جنگهای شبانهای که دیگر رویداد نیستند
یکی از نشانههای روشن فقدان نوآوری در گردشگری کیش، تکرار الگوی موسوم به «جنگهای شبانه» است. برنامهای که زمانی میتوانست سرگرمکننده و تازه باشد، با تکثیر و تکرار بیش از حد، بخش مهمی از قدرت خود را از دست داده است.
تغییر مجری، خواننده یا نام برنامه، الزاماً به معنای خلق تجربه جدید نیست. اگر ساختار برنامه، شیوه اجرا، نوع شوخیها و رابطه آن با سایر اجزای سفر تغییر نکند، گردشگر با محصولی تازه روبهرو نشده است؛ فقط نسخه دیگری از همان قالب را میبیند.
رویداد واقعی باید بتواند برای یک جامعه مشخص «دلیل سفر» ایجاد کند. مسابقه ورزشی ساحلی، جشنواره گیم و بازیهای رومیزی، گردهمایی عکاسی، رویداد طراحی و مد، برنامه رصد آسمان، جشنواره خوراک خلیج فارس یا همایش حرفهای، هرکدام میتوانند گروهی مشخص را به حرکت درآورند. اما یک برنامه تکراری شبانه، معمولاً پس از ورود مسافر به او فروخته میشود؛ یعنی خود، تقاضای سفر ایجاد نمیکند.
کیش به تقویم رویداد نیاز دارد، نه فهرست برنامههای پراکنده. رویداد باید ماهها قبل اعلام شود، جامعه هدف داشته باشد، با پرواز و هتل هماهنگ شود و بتواند مدت اقامت و میزان مشارکت اقتصادی گردشگر را افزایش دهد.
جشنوارههایی بدون استراتژی
بخش دیگری از مسئله، وابستگی به جشنوارههایی است که بیشتر بر قرعهکشی، جایزه، بنر و هیاهوی تبلیغاتی تکیه دارند. پرسش اساسی این است: جشنواره دقیقاً قرار است کدام رفتار را تغییر دهد؟
آیا هدف، افزایش تعداد مسافر است؟ افزایش مدت اقامت؟ ورود گردشگر به بازار؟ خرید از کسبوکارهای محلی؟ مصرف خدمات تفریحی؟ یا بازگشت دوباره به جزیره؟ وقتی هدف رفتاری مشخص نباشد، مجموعهای از برنامهها برگزار میشود، اما نمیتوان فهمید چه نتیجه اقتصادی پایداری تولید شده است.
تعداد شرکتکنندگان، میزان توزیع بروشور یا حجم بازدید شبکههای اجتماعی، جایگزین سنجش اثر اقتصادی نیست. هر جشنواره باید با شاخصهایی مانند سفر ایجادشده، شب اقامت، هزینه متوسط گردشگر، درآمد کسبوکارهای مشارکتکننده و نرخ بازگشت ارزیابی شود.
اگر پس از هر دوره فقط از «استقبال گسترده» سخن گفته شود و دادهای درباره تغییر رفتار گردشگر وجود نداشته باشد، جشنواره از ابزار توسعه به نمایش مدیریتی تبدیل خواهد شد.
بحران پرواز؛ گلوگاهی که با تبلیغ حل نمیشود
کیش مقصدی جزیرهای است و دسترسی، بخشی از خود محصول گردشگری آن محسوب میشود. کمبود ظرفیت پروازی، بیثباتی برنامهها و افزایش هزینه بلیت، تنها مشکلات حوزه حملونقل نیستند؛ این عوامل مستقیماً بر تصمیم سفر، مدت اقامت و بودجه قابل مصرف گردشگر اثر میگذارند.
خانوادهای که بخش بزرگی از بودجه خود را برای رسیدن به جزیره هزینه کرده است، طبیعی است که در بازار و تفریحات محتاطتر رفتار کند. بنابراین نمیتوان هزینه دسترسی را از رکود بازارها جدا دانست.
تبلیغ بیشتر برای مقصدی که دسترسی به آن گران یا غیرقابل پیشبینی است، ممکن است تقاضای ذهنی ایجاد کند، اما الزاماً به سفر واقعی منجر نمیشود. پیش از هر کمپین گسترده، باید ظرفیت حملونقل، قیمت، نظم پروازها و مسیرهای دریایی بررسی شود. مقصدی که وعده سفر میدهد، باید امکان تحقق آن را نیز فراهم کند.




