عضو محترم هیأت رییسه و رییس کمیته امور استان های جبهه اصلاحات*
با سلام و احترام
این نامه با هدف بیان یک نگرانی جدی و انتقادی درباره وضعیتی نگاشته میشود که بخش قابلتوجهی از حامیان دولت در استانها با آن مواجه هستند؛ وضعیتی که ادامه آن میتواند به تضعیف اعتماد عمومی و فرسایش سرمایه اجتماعی دولت و جریان حامی آن منجر شود.
بسیاری از نیروهای سیاسی و اجتماعی در انتخابات با امید به تغییر، اصلاح امور، شایستهسالاری و ایجاد شرایط بهتر پای کار آمدند. این حضور نه با انگیزه دستیابی به *پست و مقام، بلکه با هدف ایجاد تغییر و کمک به شکلگیری شرایطی بهتر* صورت گرفت.
با این حال، روند تحولات و انتصابات در برخی استانها با انتظارات شکلگرفته فاصله محسوسی دارد. در مواردی شرایط نهتنها بهبود پیدا نکرده، بلکه تصمیمات و انتصاباتی رقم خورده که موجب افزایش ناامیدی در میان حامیان واقعی دولت شده است.
یکی از مهمترین نگرانیها، *کنار گذاشته شدن نیروهای اصیل و صادق حامی دولت و میدان یافتن افرادی است که سابقه روشنی در مخالفت با دولت و جریان اصلی حامی دولت داشتهاند.*
افرادی که تا دیروز با ادبیاتی تند علیه دولت پزشکیان سخن میگفتند و در صف مخالفان این جریان قرار داشتند، امروز در برخی موارد با تغییر موضع سیاسی، در جایگاه نیروهای همراه دولت قرار گرفتهاند و حتی به موقعیتهای مدیریتی دست یافتهاند. در مقابل، نیروهایی که در روزهای انتخابات برای پیروزی دولت تلاش کرده و هزینههای آن را پذیرفتهاند، به حاشیه رانده شدهاند.
چنین روندی بیش از آنکه نشانه شایستهسالاری باشد، میتواند زمینهساز تقویت *فرصتطلبی سیاسی، تغییر موضعهای منفعتمحور و تضعیف اعتماد نیروهای اصیل* شود.
وفاق و همدلی ملی، ضرورتی انکارناپذیر است؛ اما وفاق نباید به قیمت حذف نیروهای صادق و همراه دولت تمام شود. استفاده از ظرفیتهای مختلف زمانی قابل دفاع است که بر پایه شایستگی، تخصص، کارآمدی و صداقت صورت گیرد، نه بر اساس روابط، مناسبات شخصی یا تغییر مواضع سیاسی متناسب با شرایط روز.
آنچه امروز در بخشی از بدنه حامی دولت شکل گرفته، *احساس ناامیدی و بیاعتمادی* است. این احساس نتیجه مطالبه پست و مقام نیست؛ نتیجه مشاهده فاصله میان امیدهای ایجادشده در انتخابات و آن چیزی است که در عرصه مدیریت و انتصابات در برخی استانها اتفاق افتاده است.
حامیان دولت برای جایگاه نیامدند؛ اما انتظار داشتند نیروهای توانمند، صادق و همراه مورد توجه قرار گیرند.
برای سهمخواهی وارد انتخابات نشدند؛ اما انتظار داشتند شایستهسالاری جایگزین روابط و منفعتطلبی شود.
برای کسب قدرت شخصی تلاش نکردند؛ بلکه برای ایجاد تغییر و آیندهای بهتر در کنار دولت ایستادند و طبیعی است که نادیده گرفتن این تلاشها، موجب دلسردی و کاهش انگیزه اجتماعی شود.
در چنین شرایطی، مسئولیت جبهه اصلاحات و نمایندگان آنها در استانها بیش از گذشته اهمیت پیدا میکند. نمایندگان و مسئولان این جریان نمیتوانند نسبت به وضعیت بدنه اجتماعی و نیروهایی که در انتخابات برای موفقیت دولت تلاش کردهاند، بیتفاوت باشند.
انتظار میرود عملکرد نمایندگان جبهه اصلاحات و رؤسای تشکلهای حامی دولت در استانها با دقت بیشتری بررسی شود و نسبت به روندهایی که موجب حذف نیروهای اصیل و تقویت افراد منفعتطلب شده است، حساسیت جدی وجود داشته باشد.
*حذف نیروهای واقعی حامی دولت و جایگزین کردن آنان با افرادی که صرفاً به دلیل تغییر شرایط سیاسی موضع خود را تغییر دادهاند، نهتنها کمکی به تقویت دولت نمیکند، بلکه به سرمایه اجتماعی آن آسیب میزند.*
تداوم چنین رویکردی، فاصله میان بدنه اجتماعی و ساختار مدیریتی دولت را افزایش خواهد داد و در بلندمدت هزینههای سیاسی و اجتماعی قابلتوجهی به همراه خواهد داشت.
*سرمایه اجتماعی را نمیتوان فقط در روز انتخابات مطالبه کرد و پس از انتخابات نادیده گرفت.*
آنچه امروز مورد انتظار است، نه سهمخواهی و نه مطالبه جایگاه، بلکه *حفظ حرمت نیروهای صادق، رعایت شایستهسالاری، توجه به سوابق و عملکرد واقعی افراد و جلوگیری از تبدیل شدن فضای مدیریتی به عرصهای برای منفعتطلبی سیاسی* است.
امید است جبهه اصلاحات و تشکلهای حامی دولت چهاردهم، با درک شرایط موجود، نسبت به اصلاح این روند اقدام جدی داشته باشند و اجازه ندهند ناامیدی ایجادشده در میان حامیان واقعی دولت به بیاعتمادی پایدار تبدیل شود.
*دولت برای عبور از مشکلات به سرمایه اجتماعی نیاز دارد و حفظ این سرمایه، بدون احترام به نیروهای صادق و همراه و بدون شایستهسالاری در انتصابات امکانپذیر نخواهد بود.*
*با احترام*
*مجمع فرهنگیان ایران اسلامی جزیره کیش*
- نسرین فائق
- کد خبر 58184
- دستهبندی نشده
- بدون نظر
- پرینت




