شما اینجا هستید
اخبارکیش » هزینه های نیویورک ، امکانات در حد…. (طنز)

بعد از تماس صاحبخانه، مات و مبهوت و غرق در افکار مشوش مان بودیم که عیال مربوطه گفت چه شده است آقاجان، رنگت مانند هویج ( هویج نگو، بگو طلا) شده است. گفتم عیال جان، دیدی که بلایی که نباید، سرمان بیاید، آمد…

صاحبخانه گفت:” برای تمدید قرارداد، ۵۰ میلیون تومان بگذارید روی رهن و ۳ میلیون تومان بر روی اجاره… ” من هم گفتم مگه جنگه، آخه رحمی، یه مروت، به دل و به جان ما کن… ولی صاحبخانه گفت: “تورم است آقاجان، منم خرج دارم… تازه ملاحظه ات را کردم وگرنه برو از دفاتر املاک پرس و جو کن…تا بفهمی اوضاع از چه قراره”

عیال گفت می خواهی چکار کنی آقاجان، مگر با این شرایط می شود در کیش ماند؟!! برگردیم شهر پدری یا مثل خیلی ها برویم کشورهای دور و بر و همسایه…

گفتم نمی دانم… مگر می شود از جایی که عاشقش هستیم و دلمان برایش می تپد برویم… مگه کار آسونیه… دلت میاد دریا و ساحل و آرامش را ول کنیم و برویم…. عیال گفت: آخه آقاجان، هزینه های ما اینجا اندازه نیویورک است ولی امکانات ما در حد…..

سر در گریبان داشتیم که پسرجان، گریه کنان از راه رسید و گفت، باباجان…. وسط کلاس آنلاین بودم که اینترنت قطع شد… به همون سرعت لاک پشتی راضی بودم، ولی همان هم قطع شد… حالا چه خاکی به سرم بریزم… امتحان داشتم، صفر میشم…. در همین هاگیر و واگیر بودیم که برق ها هم قطع شد… همانگونه که می دانید در کیش برق که برود، آب را هم با خود می برد… خلاصه بگویم، شبمان تکمیل تکمیل شد…

تصمیم گرفتیم برویم به شهر پدری و اوضاع را سبک و سنگین کنیم، چون شاید مانند صدها خانوار دیگر کیش، مجبور به مهاجرت معکوس شویم و از کیش نازنین برویم…

آمدیم بلیط های هواپیما را چک کنیم و رزرو را انجام دهیم که دود از سر مبارکمان بلند شد… قیمت ها همه بالای یک میلیون تومان… گفتیم شاید کیش ایر که مال خودمان است به ما تخفیف بدهد و کارت کیشوندی که آکبند و بلا استفاده مانده است یه جا به درد بخورد، ولی نگو خیالمان خام بود… کیش ایر جان به جای تخفیف به ما و آوردن گردشگر به کیش، گردشگران را به ترکیه و آلانیا می برد تا یه وقت به کیش نیایند… تازه آژانس ها به آن گردشگران می گویند ترکیه کنسرت است ولی کیش هیچ خبری نیست… بگذریم، از رفتن پشیمان شدیم…

گفتیم درد دل مان را به رسانه های مردمی بگوییم تا به گوش مدیران برسانند، شاید قیمت اجاره و پرواز و وضع برق و اینترنت و آنتن دهی موبایل و مالیات و… حل شود. ولی خبرها را که خواندیم با خودمان گفتیم ای آقا جان، این مدیران ما به جای حل مشکلات به فکر فرستادن نامه فدایت شوم و فشار از پایین، چانه زنی از بالا هستند که بمانند… میز شیرین است و چسبندگی دارد… خلاصه برایتان بگویم مانند بسیاری از عاشقان و دوستداران کیش، مانده ایم لنگ در هوا و یک دل می گوید برو برو و یک دل می گوید نرو نرو… شما بگویید چه بکنم آقاجان؟؟!!

 

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری تحلیلی اندیشه کیش | نگاه متفاوت و تحلیلی به اخبار کیش