شما اینجا هستید
اخبارکیش » می نویسم از کیش ( طنز )

در این زمانه ی بی های وُ هوی لال پرست
خوشا به حالِ کلاغانِ قیل و قال پرست
چگونه شرح دهم؛ لحظه لحظه ی خود را،
برای این همه ناباورِ خیال پرست؟
به شب نشینی خرچنگ های مردابی
چگونه رقص کند، ماهیِ زلال پرست؟
رسیده ها؛ چه غریب و نچیده میُفتند،
به پای هرزه علف های باغِ کال پرست

حالمان گرفته است آقاجان ، بغض گلویمان را فشار می دهد و اگر خجالت و غرور مردانه نبود ، های های گریه می کردیم… نپرس چرا که نمی توانم بگویم … کیش جان را دوست داریم و دوست خواهیم داشت… و همچنان خواهیم نوشت و خواهیم گفت … اشارت کردم تو بخوان تا آخر…

می نویسم می نویسم از کیش ، تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد
گریه این گریه اگر بگذارد با تو از ناگفته ها خواهم گفت
آنچه گفتم تاکنون کافی نیست ، باتو از بیم و خطر خواهم گفت
مینوسم همه ی هق هق تنهایی مان را
تا تو از هیچ به آرامش دریا برسی
تا تو در همهمه همراه سکوتم باشی
به هر آنچه که نتوانم گفت ، برسی
می نویسم می نویسم از کیش تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد
مینویسم همه ی بی مهری را
تا که کیش را با هم به بلندا ببریم
تا تو تکیه گاه امن و همراهم باشی
تا که با هم کیش را بالا ببریم
می نویسم مینویسم از کیش تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری تحلیلی اندیشه کیش | نگاه متفاوت و تحلیلی به اخبار کیش