قرار بود کیش، ویترین اقتصاد نوین ایران باشد؛ جایی که فناوری، نوآوری و سرمایهگذاری دست در دست هم بدهند و الگویی برای توسعه کشور شوند. قرار بود اینترنت، نه یک دغدغه، بلکه زیرساختی بدیهی برای رشد کسبوکارها باشد. قرار بود جوانان با ایدههایشان بمانند، بسازند و آینده را شکل دهند.
اما امروز، واقعیت چیز دیگری است.
قطعیهای مکرر اینترنت، محدودیتها و ناپایداری دسترسی، عملاً نفس بسیاری از کسبوکارها را گرفته است. در دنیایی که ثانیهها هم ارزش اقتصادی دارند، ما هنوز درگیر وصل و قطع شدن ابتداییترین ابزار کار هستیم. برای فعالان حوزه فناوری، اینترنت فقط یک ابزار نیست؛ «همهچیز» است. وقتی این «همهچیز» دچار اختلال میشود، یعنی چرخه تولید، آموزش، ارتباط، درآمد و حتی امید، همزمان متوقف میشود.
در کنار این، شرایط اقتصادی نیز روزبهروز سنگینتر شده است. فشارها بر کسبه، فعالان اقتصادی و حتی نیروهای متخصص، قابل انکار نیست. هزینهها بالا رفته، درآمدها کاهش یافته و حمایتها( اگر بوده، که برای ما ناخودی ها نبوده) آنقدر کمرنگ که دردی را دوا نکرده است.
این میان، برای کسانی که سالها تلاش کردند تا فناوری را در کیش توسعه دهند، این شرایط بیش از یک مشکل مقطعی است؛ یک ضربه جدی است.
سالها تلاش کردیم از بلاکچین بگوییم، از هوش مصنوعی، از اقتصاد دیجیتال. همایش برگزار کردیم، به صدها نفر آموزش دادیم، نوشتیم، ساختیم و سعی کردیم کیش را به جایگاهی برسانیم که شایستهاش بود. اما هر بار، یا زیرساختها همراهی نکردند، یا سیاستها، یا بیتوجهیها و یا رانتخوارها…
ضربهها فقط اقتصادی نبود؛ انگیزهها را هدف گرفت.
وقتی مسیر آنقدر ناهموار میشود که حتی حداقلها هم تأمین نیست، طبیعی است که این سؤال در ذهن شکل بگیرد: ادامه دادن برای چیست؟
وقتی اینترنتی که پایه کار توست، پایدار نیست، وقتی حمایت واقعی دیده نمیشود، وقتی هر روز یک مانع تازه سر راهت قرار میگیرد، دیگر از آن شوق اولیه چیزی باقی نمیماند.
ما چه میخواستیم؟یک بستر پایدار، حمایت حداقلی، و فرصتی برای ساختن.
چه شد؟بیثباتی، فشار اقتصادی، و فرسایش انگیزهها.
و شاید تلخترین بخش ماجرا همین باشد؛اینکه به جایی برسیم که نه به خاطر ناتوانی، بلکه به خاطر شرایط، دیگر انگیزهای برای ادامه باقی نماند.
- نسرین فائق
- کد خبر 56258
- یادداشت
- بدون نظر
- پرینت




