شما اینجا هستید
اخبارکیش » سیاست شاعرانه

قبل از شروع صحبتم می خواهم از مهمترین ویژگی گفتمان حرف بزنم تا رویکردم در رویارویی با عملکرد فرهنگی و هنری سازمان را بهتر درک کنید. مهمترین نکته در مورد گفتمان این است که استوار بر تمایز و دوگانگی میان اندیشه و رفتار، زبان و عمل نیست. این یعنی گفتمان منطق گفتگومندی را در زبان پرورش می دهد اما در عمل می ستاند. پس روشن است که گایه های مدیران نه در گفتمانشان بلکه در عملشان دنبال می شود. روحیه آنارشیستی من می طلبد که این گایه ها را در سنجشم نسبت به عملکرد مدیران در نظر بگیرم. با این که می دانم ممکن است مورد بی مهری قرا بگیرم اما یک آنارشیست مانند یک سرخپوست است. حتمن این ضرب المثل را شنیده اید که می گویند یک سرخپوست خوب, یک سرخپوست مرده است. چون این یکان است که سازنده است یا تخریب گر و یک آنارشیست خوب از نظر سیستم‌ وجود ندارد چون سیستم در نهایت به منافع خودش فکر می کند که با منافع غیر خودی ها و بی خودی ها زاویه دارد. پس من شما را درک می کنم و توقعی هم ندارم که شما من و امثال من را درک کنید. اگر حرفی می زنم در جهت امید به اصلاح است نه چیز دیگر و خود بودن ارزشی است که به راحتی به دست نمی آید.
باید بگویم, نمایشگاه کتاب امسال از هیچ نظر با نمایشگاه های گذشته که توسط بخش دولتی و سازمان منطقه آزاد در کیش برگزار شده بود قابل مقایسه نیست و به طور کلی این اولین نمایشگاه کتاب با حداقل استاندارد های نمایشگاهی ست که توسط بخش دولتی در کیش برگزار شده است و این برای شروع بسیار با ارزش است. (پیشتر طی سه فایل صوتی مشکلات نمایشگاه های گذشته سازمان را بازگو کردم). از نقاط قوت نمایشگاه امسال وجود بخش قدرتمند کودک و نوجوان و وجود عناوین ارزشمند در حوزه های عمومی از نشر های معتبر کشور (هر چند به صورت محدود از نظر عناوین در هر نشر) بود که در پنج نمایشگاه قبلی سازمان منطقه آزاد اصلن وجود نداشت(این را نه از روی کمیت کتاب ها بلکه از نظر کیفیت کتاب ها می گویم که بسیار تغییر کرده و این ستودنی است). تغییر رویکرد سازمان تا این جای کار نمره قابل قبولی می گیرد اما این یک روی سکه است و روی دیگر سکه هنوز قابل بحث است. لازم دیدم که در جهت رشد این نمایشگاه نقاط ضعف آن را به مدیران سازمان اعلام کنم تا در آینده راهگشا باشد.

نقط
۱) نبود فرآیند جستجوی دقیق برای یافتن غرفه ها و کتاب ها
۲) نبود عوامل اجرایی هر نشر یا کارشناس مربوطه جهت آسان سازی فرآیند خرید
۳) نبود سازکار لازم برای پشتیبانی‌ اطلاعاتی از مشتری جهت معرفی کتاب
۴) نداشتن آشنایی حداقلی با کتاب ها توسط بیشتر افراد مستقر در راهروها
۵) نبود ایستگاه امانت داری جهت نگه داشتن لوازم, کیف ها و اشیا بازدید کنندگان و بستن کیف افراد با مشمای حرارتی با ظاهر زشت
۶) نبود دسته بندی دقیق در کتاب های یک نشر و جدا کردن حوزه ها و موضوعات کتاب ها جهت دسترسی ساده تر افراد به عناوین و بخش هایی مانند فلسفه, جامعه شناسی و… و در هم بودن کتاب ها در یک نشر
۷) محدود بودن تعداد عناوین هر نشر
۸) در نظر نگرفتن بن کتاب مجزا برای هنرمندان فعال اهل قلم یا اصحاب رسانه که در همه نمایشگاه های کتاب در نظر گرفته می شود
۹) نبود یک نظام منطقی و هدفمند در چینش نشرها در کنار هم جهت دسترسی بهینه به کتاب ها و وجود نشر های ناهمگون در کنار یکدیگر
۱۰) نبود سازکار لازم جهت تعامل هنرمندان با شهروندان در برنامه های نمایشگاه
۱۱) نبود کتابهای تخصصی در حوزه های نقد ادبی, مطالعات فرهنگی, هنر و ادبیات تطبیقی و گفتگو های بینا رشته ای
۱۲) نبود راهکار موثر برای افزایش سبد خرید کتاب قشر کم درآمد و کارگری کیش به عنوان جامعه هدف
۱۳) در نظر نگرفتن کودکان زیر هفت سال جهت بهره مندی از بن کتاب به عنوان جامعه هدف
۱۴) ناقص بودن برخی کتاب های چند جلدی از روز دوم نمایشگاه ( روز اول من در نمایشگاه حضور نداشتم)
۱۵) نبود بروشور جهت راهنمای محل نشر حتا به صورت محدود
۱۶) مقدار کم بن های تخفیف (سقف صد هزار تومان) برای مردم جهت خرید کتاب با توجه به قیمت بالای کتاب که در نهایت قدرت خرید بین یک تا دو جلد کتاب جلد سخت یا سه جلد کتاب شومیز را شامل می شد
و از همه مهمتر
۱۷) تخصیص چند میلیونی بن کتاب به یک کتابفروشی در مجتمع بساک و جمع آوری کتاب های پرفروش در تیراژ چند تایی توسط ایشان و دست خالی برگشتن کتاب دوستان از عناوین پرفروش که اعتراض افراد مستقر در راهرو ها و مشتریان را با هم درآورده بود.
در مورد آخر باید بگویم که دادن یارانه برای تجهیز کتابفروشی ها در کیش از یک طرف باید به شکل عادلانه و برای همه یکسان باشد و از طرفی دیگر بر حجم و سبد خرید مردم تاثیر نگذارد. دوستان معترض زیادی را در نمایشگاه دیدم که از خرید چند میلیونی ایشان با بن های نمایشگاه ناراضی بودند و پرسش هایی را مطرح می کردند که پاسخی برای آنها پیدا نمی شود.گروتسک خیره کننده ای که سازمان در این مورد رقم زده است این است که تخصیص چند میلیون تومان بن برای یک کتابفروشی که بین دویست تا سیصد میلیون تومان کتاب در دلش جا داده بیشتر شبیه یک شوخی خنده دار است که اهل فرهنگ و هنر زیر بارش نخواهد رفت. اما همین چند میلیون می تواند کتابخانه چند مدرسه را تجهیز کند و یا در قالب بسته های فرهنگی در دست افراد بی بضاعت قرار بگیرد. چون دادن یارانه به کتابفروشی ها آن هم در زمان نمایشگاه کتاب کاری غیر کارشناسی و غیر فنی است. بهتر بود به جای ایجاد ایستگاه جمع آوری کتاب های خوانده شده و صندوق بن های اهدایی که در محل ورود نمایشگاه جهت اهدا به مدارس, افراد کم بضاعت و کتابخانه ها می آمدید و مبالغ بن را به تجهیز کتابخانه مدارس یا ایجاد سبد خرید کتاب برای قشر کم بضاعت اختصاص می دادید و از امکانات و بودجه های دیگر سازمان در زمان های دیگر جهت برگزاری نمایشگاه های کتاب دوره ای در طول سال توسط بخش خصوصی حمایت می کردید و یارانه در نظر گرفته شده برای آنها را با ارزیابی منطقی و آگاهانه از این صنعت در زمان های دیگر به آنها تخصیص می دادید تا شان کتابفروشی ها را هم حفظ می کردید. بد یا خوب, زشت یا زیبا ما کودکان زیادی در جزیره کیش داریم که توانایی خرید لوازم نوشتن را ندارند چه برسد به اینکه کتاب را در سبد خرید ماهانه یا حتا سالانه خود بگنجانند. بروید کمی میهمان خانه های تیر چوبی در سفین قدیم و جدید شوید یا سری به خانه های کارگری متاهلی کمپ سحر بیندازید.
در آخر باید بگویم که مشورت با اهالی فرهنگ و هنر برای شما یک ضرورت است و تلاش کنید منتقدان خود را بیشتر از دوستانی که منافع مشترک با برنامه های شما دارند دوست داشته باشید.

به قول صائب تبریزی

هر سر موی تو از غفلت به راهی می‌رود
جمع کن پیش از گذشتن کاروان خویش را

#علیرضاتوکلی
شاعر و منتقد ادبی

(( مقالات و تحلیل های رسیده، لزوما دیدگاه رسمی این پایگاه خبری – تحلیلی نمی باشد )

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری تحلیلی اندیشه کیش | نگاه متفاوت و تحلیلی به اخبار کیش