true
it is true
trueit is true
کیش سالهاست در ذهن بسیاری از ایرانیان با چند تصویر آشنا شناخته میشود: ساحل، هتل، مراکز خرید، تفریحات دریایی، خیابانهای تمیز و سفرهای چندروزه برای استراحت. این تصویر البته بخش مهمی از واقعیت جزیره است، اما همه واقعیت نیست؛ یا شاید بهتر است گفته شود، همه ظرفیت کیش نیست. جزیرهای که قرار بوده ویترین توسعه، گردشگری و سرمایهگذاری در جنوب ایران باشد، نمیتواند آینده خود را فقط بر پاساژ، پلاژ و اقامت کوتاهمدت بنا کند. کیش اگر میخواهد در رقابت مقاصد گردشگری منطقهای جایگاه پایدار پیدا کند، باید از مدل صرفاً مصرفی گردشگری عبور کند و به سمت اقتصاد فرهنگ، صنایع خلاق و تجربههای معنادار حرکت کند.مسئله کیش کمبود تصویر نیست؛ کمبود روایت است. این جزیره تصویر بصری جذابی دارد، اما هنوز روایت فرهنگی روشنی از خود نساخته است. وقتی از شیراز سخن میگوییم، حافظ، سعدی، باغ، شعر و تاریخ به ذهن میآید. وقتی از اصفهان حرف میزنیم، معماری، میدان، هنر و صنایع دستی تداعی میشود. حتی در سطح منطقهای، شهرهایی مانند دوبی، دوحه، شارجه و ابوظبی در سالهای اخیر کوشیدهاند فقط مقصد خرید و برج و ساحل نباشند؛ بلکه با موزه، نمایشگاه، جشنواره، هنر معاصر، معماری فرهنگی و رویدادهای بینالمللی برای خود سرمایه نمادین تولید کنند. کیش نیز اگر میخواهد فراتر از یک مقصد تفریحی فصلی دیده شود، ناگزیر است هویت فرهنگی خود را جدی بگیرد.اقتصاد فرهنگ دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا میکند. فرهنگ در این نگاه نه یک هزینه تشریفاتی است، نه برنامهای مناسبتی برای پر کردن تقویم اداری. فرهنگ میتواند موتور تولید ارزش باشد؛ ارزشی که هم اقتصادی است و هم نمادین. یک جشنواره موسیقی، یک بازار صنایع خلاق، یک نمایشگاه کتاب یا هنر، یک مسیر گردشگری فرهنگی، یک رویداد غذا و آیینهای بومی، فقط سرگرمی تولید نمیکند؛ گردشگر جذب میکند، مدت اقامت را افزایش میدهد، به کسبوکارهای محلی جان میدهد، برای هنرمندان بازار میسازد و از همه مهمتر، برای جزیره روایت میآفریند.کیش امروز بیش از هر زمان دیگری به چنین روایتی نیاز دارد. بازارهای جزیره دیگر مانند دهههای گذشته تنها انگیزه اصلی سفر نیستند. تغییر الگوی مصرف، کاهش قدرت خرید خانوارها، رقابت فروش آنلاین، افزایش هزینههای سفر و ظهور مقاصد رقیب باعث شده است مدل قدیمی -سفر برای خرید- با چالش روبهرو شود. از سوی دیگر، گردشگر امروز فقط به دنبال کالا نیست؛ به دنبال تجربه است. مقصد موفق، مقصدی است که بتواند برای مسافر خاطره، معنا، تمایز و مشارکت ایجاد کند. در چنین شرایطی، اقتصاد فرهنگ میتواند حلقه مفقوده توسعه گردشگری کیش باشد.با وجود ظرفیتهای گسترده، فرهنگ در کیش هنوز بیش از آنکه در مرکز سیاستگذاری توسعه قرار گیرد، در حاشیه دیده میشود. برنامههای فرهنگی اغلب مناسبتی، مقطعی و وابسته به تصمیمهای اداریاند. تقویم منسجم و قابل اتکایی از رویدادهای فرهنگی که بتواند گردشگر، سرمایهگذار، هنرمند و بخش خصوصی را از ماهها قبل درگیر کند، کمتر به چشم میخورد. این در حالی است که یک مقصد گردشگری حرفهای، بدون تقویم رویدادها نمیتواند برای فصلهای کمرونق برنامهریزی کند. هتلدار، آژانس مسافرتی، مرکز خرید، رستوراندار، هنرمند و حتی گردشگر باید بدانند در هر فصل چه رویدادی در جزیره جریان دارد.ظرفیتهای کیش برای شکلدهی به اقتصاد فرهنگ کم نیست. جزیره از زیرساخت اقامتی، امنیت، دسترسی نسبی، فضاهای عمومی، مراکز تجاری، سالنها، مخاطب ملی و برند شناختهشده برخوردار است. افزون بر آن، موقعیت جغرافیایی کیش در خلیج فارس و پیوند آن با فرهنگ جنوب ایران، امکان ساختن یک هویت فرهنگی متمایز را فراهم میکند. موسیقی بندری، آیینهای دریایی، غذا، پوشاک، روایتهای صیادی، تاریخ تجارت دریایی، زیست جزیرهای و فرهنگ بومی جنوب میتوانند به بخشی از تجربه گردشگری کیش تبدیل شوند؛ البته به شرط آنکه این عناصر صرفاً به تزئین صحنه و اجرای مناسبتی تقلیل پیدا نکنند.خطر اصلی همینجاست: استفاده سطحی از فرهنگ. اگر فرهنگ جنوب فقط در چند اجرای نمایشی خلاصه شود، نه اقتصاد فرهنگ شکل میگیرد و نه هویت پایدار ساخته میشود. اقتصاد فرهنگ زمانی معنا دارد که هنرمند، تولیدکننده، طراح، موسیقیدان، نویسنده، ناشر، برگزارکننده رویداد، کافهدار، گالریدار، مرکز خرید، هتل و نهاد سیاستگذار در یک زنجیره ارزش قرار بگیرند. در این زنجیره، فرهنگ به محصول، تجربه، بازار، اشتغال و برند تبدیل میشود.از منظر سیاستگذاری، کیش نیازمند تغییر نگاه است. فرهنگ نباید پیوست تزئینی گردشگری باشد؛ باید بهعنوان زیرساخت توسعه دیده شود. همانطور که برای فرودگاه، بندر، هتل و مرکز خرید برنامهریزی میشود، برای زیست فرهنگی جزیره نیز باید برنامه داشت. این برنامه میتواند شامل راها
ندازی تقویم سالانه رویدادهای فرهنگی، حمایت از جشنوارههای تخصصی، ایجاد بازار صنایع خلاق جنوب، تبدیل بخشی از مراکز خرید به فضاهای فرهنگی ـ تجاری، حمایت از گالریها و کافهکتابها، طراحی مسیرهای گردشگری فرهنگی، ایجاد بانک داده از فعالان فرهنگی و جذب سرمایه بخش خصوصی در حوزه فرهنگ باشد.بخش خصوصی نیز در این میان نقش مهمی دارد. تا زمانی که فرهنگ صرفاً هزینه تلقی شود، سرمایهگذاری جدی در آن شکل نمیگیرد. اما اگر فعالان اقتصادی ببینند رویداد فرهنگی میتواند فروش را افزایش دهد، اقامت گردشگر را طولانیتر کند، برند مرکز خرید یا هتل را ارتقا دهد و مخاطب جدید بسازد، نگاه آنان تغییر خواهد کرد. در بسیاری از مقاصد گردشگری دنیا، مراکز خرید دیگر فقط محل فروش کالا نیستند؛ محل تجربه، اجرا، نمایش، غذا، هنر، موسیقی و تعامل اجتماعیاند. کیش نیز میتواند از همین ظرفیت استفاده کند.در کنار گردشگر، نباید کیشوندان را فراموش کرد. اقتصاد فرهنگ اگر فقط برای مسافر طراحی شود، ریشهدار نخواهد شد. ساکنان جزیره باید مخاطب و مشارکتکننده اصلی حیات فرهنگی باشند. کتابخانه، سینما، انجمن هنری، آموزش کودکان و نوجوانان، اجراهای شهری، فضاهای فرهنگی عمومی و رویدادهای محلهمحور، بخشی از کیفیت زندگی در جزیرهاند. جزیرهای که برای ساکنان خود زیست فرهنگی غنی نسازد، برای گردشگر هم تجربهای عمیق و ماندگار نخواهد ساخت.در نهایت، آینده کیش فقط با افزایش تعداد هتلها، مراکز خرید و پروژههای عمرانی تضمین نمیشود. توسعه پایدار زمانی شکل میگیرد که اقتصاد، فرهنگ و هویت در کنار هم قرار گیرند. کیش برای رقابت با مقاصد منطقهای، نیازمند روایتی تازه است؛ روایتی که از دل فرهنگ، خلاقیت، مشارکت ساکنان و پیوند با جنوب ایران ساخته شود. فرهنگ در کیش نباید تزئین گردشگری باشد؛ باید موتور تولید ارزش، هویت و ماندگاری مقصد شود.کیش بیش از آنکه به پروژههای تازه نیاز داشته باشد، به معنای تازه نیاز دارد. جزیرهای که فقط مصرف تولید کند، در نخستین موج رکود آسیب میبیند؛ اما جزیرهای که فرهنگ، تجربه و روایت تولید کند، در حافظه مسافر و در اقتصاد منطقهای ماندگار میشود.
true
برچسب ها :
این مطلب بدون برچسب می باشد.
it is true
- نسرین فائق
- کد خبر 57956
- یادداشت
- بدون نظر
- پرینت
true
it is true
true
it is true
true
it is true
falseit is false
true
it is true
it is false
true
it is true
true
it is true
true
it is true




