شما اینجا هستید
اخبارکیش » دست از طلب ندارم ( طنز )

دست از طلب ندارم ، هر چند که کار سخت است
یا کیش رسد به سامان ، یا جان ز تن بر آید

بگشای این دلم را ، بعد از خبر و بنگر
کز آتش درونم ، دود از سرم برآید

بنمای درد که خلقی ، گیج شدند و حیران
بنویس قلم که فریاد ، از مرد و زن برآید

غم بر دلست و حسرت ، در فکر کیشوندان
از وعده خیالی ، جان از بدن برآید

از حسرت گذشته ، آمد بتنگ جانم
جز وعده های زیبا ، دیگر خبر نیاید

گویند ذکر خیرش ، در جمع کیشوندان
هر جا که اسم کیش است ، نامش بر لب آید

یادش بخیر کیشی ، آنروز ساخته بودیم
جز خاطرات آن روز ، چیزی دگر نیاید

فرهنگ شهروندی ، خیابان های آرام
از ماشین های لوکس هم ، دیگر خبر نیاید

یک ساحل تمیز و یک شهر پر تفاوت
کم کم از آن تفاوت ، دیگر اثر نباشد

نیسان نبود در کیش ، یا دستفروش بازار
کم کم گدا و کف خواب ، کارتن خواب هم بیاید

اینجا پراید نداشتیم ، یا خودروهای دودزا
کار محیط زیست هم ، همین روزها در آید

یکی به فکر شهردار ، یکی تو فکر شهره
هر کس نمد خود را ، از این کلاه در آرد

دست از طلب ندارم ، هر چند که کار سخت است
یا کیش رسد به سامان ، یا جان ز تن بر آید

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری تحلیلی اندیشه کیش | نگاه متفاوت و تحلیلی به اخبار کیش