آرزو قائمی، هنرمند توانمند رشتههای نقاشی، خطاطی و هنرهای تجسمی، بیش از دو دهه است که در مسیر هنر نفس میکشد، زندگی میکند و خلق میکند. او از همان نخستین سالهای جوانی با عشق به رنگ و خط، پا در مسیر پر رمز و راز هنر گذاشت؛ مسیری که با حمایت مادرش آغاز شد و با شور و ایمان قلبی به زیبایی ادامه یافت.
قائمی نقاشی را در دانشکده وزارت ارشاد در مقطع کارشناسی آغاز کرد و سپس با ورود به رشتههای گرافیک و گریم سینمایی، جهان هنر را از زوایای گوناگون تجربه کرد. خودش میگوید در مسیر هنر هرچه جلوتر میروی، عاشقتر میشوی؛ عشقی که در تکتک آثارش موج میزند.
او در نقاشی سبک رئال را دنبال میکند، اما در کالیگرافی با ترکیب مواد و تکنیکهای مختلف به آرامش میرسد. منبع الهامش طبیعت است؛ دریا و سکوت، خلوت و مراقبه. خودش میگوید: «وقتی کنار دریا مینشینم و سکوت میکنم، درهای رحمت الهی به سمتم باز میشود و الهام جاری میگردد.»
از میان آثارش، تابلوی «عشق» جایگاه ویژهای در دلش دارد؛ اثری که هرگز حاضر به فروش آن نشده است. او در زمان خلق این تابلو، لحظاتی را تجربه کرده که بهگفته خودش «بینظیر و تکرارناشدنی» بودهاند. عشق را با بند بند وجودش احساس کرده، با اشک نوشته و با دل نقاشی کرده است.
هنگام خلق اثر، احساس او چیزی میان جدا شدن از جهان مادی و یکی شدن با جهانی دیگر است. گویی زمان از حرکت میایستد و ساعتها کار، تنها به اندازهی لحظهای کوتاه میگذرد. به باور او، هنر پلی است میان انسان و بینهایت.
در مسیر دشوار اما دلانگیز هنر، آرزو قائمی هیچگاه از موانع نترسیده است. بهگفته خودش، همین چالشهاست که مسیر را زیبا میکند و طعم پیروزی را شیرینتر. او باور دارد هنر باید در میان مردم باشد، نه در پستوهای تجملی یا بازارهای زودگذر. هنر برای روح است، نه صرفاً برای پول.
قائمی میگوید اگر روزی امکان همکاری با هنرمندی از گذشته یا حال را داشت، ترجیح میداد کنار یانی، موسیقیدان بزرگ، نقاشی بکشد و با نغمههای او در جهان رنگ غرق شود. و اگر به گذشته بازمیگشت، آرزو میکرد شاگرد میکلآنژ باشد تا از سرچشمه ناب هنر کلاسیک بنوشد.
او جزیره کیش را نعمتی الهی میداند. به باورش، انرژی این جزیره چنان بالاست که هر روز الهامبخش و شفابخش اوست. قائمی میگوید: «هر روز خدا را شکر میکنم که در کیش زندگی میکنم. این جزیره برای من منبع انرژی و آرامش است.»
با این حال، از نبود آموزش آکادمیک و فضای حرفهای برای هنرمندان گله دارد. او معتقد است بزرگترین چالش هنرمندان کیش، «بیهنری» است؛ یعنی فقدان مطالعه و دانش تخصصی در کنار استعداد. به گفته او، اگر بخواهیم هنر رشد کند، باید آن را به دست اهلش بسپاریم.
آرزو قائمی همواره در حال یادگیری است و میگوید «برنامهی همیشگیام یاد گرفتن و یاد گرفتن است». او در نظر دارد نمایشگاهی گروهی از آثار شاگردانش در رشتههای نقاشی و کالیگرافی برگزار کند و در آینده نیز نمایشگاه انفرادی خود را در کیش برپا سازد.
از آثار شاخص او میتوان به بزرگترین نقاشی روی بوم ایران با مساحت ۱۲ متر (که در اسپاروتانا میکامال به نمایش درآمده)، مجسمه آدمبرفی آینهای در آیسرینک میکامال با بیش از سه هزار قطعه آینه، و طراحی مفهومی کافه هزاره سوم در نمایشگاه بینالمللی کیش اشاره کرد؛ کافهای که تلفیقی از جنوب و شمال ایران است و حس زندگی را در دل فضاهای مدرن زنده میکند.
قائمی در کنار فعالیتهای هنری، طراحی و گلآرایی فضاهایی مانند هتل پانوراما، صدف و چندین همایش بزرگ در کیش را نیز بر عهده داشته و با افتخار میگوید نخستین پرفورمنس آرت جزیره کیش را نیز اجرا کرده است؛ تجربهای متفاوت که او را به مردم نزدیکتر کرد و نشان داد هنر، زبانی جهانی برای ارتباط است.
او در پایان با لبخند و امید میگوید:
«کیش میتواند زیباترین جزیره دنیا باشد، اگر بگذاریم هنر در رگهایش جاری شود. بیاییم شهرمان را رنگی کنیم؛ ایران از خاکستری خسته است.»
- نسرین فائق
- کد خبر 53876
- اخبارکیش , گفتگوی فرهنگی و هنری
- بدون نظر
- پرینت




