شما اینجا هستید
تحلیل » ضرورت انتصاب‌های اصولی در حوزه روابط عمومی و تغییر نگاه مدیران مناطق آزاد به رسانه‌ها

از آنجا که رسانه می‌بایست مهم‌ترین نقش را در جامعه ایفا کند و وظیفه سنگین اطلاع‌رسانی را نیز برعهده دارد؛ می‌تواند با تولید محتوا و انتشار دقیق و سریع اخبار مناطق آزاد کشور، نقش اثرگذاری در معرفی ظرفیت‌های متنوع اقتصادی و ملی این مناطق داشته باشد.

در دنیای امروزی، وجود رسانه، بیانگر آزادی بیان و اندیشه است و علاوه‌بر آن، از اهمیت بسیار بالا و ویژه‌ای در زندگی انسان‌ها برخوردار می‌باشد. چنانچه رسانه‌ها و به‌ویژه خبرنگاران به رسالت اصلی خود عمل کنند، موجب می‌شود تا ما جامعه‌ای بیدار داشته باشیم. یکی از دلایل اصلی و مهم در ضعف تمرکز جامعه رسانه‌ای کشور به حوزه مناطق آزاد، عدم پاسخگویی مدیران و معاونین سازمان‌های مناطق است و لذا خبرنگاران و رسانه‌ها باید با استفاده از ظرفیت رسانه‌ای خود، به بیان نقد منصفانه آنها بپردازند و به جامعه روشنی ببخشند.

یکی دیگر از این ضعف‌ها که بسیار هم مهم می‌باشد، عدم توجه اساسی به بحث مسئله‌شناسی حوزه خبرنگاری است و تا زمانی که این امر در جامعه و به‌ویژه میان نخبگان اتفاق نیفتد، چالش‌ها و مشکلات کنونی قابل‌حل نخواهند بود.

متاسفانه طی سه‌دهه‌ای که از تاسیس مناطق آزاد می‌گذرد، ارتباط روابط عمومی‌های سازمان‌های مناطق آزاد با رسانه‌ها به حلقه مغفول تبدیل شده است و برای رهایی از این مسئله بغرنج، توجه جدی به حوزه رسانه و خبرنگاری بسیار حائز اهمیت می‌باشد.

با نگاه اجمالی به عملکرد سازمان‌های مناطق آزاد کشور، می‌توان یکی از چالش‌های اساسی موجود در این مناطق را ضعف ارتباطات اصولی و منطقی آنها با جامعه رسانه‌ای دانست؛ موضوعی که صراحتا می‌توان درباره آن اینگونه بیان کنیم که، با گذشت سه‌دهه از ظهور مناطق آزاد، همچنان مغفول مانده و فکر و اندیشه‌ای مطلوب هم برای آن نشده است! چراکه با یک بررسی و رصد ساده در رسانه‌های کشور (مکتوب و برخط) به این نتیجه می‌رسیم که مناطق آزاد به طور کلان، اصلا و هرگز محلی از اعراب برای اصحاب رسانه نبوده و آن‌گونه که شایسته و بایسته است به این مناطق و مسائل مرتبط بر آن، توجه نشده و نمی‌شود.

البته اگر بدون حب و بغض بخواهیم دلایل این وضعیت نامناسب را واکاوی نماییم؛ متوجه می‌شویم که در این خصوص کمترین ایراد به فعالین رسانه‌ای وارد است و درواقع، ریشه مسئله به خود سازمان‌های مناطق آزاد بازمی‌گردد؛ البته نه الزاما مدیریت روابط عمومی‌ها؛ بلکه تمامی مدیران و مسئولین ارشد سازمان‌ها در ایجاد چنین شرایطی، نقشی موثر داشته و عامل اصلی دوری رسانه‌ها از مناطق آزاد هستند.

این سیاستگذاری غلط ارتباطی، درحالی بر حوزه رسانه‌‌ای و اطلاع‌رسانی مناطق آزاد حاکم است که اوضاع و احوال مناطق هر روز روبه وخامت می‌رود؛ چراکه در این سکوت و یا به عبارت بهتر، بایکوت خبری، انواع اقسام تحدیدات، تعدی‌ها، تعارضات و عدم اجرای قانون در مناطق آزاد گریبان آنها را به سختی می‌فشارد و صدایی در راستای مطالبه‌گری و پاسخگو کردن دستگاه‌ها و اشخاص معارض، به جامعه و مخاطبین منعکس نمی‌شود.

همان‌گونه که پیش‌‌تر گفته شد، این روند صرفا مربوط به حال حاضر نبوده و در تمامی سال‌هایی که مناطق آزاد در کشور فعالیت داشته‌اند، عدم تعاملات مطلوب رسانه‌ای، یکی از پاشنه‌های آشیل مناطق بوده است؛ کمااینکه در طول ۳۰سال گذشته نیز، عموما مسئولین و متولیان مناطق آزاد به این موضوع فکر نکرده‌اند که باید ارتقای سواد رسانه‌ای خود و زیرمجموعه‌شان را در دستورکار قرار دهند. در فضای رسانه‌ای ایران، روزنامه‌های دولتی و صدا‌و‌سیما غالبا تریبون مخالفین و منتقدین مناطق آزاد بوده است (البته با نگاه بسیار سطحی و نداشتن شناخت از این مناطق و قوانین مربوط به آن)؛ سایر رسانه‌های مکتوب و آنلاین (خبرگزاری‌ها و پایگاه‌های خبری) نیز به سبب شناخت ضعیف از سیستم قانونی، کارکردی و اداری مناطق آزاد، قادر نیستند به صورت تاثیر‌گذار از این مناطق دفاع کنند.

البته همواره بخش کوچکی از جامعه رسانه‌ای کشور، دلسوزانه سعی در یاری‌رسانی به مناطق آزاد داشته‌اند، اما به سبب اعمال نگاه‌ نادرست و حق‌به‌جانب مدیران ارشد مناطق آزاد به این مجموعه‌های کوچک و دلسوز، آنها نیز پس از مدتی دلسرد شده و عطای این مناطق را به لغایشان می‌بخشند و به همین جهت است که امروز، مناطق آزاد تنها مانده و محلی برای ترک‌تازی مخالفین شده‌اند؛ درحالی که اگر همراهی و هم‌افزایی با اصحاب رسانه به‌درستی محقق می‌شد، جامعه رسانه‌ای علاقه‌مند به توسعه اقتصادی ایران، می‌توانست پرچمدار اصلی مطالبه‌گری به نفع مناطق آزاد بوده و عاملین و مسببین شرایط امروز را مورد سوال و مواخذه در مقابل افکار عمومی قرار دهند.

بر این اساس اگر بخواهیم در یک بازبینی منتقدانه، وضع موجود در مناطق آزاد را ارزیابی و به سوی وضع مطلوب حرکت کنیم؛ در گام اول باید مقامات عالی سازمان‌های مناطق آزاد توجیه شوند که وقتی راس هرم سازمان، نگاه درستی به ضرورت تعامل با رسانه‌ها نداشته باشد و در راستای همین نگاه معیوب، بخواهد انتصاب مدیران روابط عمومی را که درواقع بازتاب دهنده افکار و سبک مدیریتی آنها هستند را از میان افراد بدون سابقه، اشتهار و تخصص رسانه‌ای انتخاب نماید، جامعه رسانه‌ای بیرونی هم نخواهد توانست ارتباط درست و مبنایی با سازمان برقرار کند.

البته ظهور یک تفکر غلط در مدیریت عالی سازمان‌ها نسبت به رسانه، صرفا در انتخاب مدیریت روابط عمومی نیست؛ چراکه ما امروز مدیران عامل سازمان‌های مناطق آزادی را داریم که در کنار مدیر روابط عمومی، یک مشاور رسانه‌ای هم دارند که از قضا کاملا در تضاد با سیاست‌های اعلامی مدیرعامل و روابط عمومی است. در چنین شرایطی، سازمان‌های مناطق آزاد فاقد استراتژی منسجم و مدون رسانه‌ای می‌شوند و نسبت به رسانه‌های منطقه و کشور هیچ‌گونه احساس اشتراکی نخواهند داشت و در این موقعیت کاملا طبیعی است که مناطق در عالم رسانه و خبر، مرغ عزا و عروسی می‌شوند و هر روز به بهانه‌ای، به کاری ناکرده متهم می‌گردند.

مهم‌ترین بخش در تمامی دستگاه‌ها، سازمان‌ها، نهادهای عمومی و دولتی جهت برقراری ارتباط موثر با رسانه‌ها، روابط عمومی‌ها هستند که خروجی استراتژی‌های رسانه‌ای مدیران ارشد سازمان‌ها را نشان می‌دهند و مناطق آزاد نیز از این قاعده مستثنی نیستند. اما متاسفانه در برخی از سازمان‌ها مشاهده می‌شود که نفرات منتخب برای تصاحب کرسی مدیریت روابط عمومی، نه تنها سبقه و سابقه‌ای در این وادی ندارند، بلکه بنابه دلایل مبهم، دچار اصطحکاک شدید با رسانه‌های سراسری نیز هستند.

پس به دور از انصاف است که تمامی گناه و نواقص در حوزه رسانه و اطلاع‌رسانی مناطق آزاد را بر گردن روابط عمومی‌ها و مدیران و کارشناسان آن بیاندازیم و ضعف ساختاری را کتمان کنیم. برای رفع این معضل عظیم نیز پیشنهاد می‌کنیم هرم مدیریتی مجموعه مناطق آزاد کشور، در جهت تقویت زوایه نگاه و ارزش‌گذاری خود به حوزه خبر و رسانه بکوشند؛ برنامه‌ای منسجم و دقیق برای توسعه تعاملات رسانه‌ای مناطق تدوین نموده و با بهره‌‌گیری از دانش افراد صاحب‌نظر و پیشکسوت در حوزه رسانه، به برطرف کردن این چالش بزرگ جامعه‌پذیری مناطق آزاد در اقتصاد کشور اقدام نمایند. در این راستا هم ضرورت دارد، از به‌کارگیری افراد «خودی» و کم‌دانش با عناوین پرطمطراق «مشاور رسانه‌ای» به شدت اجتناب گردد؛ زیرا متاسفانه بعضا شاهد هستیم که مشاوران محترم،  بانیان دردسرها و مسائل جدیدی هستند که باید لشکری را برای رتق و فتق اشتباهات آنان بسیج کرد تا برای شخص مدیرعامل و به‌تبع آن برای سازمان متبوعه هزینه‌سازی نشود و باعث تقابل با جامعه محلی و سازمان نگردد.

موضوع دیگری که باید به جد مورد مداقه مسئولین مناطق آزاد قرار گیرد، تبیین صحیح کارویژه و کارکرد این مناطق و نقش‌آفرینی آنان در کلان اقتصاد کشور است؛ چراکه هنوز بسیاری از مردم و مسئولان کشور باور ندارند که مناطق آزاد می‌توانند بهترین کریدور و نقشه‌راه برای سامان‌ بخشیدن به اقتصاد بحران‌زده ایران باشند و همچنین مناسب‌ترین نسخه برای رهایی از تنگنای تحریم‌های بین‌المللی؛ البته به شرط حذف تحریم‌های داخلی. دلیل این عدم باور، ناشناخته ماندن توانمندی‌ها و ظرفیت‌های مناطق آزاد، در کنار نبود تعریف و بیان درست از اقدامات و دستاوردهای این مناطق است که موجب گردیده به طور کلی ماهیت وجودی این مناطق زیرسوال برود و هر فرد یا دستگاهی به فراخور حال و شرایط، بخشی از مزیت‌های قانونی آنان را انکار نماید.

بنابراین از متولیان، مدیران و مسئولین محترم مناطق آزاد درخواست می‌شود نگاه بسته و منفی خود را نسبت به اصحاب رسانه ‌تغییر داده و با دیدی فراخ و مشفقانه به فعالین این بخش بنگرند؛ چراکه اگر نقد، شما را آزار می‌دهد (علی‌رغم اینکه می‌گویید ما پذیرای نقدهای شما هستیم)، به‌جای مواخذه و تهدید رسانه‌ها، می‌توانند فضای گفت‌و‌گو را مهیا سازند؛ لذا باید سعی شود فضایی تعاملی ایجاد کرده و رسانه را به چشم دشمن قسم خورده خود نبینید.

منبع: اخبار مناطق آزاد

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری تحلیلی اندیشه کیش | نگاه متفاوت و تحلیلی به اخبار کیش