شما اینجا هستید
اخبارکیش » بگذارید هواری بزنم (طنز)

اساتید موفقیت که الا ماشاالله روز به روز تعدادشان هم زیادتر می شود و کلیپ می دهند بیرون و همایش های میلیونی می گذارند تا به ما موفق شدن را یاد داده و آرامش را هدیه دهند، همش می گوند افکار منفی را دور به ریز ، تو موفق خواهی شد..تو ثروتمند می شوی، اوضاع گل و بلبل است…

ما هم که آقاجان باشیم طبق فرمول آنها آمدیم تا مثبت اندیشی کنیم و زیر لب خواندیم….

همه چی آرومه …. ما همه خوشبختیم…
بدون پول هم میشه…آخه ما سرسختیم….

زیر دوش در حال خواندن بودیم که یهو زلزله ای حوالی چارک را لرزاند که اثرش کیش رویایی ما را هم گرفت و کمی لرزیدیم… گفتیم اشکال ندارد و خداروشکر بخیر گذشت… ولی دیدیم نخیر ، زلزله جان ول کن نیست و تازه از ما خوشش آمده است… همین بود که دو هفته ای رفتیم روی ویبره و اندکی حرکات موزون بندری کردیم… دانشمندان و زلزله شناسان هم که قربانشان بروم هر کدام نسخه ای پیچیدند و یکی گفت گسل زخمی شده، یکی گفت فعال شده، یکی گفت تموم شد، دیگری گفت بیشتر از ۵ ریشتر دیگر نمی آید ولی این زلزله سرتق ثابت کرد که کلا با تحلیل های علمی و غیر علمی میانه ای ندارد…بگذریم…

خیلی اوضاع اقتصادی رفقا و دوستان کاسب و تاجر و هتلدار و رستوران دار و راننده خوب بود که با اومدن زلزله ها و گرونی بلیط و … کلا شهر خلوت شده بود…

کیش خالی، ساحل خالی
کافه خالی غرفه خالی

حساب خالی سفره خالی
ساغر و پیمانه خالی

کوچ کرده دسته دسته کیشوندان ولی باز

کیش خالی، ساحل خالی
کافه خالی غرفه خالی

اونی که وعده جشنواره چله تابستون داده بود دیگه نبود… مدیرهای سازمان هم که قربونشان برم درگیری های کاری و ذهنی شان زیاد است و اصلا خاطر عزیز را واسه این مسائل جزیی مشوش نمی کنند…

اونی هم که تاریخ جشنواره فوتبال داده بود و از تاریخش گذشته بود، چیزی نمی گفت… تا اینکه ما چند نفر بیکار سریش مردم آزار، شروع کردیم به نوشتن که پس کو جشنواره، جشنواره کو؟ و بنده خداها را وادار به حرکت کردیم و این شد که یه روز صبح جلسه گذاشتن و گفتن دو روز دیگه جشنواره مون شروع میشه… بگذریم از اینکه جشنواره بیست و چهارم را برگزار نکرده، رفتند سراغ بیست و پنجمی …. جشنواره ای برای ۱۵ روز….به به …

بعد از دو روز و کلی سر و صدا و پیگیری، پوستر جشنواره اومد و یهو آقاجان فکر کرد اون قدیم هاست و خانم مجری داره نقاشی های کودک را نشان می دهد و می گوید دانیال ۱۰ ساله از تهران … کیفیت در این حد ولی خدا بده کمیت واسه طراحش…بگذریم آقاجان….

تیزر هم با فیلم های آرشیوی درست کردند، ما هم اومدیم بزاریم تو اینستاگرام آقاجان واسه تبلیغ کیش و کمک به اقتصاد نیمه جان آن، که اینستاگرام فرتی ویدئو را حذف کرد و گفت آقاجان از تو بعیده کپی رایت را رعایت نکنی… هیچی دیگه، آبروی ما را پیش این مدیران غرب زده اینستاگرام هم بردند…

هنوز هم خواستیم خوشبین و مثبت اندیش باشیم و گفتیم اشکال ندارد، الان مسافرها حمله می کنند به کیش و دوستان ما کسبشان رونق می گیرد… ولی رفیق کاکو شیرازی آقاجان زنگ زد و ناراحت گفت: آقاجان تا ۲۰ روز دیگه پرواز از شیراز به کیش نیست… ما گفتیم مگه میشه، مگه داریم ولی دیدیم که هم داریم، هم میشه… تازه بلیطهای بقیه مسیرها هم سر به فلک کشیده بود… عوضش کیش ایرجان، کیک بریده بود و جشن گرفته واسه پرواز مشهد به لاهور و پروازهای آنتالیا و استانبول….

می دونی آقاجان، در این مواقع هرچه قدر هم که مثبت اندیش باشی دیگه تحمل سخت میشه و زیر لب جملاتی که نباید بگویی را می گویی ….این بود که این سری به جای زیر لب با فریاد خواندم:

مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم خفقان
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم
آی…
با شما هستم
این درها را باز کنید
من به دنبال فضایی می گردم
لب بامی
سر کوهی دل صحرایی
که در آنجا نفسی تازه کنم
آه!…
می خواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما هم برسد
من به فریاد همانند کسی
که نیازی به تنفس دارد
مشت می کوبد بر در
پنجه می ساید بر پنجره ها
محتاجم

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری تحلیلی اندیشه کیش | نگاه متفاوت و تحلیلی به اخبار کیش