شما اینجا هستید
اخبارکیش » آهای آقای مدیر (طنز)

جانمان برایتان بگوید عزیزجان، حکایت ما را شاعر خوب گفته است…

خنده ی تلخ من از گریه غم انگیزتر است ، کارم از گریه گذشته به آن می خندم…

ما هم در حالی که درونمان از فشار مشکلات آتش گرفته بود، بشکن زنان آهنگ (( آهای آقای داماد )) را می خواندیم :

امسالو تو عمرت نبر از یاد
آهای آقای مدیر
عجب جزیره ای رو خدا بهت داد
آهای آقای مدیر
کوچیک و بزرگ می زنه فریاد
گرونیه خدا، ای داد و بی داد
آهای آقای مدیر

که ناگهان عیال مربوطه رسید و گفت: چیه آقاجان، کبکت خروس می خوونه… گفتیم نه عیال جان، چون کرایه تاکسی سر به فلک کشیده، پیاده رفتیم مرغ و گوشت بگیریم، دیدیم باید کلیه مبارک را بفروشیم تا بتوانیم دو تا مرغ و یک کیلو گوشت بگیریم… رفتیم به بقالی محل که روغن و ماست و پنیر بگیریم، از مشاهده قیمت ها برق سه فاز ما را گرفت… مرغ ها هم انگار تخم طلا گذاشتن از بس تخم مرغ گرون شده… میوه فروشی هم که قربونش برم نمیشه سمتش رفت، دعا کن همون سیب زمینی و پیاز را بتوانیم تهیه کنیم… ساندویچ هم نمیشه خورد، نان ساندویچی شده ۱۰ هزار تومان… الان هم که دیدی دارم بشکن میزنم، زده به سرم…چون صاحبخانه جان زنگ زد و گفت کرایه را سه برابر می کنی و یا تا سر برج، خانه را خالی کنید خودم می خواهم بیایم…

خلاصه برایت بگویم عیال جان، اوضاع حسابی قاراشمیش است… مدیران قبلی کیش، حداقل وعده می دادند… هر چند می دانستیم وعده سرخرمن است ولی حداقل به خودمان امید می دادیم که شاید این یکی راست می گوید…هر چند که…

اما جدیدا دیگر وعده هم نمی دهند… حرف هم نمی زنند… اصلا میانه ای با خبرنگار جماعت هم ندارند که بخواهند پاسخی بدهند… یعنی اینجوری بگم که خیالمان تخت راحت شده است… هر روز ، گرانتر از دیروز و هر سال دریغ از پارسال…

 

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری تحلیلی اندیشه کیش | نگاه متفاوت و تحلیلی به اخبار کیش