راستش را بخواهید آقاجان ، دلمان امشب تنگ بود ، به قول شاعر گفتنی نمیدانستم که من تنگدلم ، یا که جهان تنگ شده … خلاصه دردسرتان ندهم با خودمان مرور خاطرات می کردیم و غرق در تفکرات که ناگهان ترانه خواندنمان گرفت و با خود اینچنین خواندیم… شما هم همراه آقاجان با ریتم آشنا بخوانید….
کیش، پایین بالا داره، هزارتا مبتلا داره
کیش، پایین بالا داره، هزارتا مبتلا داره
جا توی این دلا داره، کمی بروبیا داره
پایین بالا می کنه ، حالا که اون مبتلا داره
به دل میگم دیونه ، می میری عاشقونه
دوره کیش تمومه ، تموم شد اون زمونه
بیا فراموشش کن ، آتیشو خاموشش کن
کیشو بزار و برو ، کلا فراموشش کن
امادلم توکیشه ، تو قلبم کرده ریشه
با رفتن من و ما، زدیم به ریشه تیشه
کیش، پایین بالا داره، هزارتا مبتلا داره
کیش، پایین بالا داره، هزارتا مبتلا داره
جا توی این دلا داره، کمی بروبیا داره
پایین بالا می کنه ، حالا که اون مبتلا داره
کیش اگه قفس باشه می خوام قناری باشم
شاید که قسمت همینه ، چرا فراری باشم
بهش میگم که کیشم ، من بذار برات فداشم
فقط یه ذره جامی خوام ، که تو خاک تو جا شم
نپرس چرا دلم می خواد برای تو فداشم
کیش، پایین بالا داره، هزارتا مبتلا داره
کیش، پایین بالا داره، هزارتا مبتلا داره
جا توی این دلا داره، کمی بروبیا داره
پایین بالا می کنه ، حالا که اون مبتلا داره
آره آقاجان ، ما عاشق و مبتلای این جزیره ایم و با بالا پایینش هم می سازیم… هر چند که ژن خوب نداشته باشیم و البته پول بلیط هواپیما… با که دلمان لک زده باشه برای میوه و نتوانیم اندکی بخریم…. یا ازمون اجاره و کرایه و کناره زیاد بگیرند… همین که هر وقت دلمان گرفت برویم بر لب دریا و غروب سحر انگیزش را ببینیم ما را بس…. خاکش توتیای چشممان و هوایش آرامش دهنده جانمان….
- نسرین فائق
- کد خبر 14014
- اخبارکیش , طنز
- بدون نظر
- پرینت




