کیش در سالهای گذشته یک ویژگی عجیب پیدا کرده است؛ تقریباً هر بار که مدیری جدید آمده، بخشی تازه از آینده را برای این جزیره ترسیم کرده است.
یک روز کیش «پایلوت بیمه» بوده، روزی دیگر «پایلوت بنزین». بعد قرار بوده پایلوت حملونقل هوشمند، شهر هوشمند و هوشمندسازی مناطق آزاد شود. در مقطعی قرار بوده هاب گردشگری بینالمللی باشد، سپس هاب مالی، هاب مالی دیجیتال، هاب فناوری، هاب اقتصاد دیجیتال، هاب هوش مصنوعی، هاب فناوری پتروشیمی، هاب هوایی و حالا هم «هاب سلامت خلیج فارس».
تازهترین تعبیر نیز از زبان دستیار رئیسجمهور آمده است: کیش برند مناطق آزاد ایران است و باید به الگویی جهانی شبیه شنزن تبدیل شود.
همه این ایدهها در جای خود جذاباند. مشکل، «بلندپروازی» نیست؛ مشکل این است که کیش در میان انبوهی از عنوانها، هنوز به یک اولویت روشن و قابل اندازهگیری نرسیده است.
پایلوت بودن یعنی یک طرح در مقیاس محدود اجرا شود، نتیجهاش سنجیده شود و اگر موفق بود، به نقاط دیگر کشور تعمیم پیدا کند.
هاب بودن نیز صرفاً به معنای برگزاری یک همایش، امضای یک تفاهمنامه یا نصب چند دستگاه نیست. هاب زمانی شکل میگیرد که سرمایه، نیروی انسانی، شرکتها، بازار، زیرساخت و تصمیمگیری حول یک حوزه مشخص در یک نقطه متمرکز شوند.
پس سؤال سادهای وجود دارد:
کدامیک از پایلوتهای کیش پس از گذشت چند سال، به یک محصول، صنعت یا مزیت اقتصادی پایدار تبدیل شده است؟
در مورد حملونقل هوشمند، پروژههایی اجرا شده؛ در حوزه شهر هوشمند سامانههایی راه افتاده؛ در حوزه فناوری و اقتصاد دیجیتال نیز تفاهمنامهها و برنامههایی شکل گرفته است. بنابراین نمیتوان همه این موارد را «وعده توخالی» نامید.
اما مسئله دقیقاً همینجاست.
ما نیازمند گزارش عملکرد هر وعده هستیم.
مثلاً درباره پایلوت هوشمندسازی مناطق آزاد باید معلوم باشد:
چه میزان اعتبار هزینه شد؟
چه تعداد پروژه اجرا شد؟
چه تعداد از آنها فعال هستند؟
چه فناوریهایی از کیش به سایر مناطق آزاد منتقل شد؟
در مورد هاب مالی باید پرسید:
مرکز مالی بینالمللی که سال ۱۳۹۶ از آن سخن گفته شد امروز کجاست؟
چه تعداد نهاد مالی بینالمللی در کیش مستقر شدهاند؟
چه میزان سرمایه خارجی از این مسیر جذب شده است؟
در مورد هاب هوایی:
چه تعداد پرواز بینالمللی پایدار ایجاد شده؟
MRO در چه مرحلهای است؟
چه تعداد شرکت خدمات هوایی در کیش مستقر شدهاند؟
و درباره هاب سلامت که اکنون بهعنوان «ابرپروژه» مطرح شده:
چه تعداد بیمار خارجی قرار است جذب شوند؟
زیرساخت درمانی مورد نیاز چیست؟
سرمایهگذاری آن چقدر است؟
سند جامع سلامت چه زمانی منتشر میشود؟
و مهمتر از همه، شاخص موفقیت این هاب چیست؟
این پرسشها مخالفت با توسعه نیست؛ اتفاقاً لازمه توسعهاند.
کیش برای پیشرفت به شعار کمتر و شاخص بیشتر نیاز دارد.
اگر قرار است کیش شینزن ایران باشد، باید دقیقاً مشخص شود که نسخه کیش از شینزن چیست.
شینزن فقط با گفتن «الگو» نشد.
با قانون متفاوت، اختیار مدیریتی، سرمایهگذاری، صادرات، فناوری، شرکتهای بینالمللی، زیرساخت و استمرار سیاستگذاری ساخته شد.
کیش نیز اگر قرار است برند مناطق آزاد ایران باشد، باید از مرحله «عنوانسازی» عبور کند و وارد مرحله «نتیجهسازی» شود.
شاید وقت آن رسیده است بهجای اینکه هر سال یک «هاب» جدید به فهرست مأموریتهای کیش اضافه کنیم، یک سؤال سختتر بپرسیم:
کدام هاب را واقعاً میخواهیم؟
اگر پاسخ روشن شود، میتوان برای آن بودجه، قانون، زیرساخت، سرمایهگذار، نیروی انسانی و جدول زمانبندی تعریف کرد.
اما اگر کیش همزمان بخواهد هاب مالی، سلامت، هوایی، گردشگری، فناوری، هوش مصنوعی، پتروشیمی، ورزش، شهر هوشمند و اقتصاد دیجیتال باشد، خطر آن وجود دارد که در نهایت در هیچکدام به اندازه کافی عمیق نشود.
کیش مزیتهای واقعی کمی ندارد؛ موقعیت جغرافیایی، زیرساخت گردشگری، برند شناختهشده، منطقه آزاد بودن، ظرفیت دریایی، نزدیکی به بازارهای خلیج فارس و امکان آزمایش برخی مدلهای جدید اقتصادی، همه داراییهای ارزشمند این جزیرهاند.
اما مزیت زمانی به توسعه تبدیل میشود که تمرکز وجود داشته باشد.
کیش شاید بیش از آنکه به «پایلوت جدید» نیاز داشته باشد، به یک داشبورد عمومی وعدهها و پروژهها نیاز دارد؛ جدولی که مردم بتوانند در آن ببینند:
چه کسی؟
چه سالی؟
چه وعدهای؟
چه میزان اعتبار؟
چه زمانبندی؟
چه میزان پیشرفت؟
چه نتیجهای؟
اگر چنین جدولی منتشر شود، شاید برای نخستینبار بتوانیم بفهمیم کدامیک از «پایلوتها و هابهای کیش» واقعاً به مقصد رسیدهاند.
و اگر قرار است کیش واقعاً «برند مناطق آزاد ایران» و الگویی جهانی باشد، شاید نخستین گام آن نه یک تفاهمنامه جدید، بلکه پاسخ شفاف به تفاهمنامهها و وعدههای قبلی باشد.
کیش به رؤیا نیاز دارد؛ اما رؤیا وقتی ارزشمند است که تاریخ پایان، شاخص موفقیت و مسئول پاسخگو داشته باشد.
کیش میتواند شینزن ایران باشد؛
اما قبل از آن باید از جزیره وعدهها به جزیره نتیجهها تبدیل شود.




