شما اینجا هستید
اخبارکیش » کیش در آینه بحران؛جزیره ای که هنوز با نسخه دیروز اداره می شود

بحران امروز کیش را نمی‌توان صرفاً با کاهش تعداد گردشگر، گرانی بلیت یا ضعف قدرت خرید مردم توضیح داد. این عوامل مهم‌اند، اما مسئله عمیق‌تر از آن است. کیش با بحرانی در سطح «مدل اقتصادی و هویت گردشگری» مواجه شده است؛ مدلی که در گذشته کار می‌کرد، اما بخش بزرگی از منطق و مزیت خود را از دست داده است.

گردشگر هنوز به کیش می‌آید، در بازارها قدم می‌زند، ویترین‌ها را می‌بیند، قیمت می‌پرسد و مقایسه می‌کند؛ اما در بسیاری از موارد خریدی اتفاق نمی‌افتد. این رفتار را نباید با برچسب‌هایی مانند بی‌پولی، بی‌میلی یا تغییر اخلاق مصرف‌کننده ساده‌سازی کرد. وقتی گردشگر از مشتری به تماشاگر تبدیل می‌شود، باید از خود بپرسیم: سیستم گردشگری کیش چه دلیل قانع‌کننده‌ای برای خرید، ماندن، مشارکت و بازگشت در اختیار او گذاشته است؟

پایان مزیت تاریخی خرید

کیش زمانی یکی از مهم‌ترین مقاصد خرید کشور بود. مسافر انتظار داشت کالایی متفاوت، متنوع‌تر یا ارزان‌تر از شهر محل زندگی خود پیدا کند. سفر به جزیره با نوعی هیجان کشف اقتصادی همراه بود: شاید چیزی پیدا شود که در تهران، اصفهان، شیراز یا مشهد وجود ندارد یا قیمت آن در کیش مناسب‌تر است.

اما این مزیت به‌تدریج تضعیف شد. امروز بسیاری از کالاهای عرضه‌شده در بازارهای کیش، در فروشگاه‌های تهران و دیگر شهرها نیز وجود دارند. تجارت آنلاین نیز امکان مشاهده، مقایسه و خرید همان کالاها را بدون پرداخت هزینه سفر فراهم کرده است. در مواردی، گردشگر پس از مقایسه متوجه می‌شود قیمت کالا در کیش تفاوت معناداری با تهران ندارد و گاهی حتی با احتساب هزینه سفر، حمل کالا و ریسک خدمات پس از فروش، خرید در شهر خودش منطقی‌تر است.

در چنین شرایطی، نمی‌توان صرفاً با تکرار عبارت «کیش، بهشت خرید» انتظار داشت رفتار اقتصادی گردشگر تغییر کند. یک شعار زمانی قدرت دارد که تجربه واقعی آن را تأیید کند. اگر مزیت قیمت، تنوع، اصالت یا دسترسی وجود ندارد، تبلیغ پرحجم فقط فاصله میان وعده و واقعیت را آشکارتر می‌کند.

بازارهایی متفاوت در ظاهر و تکراری در محتوا

کیش با کمبود فضای تجاری مواجه نیست. مسئله، فقدان تمایز راهبردی میان بخش بزرگی از این فضاهاست. بسیاری از مراکز تجاری با وجود تفاوت در معماری، نام، قدمت و موقعیت جغرافیایی، تجربه‌ای تقریباً مشابه ارائه می‌کنند: پوشاک مشابه، برندهای مشابه، کالاهای مشابه، موسیقی مشابه و الگوی فروش مشابه.

گردشگر از یک بازار خارج می‌شود و وارد بازاری دیگر می‌شود، اما با جهان تازه‌ای روبه‌رو نمی‌شود. تنها ساختمان عوض شده است. این تکرار، کنجکاوی را کاهش می‌دهد و بازارگردی را از یک تجربه کشف‌محور به حرکتی فرسایشی تبدیل می‌کند.

هر بازار باید دلیل مستقلی برای بازدید داشته باشد. یکی می‌تواند مرکز سبک زندگی دریایی و ماجراجویی باشد؛ دیگری قطب سلامت، زیبایی و مراقبت؛ یک مرکز می‌تواند به اقتصاد خلاق، گیم، طراحی، صنایع فرهنگی و نسل جوان اختصاص یابد و مرکزی دیگر به خرید کاربردی خانواده‌ها. تا زمانی که همه بازارها تقریباً یک چیز را به یک شیوه عرضه کنند، عملاً بر سر تقسیم تقاضایی کوچک و رو به کاهش با یکدیگر رقابت خواهند کرد.

ساخت یک مرکز تجاری جدید نیز این مشکل را حل نمی‌کند. اضافه‌کردن مترمربع تجاری به جزیره‌ای که با بحران تمایز و تقاضا مواجه است، درمان نیست؛ تکثیر مسئله است.

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری تحلیلی اندیشه کیش | نگاه متفاوت و تحلیلی به اخبار کیش