مسؤولانی که از بام تا شام می گویند معترضین صف شان را از اغتشاشگران جدا کنند، خودشان هم چنین کنند و صف معترضین را به رسمیت بشناسند، نه این که همه را اغتشاشگر بنامند و عصبی تر کنند و بحران را عمیق تر و گسترده تر... بهترین راه مواجه شدن با اعتراضات خیابانی این است که اساساً اعتراضات به خیابان نکشد و این کار با به رسمیت شناختن "سهم همه ایرانی ها در اداره ایران" میسر است خاصه در برخورداری از کرسی های پارلمان و تریبون های عمومی.
سیاست راهاندازی مناطق آزاد و تلاش برای جذب سرمایه خارجی و افزایش درآمدهای صادراتی دهها سال است که با جدیّت تمام توسط بسیاری از کشورها دنبال میشود.
روزنامهنگاری در دنیای امروز ایران کار بسیار سختی است. شغلی که در دهههای گذشته یکی از شرافتمندانهترین مشاغل شناخته میشد، در این سالها در چنان بحرانی گرفتار شده که از سوی مردم و حاکمیت در تنگنا قرار گرفته است. دایره فعالیتها محدود شده و حتی مثل دهههای ۷۰ و ۸۰ امکان حضور ندارد. از سوی […]
دهه هفتاد که جزیره کیش مقصدی برای تجارت و گردشگری در نظر گرفته شد و اولین منطقه آزاد تجاری و اقتصادی نام گرفت شاید برای هیچکس قابل قبول نبود که پس از گذشت سه دهه از اهداف اصلی خود دور شود. بسیاری از برنامه ریزی های مناطق آزاد در اختیار مدیران عامل مناطق بود که […]
افقه با اشاره به اینکه ناامیدی از آینده، اصلیترین دلیل اعتراضات نسل جوان امروز است، اضافه کرد: به نوعی میتوان گقت، ناامیدی از بهبود آینده موتور متحرک اعتراضات جوانان دهه ۸۰ است، آنها پیش خود فکر میکنند، که با توجه به این تورم و گرانی که وجود دارد، حتی یک متر خانه بعد از سالها کار و تلاش نمیتوانند خریداری کنند. از لحاظ پیدا کردن یک شغل مناسب نیز آنها وقتی فارق التحصیلان دانشگاهی را میببنند، با خود میپرسند در چه آیندهای با توجه به شرایط اقتصادی جامعه در انتظار آنها است.
از ابتدای تشکیل مناطق آزاد در ایران تاکنون، سرمایهگذاران و فعالان اقتصادی این مناطق به تنها مزیتی که دلخوش بودند، معافیت مالیاتی بیستساله بود که اکنون پیشنهاد حذف آن از سوی وزارت امور اقتصادی و دارایی مطرح شده است. این معافیت، حداقل مشوقی است که میتوانست سرمایهگذاران را قانع کند تا در مناطق آزادی بمانند […]
جمعیت قابل توجهی از معترضین که هیجانات نوجوانی و جوانی خود را با تخریب نشان می دهند دهه هشتادی ها هستند که مسئولین با مسدود سازی اینترنت، بزرگترین سرگرمی آنان را گرفته اند.
مردم مطالبه زیادی ندارند؛ آنها فقط یک زندگی عادی می خواهند، آن هم نه زندگی عادی در حد کشورهای اسکاندیناوی و کانادا و استرالیا که به یک زندگی معمولی و انسانی در حد کشورهایی مانند ترکیه و هند و مالزی و ویتنام و ... قانع اند؛ مطالبه زیادی است؟! یا تأمین اش سخت و ناممکن است؟!
مگر اعتراض، امکانی برای آگاه شدن از مشکلات و مطالبات مردم توسط مسئولان نیست؟ پس چرا هر اعتراض مردم را با اغتشاش اشتباه می گیرند و با برخورد تند، موجب از بین رفتن امکان طرح مسالمت آمیز حرف و انتقاد مردم می شوند؟









