روز چهاردهم اردیبهشت، روز جهانی آزادی مطبوعات است. البته این روز در کشور ما آنقدر بی اهمیت است که به یاد نداریم تا کنون کسی این روز را به اهالی مطبوعات و رسانه ها تبریک گفته باشد و یا به مناسبت این روز همایشی برگزار شود و از فعالان این عرصه تقدیری به عمل آید.
من یک خبرنگار یا به قول دوستان یادداشت نویس هستم. اگر مسئولان را نقد کنم ، از گلایه ها ، کمبودها و یا نبودها بنویسم ، هیچ دستگاه و نهادی مرا به میان خود راه نخواهد داد. نمی توانم تخصصی برخورد کنم چون معاش من تامین نیست و باید بازاریاب و تبلیغات چی رسانه ام هم باشم. اینگونه می شود که عاشقان صفرکیلومترخبرنگاری، عشق دوربینها! وارد عرصه می شوند و خبرنگار حرفه ای می شود خانه نشین .آنکه بلد است و می داند چه باید بنویسد کرکره ها را پایین می کشد تا دلالان و مجیز نویسان پا به عرصه حضور بگذارند. تا دیگران بیایند و آلبوم عکس مسئولان تازه به دوران رسیده و عاشق دیده شدن را منتشر کنند . خبرنگار دلسوز باید لب فروبندد و یا در به در به دنبال یافتن شغلی هرچند نامرتبط با حقوقی اندک و ثابت در یکی از همین دستگاه های به ظاهر خدمات رسان باشد.
دست آخر خبر ها می شود کپی پستی و خبرنگار سفارشی نویس ، متقلب و دروغ پرداز و البته خبر فروش و آدم فروش و زرد نویس .
و او که اهل دغل نیست و حرفه ای می نویسد ، در این میان دوسر سوخت است.
کی قرار است وضعیت مطبوعات و رسانه های کیش درست شود؟ چرا کسی از خبرنگاران برای طرح مسئله معیشتشان دعوت نمی کند؟ چرا ما را به چشم روابط عمومی سازمان و ارگان شان می بینند، البته بی جیره و مواجب… در هیاهوی گرانی دلار و بی ارزشی ریال و سربه فلک کشیدن مایحتاج و کرایه خانه در کشور و البته در کیش، با چه دلخوشی و اطمینان خاطری ، دغدغه رسالت رسانه ای و درد مردم را داشته باشیم… پس چه کسی به درد دل ما گوش کند… آری امروز روز جهانی مطبوعات است و ما هم قلمزنانی هستیم که تنها عشق و شاید جنون است که به ادامه کار وادارمان می کند…
- نسرین فائق
- کد خبر 13115
- اخبارکیش , یادداشت
- بدون نظر
- پرینت




